outlaws
outlaws - قانون شکنان
N/A - N/A
UK :
US :
(especially in the past) a person who has broken the law and who lives separately from the other parts of society because they want to escape legal punishment
(به ویژه در گذشته) فردی که قانون شکنی کرده و به دلیل فرار از مجازات قانونی جدا از سایر بخش های جامعه زندگی می کند.
ساختن چیزی غیرقانونی یا غیرقابل قبول
یک جنایتکار، به ویژه کسی که سعی می کند از گرفتار شدن خودداری کند
ساختن چیزی غیرقانونی
رابین هود یاغی بود که در جنگل زندگی می کرد و از ثروتمندان دزدی می کرد تا به فقرا بدهد.
قانون جدید استعمال دخانیات در اماکن عمومی را غیرقانونی می کند.
چندین ایالت استفاده از تلفن همراه در حین رانندگی را غیرقانونی اعلام کرده اند.
bandits
راهزنان
criminals
جنایتکاران
desperadoes
ناامید کننده ها
fugitives
فراری ها
outcasts
رانده شدگان
robbers
دزدان
brigands
کلاهبرداران
crooks
دزدها
thieves
بزهکاران
delinquents
بزرگراه ها
felons
بالشتک ها
highwaymen
قانون شکنان
footpads
غارتگران
lawbreakers
شرورها
marauders
بوشرانگرها
villains
منفی
bushrangers
رانشگرها
cons
مخالفان سابق
drifters
گانگسترها
ex-cons
تفنگ داران
gangsters
هودها
gunslingers
هولیگان ها
hoods
gaolbirdsUK
hoodlums
jailbirdsUS
hooligans
اوباش
gaolbirdsUK
لیوان ها
jailbirdsUS
راکت داران
mobsters
کلاه سیاه
mugs
racketeers
black hats
provides
فراهم می کند
stipulates
تصریح می کند
specifies
مشخص می کند
demands
خواسته ها
instructs
دستور می دهد
postulates
فرضیه ها
states
ایالت ها
determines
تعیین می کند
imposes
تحمیل می کند
requires
نیاز دارد
agrees
موافق است
arranges
ترتیب می دهد
conditions
شرایط
contracts
قراردادها
designates
جزئیات
details
تضمین می کند
guarantees
اصرار دارد
insists on
سفارشات
insists upon
تجویز می کند
ordains
وعده می دهد
orders
هجی می کند
prescribes
احکام
promises
دراز می کشد
spells out
ایالات متحده را خاص می کند
decrees
تعهد می کند
lays down
برقرار می کند
particularizesUS
pledges
specificates
ensures
establishes
