cables

base info - اطلاعات اولیه

cables - کابل ها

N/A - N/A

ˈkeɪ.bəl

UK :

ˈkeɪ.bəl

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cables] در گوگل
description - توضیح
  • a set of wires, covered by plastic that carries electricity phone signals, etc.


    مجموعه ای از سیم ها که با پلاستیک پوشانده شده است که برق، سیگنال های تلفن و غیره را حمل می کند.


  • → تلویزیون کابلی


  • برای قرار دادن کابل ها در زیر زمین در یک منطقه به طوری که سیگنال های تلویزیون یا تلفن در طول آنها ارسال شود


  • (طول) سیم، به ویژه. به طناب ضخیم و محکم پیچ خورده یا برای حمل برق استفاده می شود

  • (in the past) a message sent by electric signal


    (در گذشته) یک پیام ارسال شده توسط سیگنال الکتریکی

  • a set of covered wires or fibres that electrical or electronic signals travel through


    مجموعه ای از سیم ها یا فیبرهای پوشیده شده که سیگنال های الکتریکی یا الکترونیکی از آن عبور می کنند

  • the system of sending television programmes or phone signals along wires under the ground


    سیستم ارسال برنامه های تلویزیونی یا سیگنال های تلفن همراه با سیم های زیر زمین

example - مثال

  • یک طول کابل

  • The road has been dug up in order to lay cables.


    جاده برای کابل کشی کنده شده است.

  • overhead power cables


    کابل های برق بالای سر

  • The office has gone over to cable.


    دفتر به کابل رفته است.


  • این کانال فقط به صورت کابلی موجود است.

  • Many rural areas have not yet been cabled.


    بسیاری از مناطق روستایی هنوز کابل کشی نشده اند.


  • باید دیش ماهواره بخرید یا کابل کشی کنید.

  • They dug up the road in order to lay phone cables.


    آنها جاده را حفر کردند تا کابل تلفن را ببندند.

  • Hotels use Wi-Fi to provide in-room access without having to lay cable.


    هتل ها از Wi-Fi برای دسترسی به داخل اتاق بدون نیاز به کابل کشی استفاده می کنند.

  • ethernet/fibre-optic/network/power cable


    کابل اترنت / فیبر نوری / شبکه / کابل برق

synonyms - مترادف
  • wiring


    سیم کشی

  • wirework


    سیم کاری


  • کابل کاری


  • خط برق

antonyms - متضاد
  • hawsers


    فروشندگان

لغت پیشنهادی

ethos

لغت پیشنهادی

thinness

لغت پیشنهادی

spuds