dish
dish - ظرف
noun - اسم
UK :
US :
ظرفی مسطح با کناره های کم، برای سرو غذا از داخل یا پختن غذا
نوعی غذا که به روش خاصی پخته می شود و به عنوان بخشی از غذا سرو می شود
چیزی که به شکل ظرف است
someone who is sexually attractive
کسی که از نظر جنسی جذاب است
to give a lot of information about something or someone especially something that would usually be secret or private
دادن اطلاعات زیادی در مورد چیزی یا کسی، به خصوص چیزی که معمولاً مخفی یا خصوصی است
a container flatter than a bowl and sometimes with a lid, from which food can be served or which can be used for cooking
ظرفی صاف تر از کاسه و گاهی درب دار که می توان از آن غذا سرو کرد یا برای پخت و پز استفاده کرد.
تمام بشقاب ها، لیوان ها، چاقوها، چنگال ها و غیره که در طول غذا استفاده شده اند
غذایی که به روشی خاص به عنوان بخشی از یک وعده غذایی تهیه شده است
a sexually attractive person
یک فرد جذاب از نظر جنسی
گفتن اطلاعات شخصی ناخوشایند یا تکان دهنده در مورد کسی
در ورزش های گروهی مانند بسکتبال یا هاکی روی یخ، برای پاس دادن توپ به بازیکن دیگری در تیم خود
ظرف گرد و مسطح با لبه برجسته که برای سرو یا نگهداری غذا استفاده می شود
ظروف عبارتند از تمام بشقاب ها، لیوان ها، چاقوها، چنگال ها و غیره که در هنگام غذا استفاده شده است.
نوع خاصی از غذا یا غذایی که به روشی خاص به عنوان بخشی از یک وعده غذایی تهیه شده است
Just think of a loud noise-say, a dish breaking on the floor-that stops all the conversation in a room.
فقط به صدای بلند فکر کنید - مثلاً بشکندن ظرفی روی زمین - که تمام مکالمات یک اتاق را متوقف می کند.
3 پوسته پر شده را در هر یک از دو ظرف پخت بیضی شکل که با اسپری آشپزی اسپری شده اند، بچینید.
یک ظرف قابلمه
یک غذای کلاسیک کریول
غذای ایتالیایی مورد علاقه من لازانیا است.
Gumbo, rice dressings and Jambalaya are all one-pot dishes, which are perfect for feeding large numbers.
گامبو، سس برنج و جامبالایا همگی غذاهای یک دیگ هستند که برای غذا دادن به تعداد زیاد مناسب هستند.
ما انواع غذاهای تایلندی را سرو می کنیم.
ظرف ها را با مخلوط ماهی قزل آلا تا نصف پر کنید، سپس یک قاشق چای خوری خاویار را در مرکز قرار دهید.
همچنین زمان لازم برای گرم کردن ظرف را در نظر بگیرید تا آن را برای خوردن ایمن نگه دارید.
در هر صورت همیشه این مشکل وجود داشت که ظرف را چه کنیم.
این غذا را می توان گرم یا سرد سرو کرد.
یک غذای سبزیجات خوشمزه با سس آجیل تند
علاوه بر منوی گسترده تنوری، طیف گسترده ای از غذاهای گیاهی نیز وجود دارد.
ما در مورد تخم مرغ های دیگر صحبت می کنیم، غذاهای فوق العاده دیگری که در زمان های گذشته خورده ایم.
یک ظرف پخت / سرو
یک ظرف قابلمه
به مدت 45 دقیقه در ظرف کم عمق بپزید.
آنها از یک ظرف بزرگ پاستا به خودشان کمک کردند.
من ظرفها را بشورم (= آنها را بشورم).
اولین کار واقعی من ظرف شستن در رستوران بود.
یک غذای گیاهی / ماهی / گوشت / پاستا
این یک غذای اصلی داغ عالی است.
تصمیم گرفتم غذای مورد علاقه او را بپزم.
برای تهیه / سرو یک غذا
یک غذای خوشمزه از برنج کاری و گوشت بره
من می توانم غذای سرآشپز روز را توصیه کنم.
یک ظرف صابون
چه ظرفی!
سالاد را در ظرف سرو بچینید.
ظرف غذای حیوان خانگی شما
یک ظرف شیشه ای
an ovenproof dish
یک ظرف نسوز
ظرف ها را خشک کرد و کنار گذاشت.
نوبت شستن ظروف شماست.
وقتی به خانه رسیدیم ظروف کثیف صبحانه هنوز داخل سینک بودند.
گولش یک غذای گوشتی است.
Kedgeree یک غذای شام فوق العاده درست می کند.
یک یا دو غذای اصلی را با انتخابی از سالاد و نیبل سرو کنید.
او برای ما یک غذای خوشمزه فرانسوی با گوشت خوک و گوجه فرنگی درست کرد.
غذای ملی feijoada است - گوشت خوک با لوبیا.
آنها از تمام غذاهای محلی نمونه گرفتند.
a restaurant that serves traditional Indian dishes
رستورانی که غذاهای سنتی هندی سرو می کند
یک غذای ساده که به زیبایی آماده شده است
آیا شما یک غذای مورد علاقه دارید؟
an oven-proof dish
یک ظرف ضد فر
بشقاب
کاسه
platter
بشقاب بزرگ
کشتی
receptacle
ظرف
سینی
tray
گلدان
قابلمه
casserole
مخزن
repository
برش دهنده
salver
سنگر
trencher
شارژر
charger
ثبت اختراع
paten
ashet
ashet
پورنجر
porringer
نعلبکی
saucer
سفالگری
pottery
سرامیک
ceramic
چین
china
ظرف سرو
serving dish
ظرف فر
بشقاب سوپ
ماهی تابه
حوضه
basin
کوکوت
cocotte
ظرف مخصوص پخت و پز
baking dish
بوقلمون
tureen
دیگ
cauldron
کاسه سوپ
رامکین
ramequin
