sauce
sauce - سس
noun - اسم
UK :
US :
مایع پخته غلیظی که با غذا سرو می شود تا طعم خاصی به آن بدهد
سخنان بی ادبانه ای که به کسی گفته می شود که باید به آن احترام بگذارید
مایع غلیظی که همراه غذا خورده می شود تا طعم و مزه بدهد
الکل
اظهاراتی که گستاخانه است یا هیچ احترامی نشان نمی دهد
مایع غلیظی که برای طعم دادن به غذا با غذا تهیه و سرو می شود
مرغ در یک سس غنی و خامه ای
سس ماهی، شیر نارگیل، شکر و آبلیمو را با هم مخلوط کرده و روی حرارت قرار دهید.
خوب آبکش کنید و داخل سس هم بزنید.
بالاخره فقط سس گوجه فرنگی بود!
tomato/cranberry/chilli sauce
سس گوجه فرنگی / زغال اخته / فلفل قرمز
مرغ در یک سس سفید
بستنی با سس فاج داغ
سس پاستا (= سسی که با پاستا سرو می شود)
یک سس غوطه ور کردن عسل خردل به طعم دادن به کیک های خرچنگ کمک کرد.
تارت نارگیل با سس شکلات داغ سرو می شود
سس را روی پاستا بریزید.
گوشت بره با سس نعنا داشتیم.
یک سس خوش طعم/شیرین
سس گوجه فرنگی
او دوباره روی سس (= نوشیدن بیش از حد الکل) بوده است.
سس تو بسه دخترم!
barbecue/tomato sauce
باربیکیو/سس گوجه فرنگی
dressing
تزئین
condiment
چاشنی
relish
لذت بردن
dip
شیب
jus
جوس
coulis
کولیس
gravy
سس
flavouringUK
طعم دهنده انگلستان
ketchup
سس گوجه
flavoringUS
طعم دهنده ایالات متحده
topping
روکش کردن
spice
ادویه
seasoning
طعم ایالات متحده
flavorUS
طعم انگلستان
flavourUK
گیاه دارویی
herb
افزودنی
additive
شوق و شور
zest
تزریق
infusion
تنتور
tincture
تقطیر
distillation
ذات
quintessence
روح
essence
ادویه ها
گیاهان
spices
فلفل
herbs
نمک
گیاهان و ادویه جات ترشی جات
استخراج کردن
herbs and spices
آب میوه ها
extract
juices
