expand
expand - بسط دادن
verb - فعل
UK :
US :
قابل گسترش
بزرگتر شدن از نظر اندازه، تعداد یا مقدار، یا بزرگتر شدن چیزی
اگر یک شرکت، تجارت و غیره گسترش یابد، یا اگر کسی آن را گسترش دهد، مغازه ها، کارخانه های جدید و غیره را باز می کند
اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنید و شروع به صحبت کردن کنید
بزرگتر شدن از نظر اندازه، مقدار یا تعداد، یا بزرگتر شدن چیزی در اندازه، مقدار یا تعداد
اگر یک اقتصاد، صنعت یا فعالیت تجاری گسترش یابد، بزرگتر یا موفقیت آمیزتر می شود
افزایش اندازه، تعداد یا اهمیت، یا افزایش دادن چیزی به این ترتیب
افزایش اندازه، تعداد یا اهمیت چیزی
The universe is constantly expanding.
جهان دائما در حال گسترش است.
تجارت بین کشورهای در حال توسعه و کشورهای صنعتی در حال گسترش است.
گرما باعث انبساط گاز در ظرف می شود.
این تجارت به سرعت در حال رشد بود و شروع به گسترش در خارج از کشور کرد.
دهه 1980 شاهد گسترش جنبش عاشقانه و تغییر جهت بود.
این آژانس امیدوار است که پوشش استعدادهای جدید موسیقی را در سایت اینترنتی خود گسترش دهد.
آنها برنامه هایی را تأمین می کنند که مزایای سلامتی را به بخش های وسیع تری از جامعه گسترش می دهد.
دکتر مارتین همچنین به گسترش فرصت های مسکن برای افراد مبتلا به ایدز کمک کرد.
بازار ورزش و اوقات فراغت با سرعت بیشتری نسبت به قبل در حال گسترش است.
New Historicism's usual response to this is to expand on Montrose's point about the inevitability of critical partiality existing.
پاسخ معمول تاریخ گرایی جدید به این امر، بسط دادن نظر مونتروز در مورد اجتناب ناپذیر بودن جزئی نگری انتقادی است.
Gradually the number of individual objectors prepared to enter the fray began to expand outside the initial handful.
به تدریج، تعداد معترضانی که برای ورود به معارضه آماده شده بودند، خارج از تعداد انگشت شمار اولیه شروع به افزایش کرد.
Pepsi has aggressive plans to expand overseas.
پپسی برنامه های تهاجمی برای گسترش در خارج از کشور دارد.
The Drugs unit aims to expand pupils' knowledge of drugs so that they appreciate that only some drugs are socially acceptable.
واحد مواد مخدر با هدف گسترش دانش دانش آموزان در مورد مواد مخدر به طوری که آنها درک می کنند که فقط برخی از مواد مخدر از نظر اجتماعی قابل قبول هستند.
شرکت های بیمه پزشکی در طول دهه 1980 به سرعت گسترش یافتند.
جمعیت تگزاس در دهه 60 به سرعت افزایش یافت.
او قصد دارد فعالیت های این شرکت را در ایالات متحده گسترش دهد.
این دانشگاه قصد دارد تعداد دانشجویان را به بیش از 20000 نفر افزایش دهد.
Domestication of new animals for their products will probably expand to meet the demands no longer met from wild stock.
اهلی کردن حیوانات جدید برای محصولات آنها احتمالاً برای پاسخگویی به نیازهایی که دیگر از حیوانات وحشی برآورده نمی شود، گسترش خواهد یافت.
فلزات وقتی گرم می شوند منبسط می شوند.
The containers are made of peat and wood fiber laced with soluble fertilizer and peat pellets that expand when watered.
ظروف از ذغال سنگ نارس و الیاف چوبی با کودهای محلول و گلوله های ذغال سنگ نارس ساخته شده اند که هنگام آبیاری منبسط می شوند.
فلزات وقتی گرم می شوند منبسط می شوند.
Student numbers are expanding rapidly.
تعداد دانش آموزان به سرعت در حال گسترش است.
نسخه بسیار گسترده ای از کتاب قبلی او
دایره لغات کودک از طریق خواندن گسترش می یابد.
کمر به اندازه های مختلف منبسط می شود.
تمرکز گالری گسترش خواهد یافت و آثار هنرمندان مدرن را در بر می گیرد.
تا سال 1999، این رویداد از دو به سه روز گسترش یافت.
آنها همچنان به گسترش دامنه کالاها و خدماتی که ارائه می دهند ادامه می دهند.
برای گسترش یک برنامه / سرویس
در تنفس، ماهیچه های قفسه سینه قفسه سینه را منبسط می کنند و اجازه می دهند هوا به داخل ریه ها مکیده شود.
هیچ برنامه ای برای توسعه فرودگاه محلی وجود ندارد.
این فیلم کوتاه در حال تبدیل شدن به یک مستند کامل است.
اقتصاد در حال گسترش (= با شروع و رشد کسب و کار بیشتر)
بازار ارگانیک به سرعت در میان خریداران طبقه متوسط در حال گسترش است.
آنها اخیراً در خاورمیانه گسترش یافته اند.
ما با افتتاح دو فروشگاه دیگر، کسب و کار را گسترش دادیم.
این شرکت در حال برنامه ریزی برای گسترش فعالیت های خود در آمریکا است.
من سوال را تکرار کردم و منتظر ماندم تا او گسترش یابد.
تعداد مدیران از 700 به 1 300 افزایش یافته است.
دولت کمک های اقتصادی به این منطقه را گسترش داده است.
این شهر به یک شهر گسترش یافته است.
من نیاز داشتم که امکانات زندگی ام را گسترش دهم.
سیستم جدید نقش پزشکان خانواده را گسترش داد.
ناشران آمریکایی تلاش کردند تا بازارهای خود را در خارج از کشور گسترش دهند.
هر دو شرکت به شدت در حال گسترش مدل های تجاری خود در اروپا هستند.
او قصد دارد فراتر از مشاوره رایانه گسترش یابد و شامل آموزش مهندسی شود.
internet companies expanding abroad
شرکت های اینترنتی در حال گسترش در خارج از کشور
این تجارت در سال گذشته بسیار گسترش یافته است.
Several brands have successfully expanded their market presence.
چندین برند با موفقیت حضور خود را در بازار گسترش داده اند.
هوای بالون با گرم شدن منبسط می شود.
آنها عملیات خرده فروشی خود را در طول دهه 1980 گسترش دادند.
enlarge
بزرگنمایی کنید
توسعه دادن، گسترش
افزایش دادن
swell
متورم شدن
inflate
باد کردن
thicken
غلیظ کردن
dilate
گشاد کردن
lengthen
طولانی کردن
widen
گسترده تر کردن
heighten
بالا بردن
fatten
چاق کردن
augment
تقویت کردن
توسعه دهد
رشد
broaden
گسترش دهد
کش آمدن
amplify
تقویت
balloon
بالون
bloat
نفخ کردن
boost
بورژون
bourgeon
برآمدگی
bulge
فله
bulk
جوانه زدن
burgeon
متسع شدن
distend
بزرگ کردن
magnify
بزرگتر کردن
make bigger
قارچ
mushroom
گلوله برفی
snowball
گشاد شدن
supersize
become distended
shrink
کوچک شدن
نزول کردن
قرارداد
كاهش دادن
abate
کاهش دادن
condense
متراکم کردن
constrict
منقبض کردن
de-escalate
تنش زدایی
diminish
کاهش
downsize
کوچک کردن
dwindle
کم شدن
lessen
پایین تر
کوتاه کردن
minify
فشرده کردن
shorten
محدود کردن
compress
باد کردن
curtail
پایان
deflate
سقوط
مکث
پنهان شدن
halt
مانع شود
محدود، تنگ
hinder
چروک شدن
ساده کردن
restrict
متوقف کردن
shrivel
کم کردن از
simplify
گره زدن
لاغر
subtract from
tangle