universe

base info - اطلاعات اولیه

universe - کائنات

noun - اسم

/ˈjuːnɪvɜːrs/

UK :

/ˈjuːnɪvɜːs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [universe] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Could there be intelligent life elsewhere in the universe?


    آیا زندگی هوشمند در جای دیگری از جهان می تواند وجود داشته باشد؟

  • theories of how the universe began


    نظریه های چگونگی آغاز جهان

  • As far as we know the entire universe was created in the big bang.


    تا آنجا که ما می دانیم، کل جهان در انفجار بزرگ ایجاد شده است.

  • The idea of a parallel universe is hard to grasp.


    درک ایده یک جهان موازی دشوار است.

  • He lives in a little universe of his own.


    او در جهان کوچکی از خودش زندگی می کند.

  • A tidal pool is its own little universe bustling with activity and life.


    استخر جزر و مدی جهان کوچک خودش است که پر از فعالیت و زندگی است.


  • جهان اخلاقی

  • Do you believe God created the universe?


    آیا شما معتقدید که خداوند جهان را آفریده است؟

  • The universe is still expanding.


    جهان هنوز در حال انبساط است.

  • the outer regions of the known universe


    نواحی بیرونی جهان شناخته شده

  • Is there intelligent life elsewhere in the universe?


    آیا حیات هوشمند در جای دیگری از جهان هستی وجود دارد؟

  • Scientists have speculated about the possibility of parallel universes.


    دانشمندان در مورد امکان جهان های موازی حدس می زنند.

  • The characters in his novels inhabit a bleak and hopeless universe.


    شخصیت‌های رمان‌های او در دنیایی تاریک و ناامید زندگی می‌کنند.


  • خانواده او تمام عالم اوست (= هر آنچه برای او مهم است).

  • We rank a broad universe of stocks using both value characteristics and growth characteristics.


    ما طیف گسترده ای از سهام را با استفاده از ویژگی های ارزش و ویژگی های رشد رتبه بندی می کنیم.

  • Salesmen seeking business leads pay extra for the service to be able to contact a broader universe of people.


    فروشندگانی که به دنبال سرنخ های تجاری هستند، برای این خدمات هزینه بیشتری می پردازند تا بتوانند با طیف وسیع تری از مردم تماس بگیرند.

  • The online universe is brimming with dozens of virtual worlds vying to build sustainable life.


    جهان آنلاین مملو از ده ها دنیای مجازی است که برای ساختن زندگی پایدار رقابت می کنند.


  • آنها صندوقی را انتخاب کردند که به جای سرمایه گذاری محدود، سرمایه گذاری جهانی داشته باشد.

  • The company claimed 7,500 accounts nationwide - a small but not insignificant piece of a universe of 750,000 U.S. food-service operators.


    این شرکت ادعا می کند 7500 حساب در سراسر کشور - یک قطعه کوچک اما نه کم اهمیت از یک جهان متشکل از 750000 اپراتور خدمات غذایی ایالات متحده است.

synonyms - مترادف
  • cosmos


    کیهان

  • macrocosm


    جهان کلان


  • فضا


  • ایجاد


  • طبیعت


  • جهان

  • firmament


    فلک

  • infinity


    بی نهایت

  • totality


    کلیت


  • زمین


  • همه چيز


  • بهشت

  • heavens


    زندگی


  • تمام دنیا


  • فضای بیرونی

  • outer space


    همه وجود


  • دنیای طبیعی


  • کهکشان


  • سیاره


  • کره

  • sphere


    کره زمین

  • globe


    مگا کیهان

  • megacosm


    منظومه شمسی


  • ماکرو کیهان

  • macrocosmos


    اتر

  • ether


    وجود داشتن


  • زیست کره

  • biosphere


    دنیای زنده


  • گیاهان و جانوران

  • flora and fauna


    Sol III

  • Sol III


antonyms - متضاد
  • locality


    محل

لغت پیشنهادی

medium

لغت پیشنهادی

dispensed

لغت پیشنهادی

fees