possibility
possibility - امکان پذیری
noun - اسم
UK :
US :
if there is a possibility that something is true or that something will happen it might be true or it might happen
اگر این احتمال وجود داشته باشد که چیزی درست باشد یا اتفاقی بیفتد، ممکن است درست باشد یا ممکن است اتفاق بیفتد
فرصتی برای انجام کاری، یا کاری که می توان انجام داد یا امتحان کرد
شانسی که ممکن است اتفاقی بیفتد یا حقیقت داشته باشد
کاری که می توانید در یک موقعیت خاص انجام دهید
چیزی که می توان انجام داد یا به دست آورد، یا ممکن است وجود داشته باشد
چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد یا وجود داشته باشد
اگر تغییری در اقتصاد ایجاد نشود، احتمال تعطیلی کارخانه وجود دارد.
ما باید همه امکانات را برای کمک به این کودکان بررسی کنیم.
احتمال وقوع زلزله دیگری وجود دارد.
رایانهها امکانات هیجانانگیزی را در اختیار شما قرار دادهاند.
هنوز احتمال ضعیفی وجود دارد که سارا سالم و سلامت پیدا شود.
I just listened, there was absolutely no possibility of influencing her.
من فقط گوش دادم، مطلقاً هیچ امکانی برای تأثیرگذاری بر او وجود نداشت.
There was no possibility now that she could capsize: built with positive buoyancy, she was incapable of sinking.
اکنون هیچ امکانی وجود نداشت که او بتواند واژگون شود: او که با شناوری مثبت ساخته شده بود، قادر به غرق شدن نبود.
ورودی و خروجی صدا امکاناتی را ارائه می دهد که تازه در حال بررسی هستند.
یک احتمال این است که به او پول بیشتری پیشنهاد دهید.
اکنون به نظر می رسد که پیروزی جمهوری خواهان در انتخابات ماه آینده یک احتمال واقعی باشد.
We know this individual pulled the trigger, but there are several possibilities as to who was actually responsible.
ما می دانیم که این فرد ماشه را کشیده است، اما چندین احتمال وجود دارد که واقعاً چه کسی مسئول بوده است.
Howard by his belief in original sin guilt and the possibility of awakening man's consciousness of sin.
هاوارد با اعتقاد به گناه اصلی، احساس گناه و امکان بیدار کردن آگاهی انسان از گناه.
در حال بررسی امکان ارائه کلاس جدید برای دانش آموزان پیشرفته هستیم.
نمی توانستیم احتمال حمله دشمن را نادیده بگیریم.
Instrument flight means the possibility of flying in all weather conditions.
پرواز ابزاری یعنی امکان پرواز در هر شرایط آب و هوایی.
باید مراقب بود که امکان فروش برای کارکنان مشتری فاش نشود.
It is interesting to reflect upon the possibility that a meteorite-sized chunk of cometary material might survive its fall to Earth.
جالب است که به این احتمال فکر کنیم که تکه ای به اندازه یک شهاب سنگ از مواد دنباله دار ممکن است از سقوط خود به زمین جان سالم به در ببرد.
The possibilities for improvement are endless.
امکانات برای بهبود بی پایان است.
Bankruptcy is a real possibility if sales don't improve.
در صورت عدم بهبود فروش، ورشکستگی یک احتمال واقعی است.
What had seemed impossible now seemed a distinct possibility.
آنچه غیرممکن به نظر می رسید اکنون یک امکان متمایز به نظر می رسید.
رسیدن به فینال یک احتمال دور به نظر می رسد.
احتمال زیاد باران وجود دارد.
اکنون احتمال بهبودی کامل او وجود ندارد.
ما نمی توانیم این احتمال را که ممکن است شخص دیگری درگیر بوده باشد را رد کنیم.
I have considered the possibility that she is dead.
من این احتمال را در نظر گرفته ام که او مرده است.
وی از رد احتمال افزایش مالیات خودداری کرد.
There is a real possibility of war.
احتمال وقوع جنگ وجود دارد.
این شرکت امکان پیگرد قانونی را مطرح کرده است.
من از احتمال حضور در المپیک هیجان زده هستم.
This is a one-year appointment with the possibility of renewal for an additional year.
این انتصاب یک ساله با امکان تمدید برای یک سال دیگر است.
The possibilities are endless.
امکانات بی پایان هستند.
فروش خانه تنها یک امکان است که برای ما باز است.
We have to investigate every possibility.
ما باید هر احتمالی را بررسی کنیم.
پلیس در حال بررسی طیف وسیعی از احتمالات است.
تا تمام امکانات را تمام کند
او امکان تحصیل در ایالات متحده را بررسی کرد.
احتمالات بی شماری برای تحقیقات آینده وجود دارد.
این دوره طیف وسیعی از امکانات هیجان انگیز را برای توسعه مهارت های شما ارائه می دهد.
در یک کتابفروشی، امکانات برای مرور بی پایان است.
فرصت های شغلی برای زنان بسیار بیشتر از پنجاه سال پیش است.
خانه در وضعیت بدی قرار دارد اما امکاناتی دارد.
او اولین کسی بود که امکانات این طرح را دید.
یک نتیجه موفقیت آمیز فراتر از محدوده احتمالی نیست.
فراتر از مرزهای احتمالی نیست که همه ما یک روز دوباره ملاقات کنیم.
همانطور که می بینم ما دو گزینه داریم…
دانشجویان این امکان را دارند که در سال دوم خود در خارج از کشور تحصیل کنند.
اگر حق انتخاب داشتم از فردا دست از کار میکشم.
طیف گسترده ای از انتخاب ها برای شما باز است.
شما می توانید به صورت نقدی به صورت هفتگی یا با چک ماهانه پرداخت کنید: این دو گزینه هستند.
پتانسیل
feasibility
امکان پذیری
potentiality
بالقوه
practicability
عملی بودن
چشم انداز
achievability
قابل دستیابی
قابلیت
ظرفیت
plausibility
قابل قبول بودن
probability
احتمال
chances
شانس
conceivability
قابل تصور
likelihood
قابل اجرا بودن
دستیابی
workableness
دست یافتنی بودن
attainability
فرصت
attainableness
چگونگی، امر، تفصیل، شرایط محیط، پیش امد، شرح
likeliness
نمونه، مثال
مناسبت
وقوع
بازی
محدوده
occurrence
شلیک کرد
چاقو زدن
دعا
بازی شیر یا خط کردن
stab
شانس بیرونی
آنچه طول می کشد
toss-up
impossibility
عدم امکان
unfeasibility
غیرممکن بودن
unlikelihood
بعید
implausibility
غیر قابل قبول بودن
impracticability
غیر عملی بودن
inconceivability
غیرقابل تصور
impracticality
مسخره بودن
ridiculousness
دست نیافتنی
unattainability
نامعقول بودن
unreasonableness
غیر قابل اجرا بودن
unworkability
غیر احتمالی
improbability
دشواری
عیب
disadvantage
ناامیدی
hopelessness
بی فایده بودن
uselessness
