sin
sin - گناه
noun - اسم
UK :
US :
عملی که خلاف احکام دینی است و اهانت به خدا محسوب می شود
انجام کاری که خلاف احکام دینی است و اهانت به خدا محسوب می شود
مخفف نوشتاری
جرم شکستن یا شکستن یک قانون دینی یا اخلاقی
برای زیر پا گذاشتن یک قانون مذهبی یا اخلاقی
written abbreviation for sine specialized
مخفف نوشته شده برای سینوس تخصصی
مخفف برای شماره بیمه اجتماعی
عملی برای زیر پا گذاشتن یک قانون دینی، یا چنین اعمالی با هم در نظر گرفته شوند
گناه نیز هر چیزی است که نادرست تلقی می شود
کتاب مقدس می گوید زنا گناه است.
همه چیز ممکن بود. هر کسی می تواند ثروتمند شود. گناه اصلی شک بود.
می خواستم به گناهم اعتراف کنم.
Death and darkness can be experienced as guilt because of sin or depression and paralysing imprisonment of spirit.
مرگ و تاریکی را می توان به عنوان گناه به دلیل گناه یا افسردگی و حبس روحی فلج کننده تجربه کرد.
Like conscientious believers everywhere they confess a wide range of sins of omission and commission.
مانند مؤمنان وظیفه شناس در همه جا به گستره وسیعی از گناهان ترک و ارتکاب اعتراف می کنند.
گناه طمع
با این حال، همانطور که پدر پیتر گفت، حتی نیازمندترین افراد نیز نباید از گناهانشان چشم پوشی کنند.
این گناهان ممکن است برای تهدید هویت و همبستگی دودمان - مهمترین فضایل نوئر - دیده شود.
No one is completely without sin.
هیچ کس کاملاً بدون گناه نیست.
نفع شخصی بدترین گناه و برده داری بدترین نوع منفعت شخصی بود.
برای ارتکاب گناه
به گناهان خود نزد خدا اعتراف کنید تا او شما را ببخشد.
God forgives our sins.
خداوند گناهان ما را می بخشد.
کتاب مقدس می گوید که دزدی گناه است.
یک زندگی گناه
از مؤمنان خواسته می شود که از گناه دور شوند و زندگی پر از دعا را در پیش گیرند.
هدر دادن پول مالیات دهندگان به این شکل گناه است.
او برای گناهانش با ما در حساب ها کار می کند!
او لباس راحتی گشاد پوشیده بود که گناهان زیادی را پنهان می کرد.
بی احترامی به والدین گناه محسوب می شود.
حتی سیاستمداران نیز از گناهان جسمی مصون نیستند.
پسران ما تاوان گناهان پدران خود را خواهند داد.
ما به بخشش گناهان ایمان داریم.
ما از گناهان گذشته توبه کرده ایم. حالا وقت آن است که به جلو برویم.
بابا من مرتکب گناه شدم
ارتکاب / اعتراف به گناه
او به گناه بسیار فکر می کند.
فکر می کنم هدر دادن غذا گناه است (= از نظر اخلاقی اشتباه است) در حالی که بسیاری از مردم جهان گرسنه هستند.
برای گناهانم (= گویا کیفر است) جشن اداری را امسال ترتیب می دهم.
مرا ببخش، پدر، زیرا گناه کردم.
در بیشتر ادیان، دزدی به عنوان گناه تلقی می شود.
گناهی نیست که بچه خود را در تمرین فوتبال رها کنید و در ماشین بمانید تا کتاب بخوانید.
فکر نمی کنم راه خوبی وجود داشته باشد که بگوییم گناه کرده ام.
جرم
offenceUK
جرم انگلستان
offenseUS
جنایت ایالات متحده
wrongdoing
انجام اشتباه
خطا
lapse
سپری شدن
misdeed
سوء رفتار
misdemeanourUK
جنایت انگلستان
transgression
تخلف
misdoing
اشتباه کردن
رسوایی
نقض
اشتباه
breach
رخنه
dereliction
مهجوریت
failing
شکست خوردن
عیب
guilt
گناه
lawbreaking
قانون شکنی
malefaction
بدجنسی
misdemeanorUS
جنایت آمریکا
trespass
تجاوز
peccadillo
پکادیلو
peccancy
نازک بودن
veniality
توهین
immoral act
عمل غیر اخلاقی
evil-doing
بدکاری
سقوط از فیض
عمل شیطانی
عمل ناشایست
improper act
