investigate

base info - اطلاعات اولیه

investigate - تحقیق کردن

verb - فعل

/ɪnˈvestɪɡeɪt/

UK :

/ɪnˈvestɪɡeɪt/

US :

family - خانواده
investigation
تحقیق و بررسی
investigative
تحقیقی
investigatory
---
google image
نتیجه جستجوی لغت [investigate] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The FBI has been called in to investigate.


    FBI برای تحقیق فراخوانده شده است.

  • the senior investigating officer


    افسر ارشد تحقیق

  • ‘What was that noise?’ ‘I'll go and investigate.’


    آن صدا چه بود؟ من می روم و تحقیق می کنم.

  • Detectives are currently investigating possible links between the murders.


    کارآگاهان در حال حاضر در حال بررسی ارتباط احتمالی بین این قتل هستند.

  • to investigate a crime/a complaint/an incident


    برای بررسی یک جرم / یک شکایت / یک حادثه

  • The allegations have not yet been thoroughly investigated.


    این اتهامات هنوز به طور کامل بررسی نشده است.


  • این گزارش خواستار تشکیل کمیسیونی برای بررسی بیشتر این موضوع شده است.

  • The case will be investigated in detail to determine whether the claims are true.


    این پرونده به تفصیل بررسی خواهد شد تا صحت ادعاها مشخص شود.

  • Police are investigating what happened.


    پلیس در حال بررسی این موضوع است که چه اتفاقی افتاده است.

  • This is not the first time he has been investigated by the police for fraud.


    این اولین باری نیست که پلیس به خاطر کلاهبرداری از او بازجویی می کند.

  • She is being investigated over allegations of illegal business dealings.


    او به اتهام معاملات تجاری غیرقانونی تحت بازجویی قرار دارد.

  • They were investigated on suspicion of drug smuggling.


    آنها به ظن قاچاق مواد مخدر مورد بازجویی قرار گرفتند.

  • The study investigates the effects of feeding a high energy diet to cows.


    این مطالعه به بررسی اثرات تغذیه با رژیم غذایی پرانرژی به گاوها می پردازد.

  • Researchers are investigating how foreign speakers gain fluency.


    محققان در حال بررسی چگونگی تسلط سخنرانان خارجی هستند.

  • The company has pledged to investigate claims that its products are unsafe.


    این شرکت متعهد شده است که ادعاهایی مبنی بر ناامن بودن محصولاتش را بررسی کند.


  • این شرکت گفت که هرگونه شکایت مشتری را بررسی خواهد کرد.

  • Police are investigating allegations of corruption involving senior executives.


    پلیس در حال بررسی اتهامات فساد مالی مدیران ارشد است.

  • We are of course investigating how an error like this could have occurred.


    ما البته در حال بررسی این موضوع هستیم که چگونه چنین خطایی ممکن است رخ داده باشد.

  • Investigating further, we discovered that Carol was the person who took the call.


    با بررسی بیشتر، متوجه شدیم که کارول شخصی بود که تماس را پذیرفت.

  • There was a suspicious man near the playground, and we asked the police to investigate.


    مردی مشکوک در نزدیکی زمین بازی بود و از پلیس خواستیم در این باره تحقیق کند.

  • The school created an independent review board to investigate charges of misconduct.


    مدرسه یک هیئت بازبینی مستقل برای بررسی اتهامات سوء رفتار ایجاد کرد.

  • She hired a private investigator to check into her husband’s activities.


    او یک بازپرس خصوصی را برای بررسی فعالیت های شوهرش استخدام کرد.

  • The FBI was called in to investigate.


    FBI برای تحقیق فراخوانده شد.

  • Detectives will continue to investigate the incident.


    کارآگاهان به بررسی این حادثه ادامه خواهند داد.

  • The office is investigating the allegations of embezzlement.


    این اداره در حال بررسی اتهامات اختلاس است.

  • The commission will investigate whether these companies violated anti-trust laws.


    کمیسیون بررسی خواهد کرد که آیا این شرکت ها قوانین ضد تراست را نقض کرده اند یا خیر.

  • The IRS are investigating Williams for alleged tax fraud.


    IRS در حال بررسی ویلیامز به اتهام کلاهبرداری مالیاتی است.

  • Investigators discovered that the bank had covered up massive bad loans.


    بازرسان متوجه شدند که این بانک وام های بد عظیمی را پنهان کرده است.

synonyms - مترادف

  • معاینه کردن


  • کاوش


  • پژوهش


  • در نظر گرفتن


  • مطالعه

  • analyseUK


    analyseUK

  • analyzeUS


    تجزیه و تحلیل ایالات متحده

  • inspect


    بازرسی


  • نگاه به


  • رفتن به

  • probe


    پویشگر


  • مرور

  • scrutiniseUK


    بررسی انگلستان

  • scrutinizeUS


    ایالات متحده را موشکافی کنید


  • نگاه کن

  • sift


    الک کردن

  • audit


    حسابرسی

  • delve into


    کندوکاو در


  • ارزیابی کنید

  • query


    پرس و جو

  • appraise


    ارزیابی

  • brainstorm


    ایده پردازی


  • مورد

  • dissect


    تشریح

  • enquire into


    پرس و جو کردن

  • eyeball


    مردمک چشم

  • inquire into


    جستجو درباره ی

  • inquisite


    نامتعارف

  • interrogate


    بازجویی


  • چشم انداز


  • سوال

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

soles

لغت پیشنهادی

bothered

لغت پیشنهادی

thunderbird