investigate
investigate - تحقیق کردن
verb - فعل
UK :
US :
تلاش برای کشف حقیقت در مورد چیزی مانند یک جنایت، تصادف یا مشکل علمی
to try to find out more about someone’s character actions etc because you think they may have been involved in a crime
سعی کنید در مورد شخصیت، اعمال و غیره یک نفر بیشتر بدانید، زیرا فکر می کنید ممکن است در جنایتی دست داشته باشد
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد یک مشکل، به خصوص پس از اینکه شخصی از شما خواسته است این کار را انجام دهید
در نظر گرفتن یا بحث کردن درباره چیزی، تا به شما کمک کند تصمیم بگیرید که چه کاری باید انجام دهید
to try to find secret or hidden information especially by asking questions
تلاش برای یافتن اطلاعات مخفی یا پنهان، به ویژه با پرسیدن سؤال
to look somewhere in order to try to find more information about something especially something that is difficult to find out about
جستجو در جایی برای یافتن اطلاعات بیشتر در مورد چیزی، به ویژه چیزی که یافتن آن دشوار است
if someone or their activities are under investigation the police are trying to find out if they have done something illegal
اگر کسی یا فعالیتهایش تحت بازجویی باشد، پلیس در تلاش است تا دریابد که آیا کاری غیرقانونی انجام داده است یا خیر
تلاش برای کشف حقیقت در مورد یک جنایت، تصادف و غیره
یک جرم، مشکل، اظهارات و غیره را با دقت بررسی کند، به ویژه کشف حقیقت
برای بررسی دقیق چیزی، به ویژه برای کشف حقیقت در مورد آن
تلاش برای کشف حقیقت در مورد کسی که متهم به جرم است
ما خبرنگار خود، مایکل گور را برای تحقیق فرستادیم.
پلیس در حال بررسی انفجار در فروشگاه شهر است.
هانت بیش از یک سال قبل از دستگیری تحت بازجویی قرار گرفت.
The commission will investigate the cause of the accident focusing especially on safety issues.
این کمیسیون با تمرکز ویژه بر مسائل ایمنی، علت حادثه را بررسی خواهد کرد.
FBI برای تحقیق فراخوانده شده است.
افسر ارشد تحقیق
آن صدا چه بود؟ من می روم و تحقیق می کنم.
کارآگاهان در حال حاضر در حال بررسی ارتباط احتمالی بین این قتل هستند.
to investigate a crime/a complaint/an incident
برای بررسی یک جرم / یک شکایت / یک حادثه
این اتهامات هنوز به طور کامل بررسی نشده است.
The report calls for a commission to investigate the matter further.
این گزارش خواستار تشکیل کمیسیونی برای بررسی بیشتر این موضوع شده است.
این پرونده به تفصیل بررسی خواهد شد تا صحت ادعاها مشخص شود.
پلیس در حال بررسی این موضوع است که چه اتفاقی افتاده است.
این اولین باری نیست که پلیس به خاطر کلاهبرداری از او بازجویی می کند.
او به اتهام معاملات تجاری غیرقانونی تحت بازجویی قرار دارد.
آنها به ظن قاچاق مواد مخدر مورد بازجویی قرار گرفتند.
این مطالعه به بررسی اثرات تغذیه با رژیم غذایی پرانرژی به گاوها می پردازد.
محققان در حال بررسی چگونگی تسلط سخنرانان خارجی هستند.
این شرکت متعهد شده است که ادعاهایی مبنی بر ناامن بودن محصولاتش را بررسی کند.
این شرکت گفت که هرگونه شکایت مشتری را بررسی خواهد کرد.
پلیس در حال بررسی اتهامات فساد مالی مدیران ارشد است.
ما البته در حال بررسی این موضوع هستیم که چگونه چنین خطایی ممکن است رخ داده باشد.
با بررسی بیشتر، متوجه شدیم که کارول شخصی بود که تماس را پذیرفت.
مردی مشکوک در نزدیکی زمین بازی بود و از پلیس خواستیم در این باره تحقیق کند.
The school created an independent review board to investigate charges of misconduct.
مدرسه یک هیئت بازبینی مستقل برای بررسی اتهامات سوء رفتار ایجاد کرد.
او یک بازپرس خصوصی را برای بررسی فعالیت های شوهرش استخدام کرد.
FBI برای تحقیق فراخوانده شد.
Detectives will continue to investigate the incident.
کارآگاهان به بررسی این حادثه ادامه خواهند داد.
این اداره در حال بررسی اتهامات اختلاس است.
The commission will investigate whether these companies violated anti-trust laws.
کمیسیون بررسی خواهد کرد که آیا این شرکت ها قوانین ضد تراست را نقض کرده اند یا خیر.
IRS در حال بررسی ویلیامز به اتهام کلاهبرداری مالیاتی است.
بازرسان متوجه شدند که این بانک وام های بد عظیمی را پنهان کرده است.
معاینه کردن
کاوش
پژوهش
در نظر گرفتن
مطالعه
analyseUK
analyseUK
analyzeUS
تجزیه و تحلیل ایالات متحده
inspect
بازرسی
نگاه به
رفتن به
probe
پویشگر
مرور
scrutiniseUK
بررسی انگلستان
scrutinizeUS
ایالات متحده را موشکافی کنید
نگاه کن
sift
الک کردن
audit
حسابرسی
delve into
کندوکاو در
ارزیابی کنید
query
پرس و جو
appraise
ارزیابی
brainstorm
ایده پردازی
مورد
dissect
تشریح
enquire into
پرس و جو کردن
eyeball
مردمک چشم
inquire into
جستجو درباره ی
inquisite
نامتعارف
interrogate
بازجویی
چشم انداز
سوال
چشم پوشی
disregard
بی توجهی
neglect
تخفیف
discount
نادیده گرفتن
بدبینی
misheed
فراموش کردن
بی توجه
unheed
بی خیال
unmind
مسواک زدن
براق بیش از
کاغذ روی
gloss over
غافل بودن
تنها گذاشتن
عبور کردن
به آن توجهی نکنید
شانه بالا انداختن
کوک کردن
از طرف دیگر نگاه کنید
tune out
در نظر نگرفتن
توجه نکنید
به حساب نیاوردن
توجه نکن
گوش را ناشنوا کن
چشمانت را ببند
چشم ببند
