detail
detail - جزئیات
noun - اسم
UK :
US :
یک ویژگی، واقعیت، یا تکه ای از اطلاعات در مورد چیزی
تمام ویژگی های جداگانه و قطعات اطلاعات در مورد چیزی
یک وظیفه خاص در ارتش یا شخص یا گروهی که آن وظیفه را بر عهده دارد
فهرست کردن چیزها یا ارائه تمام حقایق یا اطلاعات در مورد چیزی
برای تمیز کردن یک ماشین کاملاً داخل و خارج
یک تکه اطلاعات یا واقعیت در مورد چیزی
اطلاعات در مورد کسی یا چیزی
ویژگی های کوچک چیزی که فقط وقتی با دقت نگاه می کنید متوجه آن می شوید
شامل یا در نظر گرفتن تمام اطلاعات در مورد چیزی یا هر بخشی از چیزی
گفتن یا گنجاندن تمام حقایق در مورد چیزی
بخشی از چیزی که مهم به نظر نمی رسد
گروهی از افراد که وظیفه خاصی به آنها محول شده است
برای توصیف کامل چیزی با ارائه تمام حقایق
دستور دادن به شخصی، اغلب گروه کوچکی از سربازان یا کارگران، برای انجام یک کار خاص
برای تمیز کردن داخل و خارج یک وسیله نقلیه با دقت بسیار
a particular fact or item of information often noticed only after giving something your close attention or such facts or items considered as a group
یک واقعیت یا یک مورد خاص از اطلاعات، که اغلب تنها پس از توجه دقیق شما به چیزی توجه می شود، یا این گونه حقایق یا مواردی که به عنوان یک گروه در نظر گرفته می شوند
یک گروه کوچک، به ویژه سربازان یا پلیس، به انجام وظیفه خاصی دستور داده شده اند
دادن اطلاعات دقیق و کامل در مورد چیزی
اما اگر او در مورد محل وقوع آن تردید داشت، رایس هرگز جزئیات چگونگی را تغییر نداد.
داستان بسیار پیچیده است - من نمی توانم جزئیات دقیق را به خاطر بسپارم.
برای جزئیات کامل این پیشنهاد انحصاری، فقط یک پاکت با نشانی مهر شده ارسال کنید.
کبد اهدایی از بریتانیا آمده است، اما بیمارستان جزئیات بیشتری ارائه نمی دهد.
This study examines these contrasts in detail at a period when the Stock Exchange in London is introducing great reforms.
این مطالعه این تضادها را به تفصیل بررسی میکند، در دورهای که بورس لندن در حال انجام اصلاحات بزرگ است.
Switching the focus to track and field competition more details are emerging about some of this season's important fixtures.
با تغییر تمرکز روی رقابتهای دوومیدانی، جزئیات بیشتری در مورد برخی از مسابقات مهم این فصل در حال آشکار شدن است.
برای درخواست وام، ابتدا قسمتی را با عنوان اطلاعات شخصی پر کنید.
With its pretty round neck softly padded shoulders and front-pocket detail it looks great worn with a skirt or trousers.
با یقه گرد زیبا، شانههای با بالشتک نرم و جزئیات جیب جلویی، پوشیدن آن با دامن یا شلوار عالی به نظر میرسد.
دفتر مشاوره دانشجویی جزئیات تمامی رشته های دانشگاهی کشور را ارائه می دهد.
وزیر امور خارجه با یک جزئیات امنیتی کوچک همراه بود.
This 720-page document covered in some detail the measures needed to ensure sustainable development.
این سند 720 صفحه ای اقدامات لازم برای تضمین توسعه پایدار را با جزئیاتی پوشش می دهد.
But to get the rest of the details put together and get it organized, it could be an invaluable service.
اما جمع آوری بقیه جزئیات و سازماندهی آن، می تواند خدمات ارزشمندی باشد.
بیکر در مورد جزئیات سیاست خارجی به رئیس جمهور مشاوره می دهد.
سفری تا آخرین جزئیات برنامه ریزی شده است
این وزارتخانه از افشای جزئیات بیشتر این حمله خودداری کرد.
اکنون نکات اصلی را به من بگویید؛ جزئیات را بگذارید تا بعد
جزئیات دقیق این طرح هنوز باید بررسی شود.
These are all relatively minor details.
اینها همه جزئیات نسبتاً جزئی هستند.
«زمان وحشتناکی داشتیم—» «اوه، جزئیات را از من دریغ نکن (= دیگر به من نگو).»
این گزارش به دلیل عدم جزئیات آن مورد انتقاد قرار گرفت.
اطمینان حاصل کنید که نمودارهای شما دارای سطح مناسبی از جزئیات هستند.
این موضوع در فصل بعدی با جزئیات بیشتر مورد بحث قرار خواهد گرفت.
ساخت فیلم با جزئیات دقیق بررسی شده است.
این تحقیق با توجه دقیق به جزئیات انجام شده است.
او به جزئيات چشم داشت (= جزئيات كوچك را متوجّه و به ياد آورد).
لطفا مشخصات زیر را وارد کنید: نام، سن و جنس.
آیا می توانید مشخصات تماس خود را برای من ارسال کنید؟
برای جزئیات بیشتر به وب سایت ما مراجعه کنید.
آنها هیچ جزئیاتی در مورد بازی ارائه نکردند.
این جزییات از نقاشی ترنر 1844 است.
یک عکس بزرگ با جزئیات بسیار خوب در آن
اکنون نمی توانم وارد جزئیات شوم. خیلی طول میکشه
این جزئیات نشان می دهد که قاتل قربانی خود را می شناخت.
او تمام جزئیات آنچه را که ماه قبل به او گفته بودم به خاطر می آورد.
همه چیز را به من بگو - کوچکترین جزئیات را فراموش نکن.
تمام جزئیات بدن او را حفظ کرده بود.
او یک جزئیات مهم را نادیده گرفته بود.
اوه، این فقط یک جزئیات است - بعداً می توانیم با آن مقابله کنیم.
مهم است که حتی جزئیات کوچک را به درستی دریافت کنید.
جزییات کوچک اما گویا بود.
محصول را به اختصار توضیح دهید، اما در این مرحله جزئیات فنی ارائه نکنید.
قبل از تنظیم جزئیات نهایی، همه باید طرح اولیه را تأیید کنند.
بعداً با شما تماس میگیرم و جزئیات را تکمیل میکنم.
آنها برای تایید جزئیات جلسه نامه نوشتند.
نقطه
خاص
حقیقت
مورد
ویژگی
توجه
جنبه
عنصر
عامل
جزء
صفت
facet
مشخصه
بخش
لوازم جانبی
چگونگی، امر، تفصیل، شرایط محیط، پیش امد، شرح
شمردن
accessory
داده
نمونه، مثال
جزییات
خاص بودن
datum
سمت
مشخصات
minutia
واحد
particularity
مقاله
تشکیل دهنده
specification
عضو
زیبایی
constituent
nicety
