shrug
shrug - شانه بالا انداختن
verb - فعل
UK :
US :
to raise and then lower your shoulders in order to show that you do not know something or do not care about something
شانه های خود را بالا بیاورید و سپس پایین بیاورید تا نشان دهید چیزی را نمی دانید یا به چیزی اهمیت نمی دهید
a movement of your shoulders upwards and then downwards again that you make to show that you do not know something or do not care about something
حرکت شانه های خود به سمت بالا و سپس دوباره به سمت پایین که نشان می دهید چیزی را نمی دانید یا به چیزی اهمیت نمی دهید.
یک ژاکت کش باف پشمی بسیار کوتاه
شانه های خود را بالا بیاورید و سپس پایین بیاورید تا بگویید نمی دانید یا علاقه ندارید
عمل بالا و پایین آوردن شانه ها برای بیان چیزی
ژاکت کش باف پشمی کوتاه برای زنان
شانه های خود را بلند کنید تا بیان کنید که چیزی را نمی دانید، اهمیتی نمی دهید یا از چیزی مطمئن نیستید
آقای مندز شانه بالا انداخت و هر دو به سمت خشت برگشتند.
داگ شانه هایش را با حالتی آزاردهنده بالا انداخت.
او می توانست شانه های بی تابی را در شانه های او ببیند.
Jacob shrugs off the criticism claiming she is working for the taxpayers, not special-interest groups.
جیکوب از انتقاد خودداری می کند و ادعا می کند که برای مالیات دهندگان کار می کند، نه گروه های خاص.
It sort of humped up in the middle sucking water with it shrugging sprays of water from its wavy edges!
یه جورایی از وسط قوز کرده بود و با خودش آب می مکید و از لبه های مواجش آب می پاشید!
Sam shrugged and said nothing.
سام شانه بالا انداخت و چیزی نگفت.
‘I don't know,’ Anna replied, shrugging her shoulders.
آنا در حالی که شانه هایش را بالا انداخت، پاسخ داد: «نمی دانم.
بابا کجاست؟ از کجا باید بدانم؟ برادرم با شانه بالا انداختن پاسخ داد.
شانه هایش را بالا انداخت که انگار می خواست بگوید کاری از دستش بر نمی آید.
Thousands of people are starving to death while the world shrugs its shoulders (= shows no interest or care).
هزاران نفر از گرسنگی می میرند در حالی که جهان شانه های خود را بالا می اندازد (= هیچ علاقه و توجهی نشان نمی دهد).
او با بالا انداختن شانه گفت: «میترسم کاری از دستم بربیاید.»
کیم در حالی که شانه های خود را بالا انداخته بود، گفت: خب، من حدس می زنم که ما فقط باید آنچه را که او می گوید انجام دهیم.
برادرم فقط در جواب شانه هایش را بالا انداخت و تنبلی برای پاسخ دادن به کلمات نداشت.
تنها توضیح بیل، شانه هایش را بی دقت بالا انداخت.
gesticulation
ژست
حرکت دادن
motioning
سیگنالینگ ایالات متحده
signalingUS
سیگنالینگ انگلستان
signallingUK
امضا کردن
signing
تکان دادن
waving
ژست گرفتن
gesturing
نشانه
میم
mime
پانتومیم
pantomime
علامت
سیگنال ها
نشانه ها
signals
موج
signs
عمل
دست تکان دادن
اشاره کردن
arm-waving
تعظیم
beckoning
کوتاه
bow
اصطلاح
curtsy
زادآوری
ژست ها
genuflection
تلقین
gestures
کینزیک
intimation
حرکت - جنبش
kinesics
جنبش
سر تکان دادن
یادآور
سلام
reminder
salute
سر تکان دادن
موافق
assent
موافقت
خرید در
concur
هم رای بودن
تایید کنید
acquiesce
رضایت دادن
endorse
تایید و امضا
تایید
consent
رضایت
accede
ملحق شدن
تحریم
comply
رعایت کنند
subscribe
اشتراک در
اجازه
باشه
ratify
تصویب کنید
bless
برکت دادن
مجوز
authoriseUK
autoriseUK
authorizeUS
autorizeUS
recogniseUK
تشخیص انگلستان
recognizeUS
ایالات متحده را بشناسد
validate
تایید اعتبار
warrant
حکم
بازگشت
حمایت کردن
اعطا کردن
عبور
دستور
mandate
