accuracy
accuracy - دقت
noun - اسم
UK :
US :
توانایی انجام کاری به روشی دقیق بدون اشتباه کردن
کیفیت درست یا واقعی بودن
واقعیت دقیق یا درست بودن
توانایی انجام کاری بدون اشتباه کردن
حقیقت درست و بدون اشتباه بودن
Accuracy is also the agreement of a particular measurement with an accepted standard.
دقت نیز توافق یک اندازه گیری خاص با یک استاندارد پذیرفته شده است.
این واقعیت که دقیقاً هدف قرار گرفته و در مسیر مورد نظر حرکت می کند
کیفیت درست و بدون اشتباه بودن
وست، که در النوود، گا. زندگی میکند، میگوید این سایت دقت شگفتانگیزی دارد و سریع است.
همان طرح نیوتنی در اینجا روی زمین - و بیرون از ستاره ها و کهکشان ها - با دقتی قابل مقایسه اعمال می شود.
The same Newtonian scheme applies here on earth-and out among the stars and galaxies-to some comparable accuracy.
اغلب می توان از اطلاعات اضافی برای افزایش دقت و سرعت تصحیح استفاده کرد، به عنوان مثال با مطالعه منابع خطاها.
Additional information can often be used to increase correction accuracy and speed for example by studying the sources of errors.
ما نه تنها دقت را در تمرین آزمایش می کنیم، بلکه ممکن است بخواهیم نویز و بسیاری از پارامترهای دیگر را آزمایش کنیم.
Not only do we test for accuracy in training but we may wish to test for noise and many other parameters.
سوالاتی در مورد صحت گزارش مطرح شده است.
اما عوامل متعددی بر دقت تاریخ گذاری رادیوکربن تأثیر می گذارد.
استفاده از چنین مجموعههایی دقت مدلهای احتمالی را بهبود میبخشد و امکان بررسی انتقالهای فراتر از سطح سهگرام را فراهم میکند.
Use of such corpora will improve the accuracy of the probabilistic models, allowing transitions beyond the trigram level to be investigated.
آنها صحت اطلاعات موجود در پرونده را زیر سوال بردند.
کاندیداها بر اساس دقت فنی و همچنین بیان هنری مورد قضاوت قرار می گیرند.
او با دقت بالایی به توپ ضربه می زند.
دقت قدمت رادیوکربن
برای دستیابی به دقت 50 تا 70 درصد
دقت زیادی برای اطمینان از صحت داده های تحقیق انجام می شود.
او نتایج انتخابات را با دقت عجیبی پیش بینی کرد.
می توان نتیجه را با دقت معقولی پیش بینی کرد.
بسیاری از مردم شروع به زیر سوال بردن صحت اظهارات او کردند.
سازندگان فیلم برای دستیابی به دقت تاریخی در تمام جزئیات تلاش زیادی کردند.
این موشک ها قابلیت دقت بسیار بالایی دارند.
سوزن باید با دقت دقیق قرار گیرد.
ما امیدواریم که دقت پیش بینی های خود را بهبود بخشیم.
ما می توانیم تغییرات را با دقت شگفت انگیزی پیش بینی کنیم.
او صحت نتایج تحقیق را به چالش کشید.
حمله پیش از سحر با دقت دقیقی اجرا شد.
او می گوید که می تواند 85 کلمه در دقیقه را با 90 درصد دقت تایپ کند.
متقاضی حق دارد صحت گزارش اعتبار را به چالش بکشد.
correctness
صحت
حقیقت
faithfulness
وفاداری
faultlessness
بی عیب بودن
authenticity
اعتبار
truthfulness
صداقت
fidelity
واقع گرایی
verity
واقعیت
realism
قطعیت
factuality
درستی
definiteness
انصاف
rightness
به معنای واقعی کلمه
fairness
بریدگی
literalness
قطعی بودن
incisiveness
حقیقت شناسی
definitiveness
واقعی بودن
definitude
قابلیت اطمینان
verisimilitude
قدرت
veridicality
دقت نظر
reliability
بدون ابهام
validity
یقین - اطمینان - قطعیت
دقت
scrupulosity
امانت
unambiguousness
اصالت
certainty
دقت، درستی
veracity
exactitude
trustworthiness
genuineness
exactness
precision
erroneousness
اشتباه
incorrectness
نادرستی
falsehood
دروغ
عدم دقت
imprecision
نقص
inexactness
غیر قابل قبول بودن
inaccuracy
نامناسب بودن
flaw
ناشایستگی
imperfection
عیب
falseness
خیانت
impreciseness
خطا
unacceptableness
مغالطه، استدلال غلط
unsuitability
مغالطه
impropriety
عدم صحت
دروغگویی
خردگرایی
unseemliness
canard
unsuitableness
مزخرف
infidelity
ارائه اطلاعات نادرست
falsity
نیمه حقیقت
fallacy
fallaciousness
unveracity
untruth
untruthfulness
speciousness
canard
nonsense
misrepresentation
half-truth