predict
predict - پیش بینی
verb - فعل
UK :
US :
پیش بینی
قابل پیش بینی بودن
پیشگو
قابل پیش بینی
غیر قابل پیش بینی
پیش بینی کننده
---
---
گفتن اینکه چیزی اتفاق خواهد افتاد، قبل از اینکه اتفاق بیفتد
برای گفتن آنچه که احتمال دارد در آینده اتفاق بیفتد، به ویژه در رابطه با آب و هوا یا وضعیت اقتصادی یا سیاسی
to say what is likely to happen in the future especially in relation to the weather or the economic or political situation
با استفاده از اطلاعاتی که اکنون دارید، بگویید که مقدار، اندازه، هزینه و غیره یک چیزی در آینده احتمالا چقدر خواهد بود
to say what the amount size cost etc of something is likely to be in the future using the information you have now
بتواند بداند در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد
با استفاده از قدرت های مذهبی یا جادویی خاص به درستی بگوییم در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد
گفتن اینکه چیزی اتفاق می افتد زیرا احساس می کنید که اتفاق می افتد یا با استفاده از قدرت های مذهبی یا جادویی خاص
to say that something will happen because you feel that it will or by using special religious or magical powers
دانستن اینکه چیزی قرار است قبل از وقوع اتفاق بیفتد
داشتن احساس عجیبی مبنی بر اینکه چیزی در شرف وقوع است، به خصوص اتفاق بدی، معمولاً درست قبل از وقوع
to have a strange feeling that something is about to happen especially something bad usually just before it happens
برای گفتن آنچه فکر می کنید اتفاق خواهد افتاد
گفتن اینکه یک رویداد یا عمل در آینده اتفاق می افتد، به ویژه در نتیجه دانش یا تجربه
to say that an event or action will happen in the future especially as a result of knowledge or experience
گفتن اینکه یک رویداد یا عمل در آینده اتفاق خواهد افتاد
برای گفتن آنچه فکر می کنید در آینده اتفاق می افتد
زمین لرزه ای بزرگ که هیچ کس پیش بینی نکرده بود
اما نه به هر شکلی که بتوانم پیش بینی کنم.
حتی مقدار زمان باقیمانده نیز تقریبا غیرممکن است پیش بینی شود.
روزنامه ها انتخابات نزدیک را پیش بینی می کنند.
بیشتر روزنامه ها یک پیروزی آسان را برای دالاس کابوی ها پیش بینی می کنند.
آقای کرن پیشبینی میکند که در سه سال آینده، هر گروه بزرگ صندوق سرمایهگذاری خرد ارائه خواهد کرد.
اما هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند که مفاصل جدید چگونه دوام می آورند.
بارها و بارها مخالفان او پیش بینی می کردند که او انتخابات و همه پرسی را لغو خواهد کرد.
برخی از دانشمندان پیش بینی می کنند که دمای زمین در 20 سال آینده تا 5 درجه افزایش می یابد.
Some scientists predict that the Earth's temperature will rise by as much as 5° over the next 20 years.
پیش بینی نمی شد که پوردو برنده هیچ یک از آنها باشد.
همچنین می توان پیش بینی کرد که در چه شرایط پاتولوژیک دفع آب آزاد مختل می شود.
It is also possible to predict under what pathologic circumstances excretion of free water would be impaired.
اقتصاددانان رشد صفر را برای سه ماهه چهارم پیش بینی می کنند.
یک روش قابل اعتماد برای پیش بینی زلزله
هیچ کس نمی توانست نتیجه را پیش بینی کند.
برای پیش بینی آینده
او آینده درخشانی را برای کسب و کار در سال مالی آینده پیش بینی می کند.
این حزب اکثریت 20 کرسی را پیش بینی می کند.
نمی توان پیش بینی کرد که چه اتفاقی خواهد افتاد.
او پیش بینی کرد (که) نتیجه انتخابات نزدیک خواهد بود.
او پیش بینی کرد (که) این یک ضربه بزرگ خواهد بود.
پیش بینی می شد که تورم همچنان کاهش یابد.
پیشبینی میشود که این دادگاه ماهها طول بکشد.
پیش بینی می شود این رقم تا سال 2015 به یک میلیارد برسد.
تا سال 2050، از هر شش نفر روی کره زمین یک نفر 65 سال یا بیشتر خواهد داشت.
پیش بینی می شود که تعداد افراد بالای 65 سال در سراسر جهان تا سال 2050 بیش از دو برابر شود.
Experts have predicted/forecast that the over-65s will make up 17 per cent of the global population by 2050.
کارشناسان پیش بینی/پیش بینی کرده اند که افراد بالای 65 سال تا سال 2050 17 درصد از جمعیت جهان را تشکیل خواهند داد.
جمعیت جهان تا سال 2050 به 9.8 میلیارد نفر خواهد رسید.
مهاجرت خالص به بریتانیا در دهه گذشته بالاتر از حد انتظار بود.
رشد کلی جمعیت در بریتانیا مطابق با پیش بینی ها بوده است.
هر مرحله از فیلم به راحتی قابل پیش بینی است.
کمتر کسی جرات پیش بینی چنین پیروزی بزرگی را داشت.
شما نمی توانید آب و هوا را با دقت مطلق پیش بینی کنید.
نظریه های نیوتن به ما اجازه می دهد تا پرواز یک توپ را پیش بینی کنیم.
هنوز برای پیش بینی میزان افزایش قیمت ها زود است.
نمی توان با قطعیت پیش بینی کرد که چه تأثیری خواهد داشت.
ما می توانیم با اطمینان کامل پیش بینی کنیم که روزنامه ها چه واکنشی نشان خواهند داد.
فکر میکنم با خیال راحت میتوانم پیشبینی کنم که آنها با حکم مبارزه خواهند کرد.
پیش بینی دقیق وقوع زلزله هنوز امکان پذیر نیست.
چه کسی می توانست پیش بینی کند که ظرف ده سال او مسئول کل شرکت خواهد بود؟
پیش بینی می شود که طوفان فردا صبح به ساحل برسد.
هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند که این بیماری چه زمانی دوباره شروع می شود.
ستاره شناسان می توانند زمان دقیق خورشید گرفتگی را پیش بینی کنند.
چه کسی می توانست پیش بینی کند که او در انتخابات پیروز خواهد شد؟
forecast
پیش بینی
foretell
پیشگویی
prophesy
پیشگویی کنید
augur
فال
prognosticate
پیش بینی کردن
divine
الهی
foresee
زنگ زدن
presage
واتیکن زدن
به تصویر کشیدن
vaticinate
پیش بینی کنید
portend
تلگراف
حدس
telegraph
تجسم
conjecture
پیش بینی کرد
envisage
حدس بزن
envision
پروژه
forebode
گفتن
دیدن
حدس و گمان
محاسبه
تعیین کنید
soothsay
تخمین زدن
speculate
سنج UK
gageUS
تصور کن
تصویر
gaugeUK
gageUS
omen
retrodict
عقب نشینی کردن