positive

base info - اطلاعات اولیه

positive - مثبت

adjective - صفت

/ˈpɑːzətɪv/

UK :

/ˈpɒzətɪv/

US :

family - خانواده
positive
مثبت
positively
---
google image
نتیجه جستجوی لغت [positive] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
synonyms - مترادف

  • مسلم - قطعی


  • مطمئن

  • convinced


    متقاعد

  • assured


    خاطر جمع


  • روشن

  • unfaltering


    بی تزلزل

  • doubtless


    بدون شک

  • persuaded


    متقاعد شد

  • satisfied


    راضی

  • unwavering


    تزلزل ناپذیر

  • categorical


    طبقه بندی شده


  • بتن

  • implicit


    ضمنی

  • resolute


    مصمم

  • decided


    تصمیم گرفت


  • بیان

  • undeniable


    غیر قابل انکار

  • unequivocal


    بی چون و چرا

  • conclusive


    قطعی

  • confirmed


    تایید شده

  • decisive


    تعیین کننده

  • definite


    مطمئن به خود

  • self-assured


    خودپسند

  • self-conceited


    با اعتماد به نفس

  • self-confident


    بدون تردید

  • unhesitating


    غیر قابل تردید

  • unquestionable


    مطلق

  • unquestioning


    مثبت


  • سرد

  • affirmative



antonyms - متضاد
  • uncertain


    نا معلوم

  • doubtful


    مشکوک

  • dubious


    نامطمئن

  • unsure


    سردرگم

  • confused


    بدبینانه

  • cynical


    کافر

  • disbelieving


    بی اعتماد

  • distrustful


    شک کردن

  • doubting


    سوال کردن

  • questioning


    بدبین انگلستان

  • scepticalUK


    آمریکا مشکوک

  • skepticalUS


    متقاعد نشده


  • ناآرام

  • suspicious


    غیر قابل اعتماد

  • unconvinced


    متضاد

  • uneasy


    حدسی

  • untrustworthy


    دمدمی مزاج

  • ambivalent


    ناخوشایند

  • conjectural


    بلاتکلیف

  • erratic


    نظری

  • iffy


    لمس کن و برو

  • indecisive


    غیر واضح

  • speculative


    ماهی

  • touch-and-go


    سایه دار

  • unclear


    مبهم

  • fishy


    ناقص

  • shady


    غیر مثبت

  • vague


  • flawed


  • nonpositive


  • mistrustful


لغت پیشنهادی

basil

لغت پیشنهادی

kittens

لغت پیشنهادی

drafter