formed

base info - اطلاعات اولیه

formed - شکل گرفت

N/A - N/A

fɔːrm

UK :

fɔːm

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [formed] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • A crowd formed around the accident.


    ازدحام جمعیتی در اطراف حادثه ایجاد شد.

  • A solution began to form in her mind.


    راه حلی در ذهنش شکل گرفت.

  • I formed the impression (= the way she behaved suggested to me) that she didn't really want to come.


    من این تصور را ایجاد کردم (= نحوه رفتار او به من پیشنهاد کرد) که او واقعاً نمی خواهد بیاید.

  • She formed the clay into a small bowl.


    او خاک رس را به یک کاسه کوچک تبدیل کرد.

  • The lorries formed a barricade across the road.


    کامیون ها یک سد در سراسر جاده تشکیل دادند.

  • Together they would form the next government.


    آنها با هم دولت بعدی را تشکیل خواهند داد.

  • This information formed the basis of the report.


    این اطلاعات اساس گزارش را تشکیل داد.

  • The children formed into lines.


    بچه ها به صورت خطوط در آمدند.

synonyms - مترادف
  • shaped


    شکل گرفته است

  • made


    ساخته شده است

  • fabricated


    ساخته شده

  • fashioned


    مد شده

  • designed


    طراحی شده

  • mouldedUK


    قالب گیری انگلستان

  • moldedUS


    moldedUS

  • cut


    برش


  • قالب

  • prepared


    آماده شده

  • precast


    پیش ساخته

  • patterned


    طرح دار

  • ready-made


    آماده

  • turned


    تبدیل شده است

  • hewn


    کنده کاری شده

  • modelledUK


    مدل UK

  • emulating


    تقلید کردن


  • ذیل

  • modeledUS


    US Modeled

  • styled


    مدل داده شده

  • stylized


    تلطیف شده

  • manufactured


    ساخته

  • constructed


    جعلی

  • forged


    موقت

  • makeshift


    مصنوعی

  • built


    صنعتی

  • synthetic


    ساخته دست بشر


  • ساخت کارخانه

  • man-made


    تولید انبوه

  • factory-made


  • mass-produced


antonyms - متضاد
  • closed down


    تعطیل

  • closed


    بسته

  • disbanded


    منحل شد

  • phased out


    به تدریج حذف شد


  • تعطیل کردن


  • خفه شو


  • زخمی شد


  • کادو پیچ شده

  • wrapped up


    به پایان رسید

  • brought to an end


    متوقف شد

  • ceased


    رها شده است

  • closed up


    به پایان رساند

  • ended


    نتیجه گیری


  • تخریب شده

  • abandoned


    جابجا شده است

  • brought to a close


    تمام شده

  • concluded


    تا شده

  • demolished


    بسته بندی شده در

  • dislodged


    دوشاخه را کشید

  • dissolved


    حذف شده

  • finished


    مغازه را ببند

  • folded


    توقف نامیده می شود

  • liquidated


    بسته شد

  • packed in


    آواره

  • pulled the plug on


  • removed



  • called a halt


  • closed out


  • discontinued


  • displaced


لغت پیشنهادی

ashram

لغت پیشنهادی

actually

لغت پیشنهادی

possibly