persist
persist - اصرار ورزیدن
verb - فعل
UK :
US :
ماندگاری
مداوم
به طور مداوم
ادامه دادن به انجام کاری، اگرچه این کار دشوار است، یا افراد دیگر با آن مخالفت می کنند
اگر چیزی بد ادامه یابد، به وجود خود ادامه می دهد یا اتفاق می افتد
اگر یک احساس یا موقعیت ناخوشایند ادامه یابد، به وجود خود ادامه می دهد
تلاش برای انجام یا ادامه انجام کاری به روشی مصمم اما اغلب غیرمنطقی
to continue to exist past the usual time or to continue to do something in a determined way even when facing difficulties or opposition
ادامه حیات پس از زمان معمول، یا ادامه دادن به انجام کاری به روشی مصمم حتی در هنگام مواجهه با مشکلات یا مخالفت
جیل اصرار کرد: «این مهم است.
It is a miracle indeed that in a hostile Universe this planet should provide conditions where such fragility can persist.
این واقعاً یک معجزه است که در یک جهان متخاصم این سیاره باید شرایطی را فراهم کند که چنین شکنندگی بتواند ادامه یابد.
وگلشتاین فکر میکرد که این آزمایش بیمعنی خواهد بود، اما دوستش اصرار کرد.
در صورت تداوم علائم به پزشک مراجعه کنید.
من از Marin Oomed استفاده کردم، اما مشکل همچنان پابرجاست.
اما این فکر ادامه داشت و از بین نمی رفت.
با این حال آنها به هر حال پافشاری میکنند - حداقل تا زمانی که رهبر هستند این کار را انجام میدهند.
اگر درد ادامه داشت با پزشک تماس بگیرید.
ما باید پافشاری کنیم و گفتگویی ایجاد کنیم که افکار عمومی را به حرکت درآورد.
در بیشتر موارد، این علائم برای چند روز باقی می ماند.
علیرغم مخالفت کنگره، کاخ سفید بر تلاش های خود برای تصویب این لایحه پافشاری کرد.
American students of Spanish often persist in pronouncing words such as presidente in the same way as similar English words.
دانشجویان آمریکایی اسپانیایی اغلب در تلفظ کلماتی مانند presidente مانند کلمات انگلیسی مشابه اصرار دارند.
او حتی پس از حمله قلبی به سیگار کشیدن ادامه داد.
در صورت تداوم شرایط نامساعد جوی، بازی لغو خواهد شد.
چرا اصرار دارید خودتان را به خاطر اتفاقی که افتاده سرزنش کنید؟
او در جستجوی حقیقت اصرار داشت.
او به پرسش خود اصرار کرد.
او اصرار کرد: پس، موافق بودی یا نه؟
این باور که زمین مسطح است برای قرن ها ادامه داشت.
در صورت تداوم علائم، با پزشک خود مشورت کنید.
اگر در ناراحتی او اصرار کنی، باید تو را تنبیه کنم.
کارآگاه سرسختانه به سؤالاتش ادامه داد.
اگر علائم بیش از چند روز ادامه داشت، به پزشک مراجعه کنید.
این وضعیت تقریباً همیشه پس از دوران کودکی ادامه دارد.
رکود در بسیاری از دهه 1930 ادامه یافت.
بارش برف تا ماه دوم سال جدید ادامه داشت.
شبکه تجارت با وجود هرج و مرج سیاسی همچنان ادامه داشت.
این اعمال تا قرون وسطی ادامه یافت.
نمی توان اجازه داد این وضعیت ادامه پیدا کند.
باوری که تا امروز پابرجاست
the problems that persisted during the three-day conference
مشکلاتی که در این کنفرانس سه روزه وجود داشت
اگر درد ادامه داشت با پزشک مشورت کنید.
هوای سرد در طول هفته ادامه خواهد داشت.
اگر در پرسیدن سؤالات ناخوشایند اصرار داشت، او را نزد رئیس بفرستید.
دولت بر برنامه بلندپروازانه کارهای عمومی خود پافشاری می کند.
اگرچه جلسه به پایان رسیده بود، اما او در تلاش برای بازجویی از شهردار اصرار داشت.
ادامه هید
endure
تحمل کن
آخر
ماندن
abide
پایبند بودن
prevail
غالب شدن پیروز شدن چیره شدن
زنده ماندن
bide
بده
اقامت کردن
linger
درنگ
نگه دارید
perdure
ماندگاری
grind
آسیاب کردن
recur
عود کند
تکرار
ادامه دادن
صبر کن
زندگی کن
ادامه
بچسبید
زنده
استقامت کن
توسعه دادن، گسترش
نگه داشتن
ادامه بده
persevere
وجود داشته باشد
زندگی کردن
keep going
subsist
cease
دست کشیدن
بستن
نتیجه گرفتن
desist
بمیر
متوقف کردن
discontinue
پایان
منقضی شود
expire
تمام کردن
سپری شدن
lapse
عبور
ترک کردن
خاتمه دادن
فراموش کردن
terminate
برو
مکث
بیخیال شو
halt
باد کردن
ناپدید شدن
دست برداشتن از
رها کردن
تعلیق کند
گذشت
زنگ تفريح
suspend
می توان
elapse
تعیین کنید
چشم پوشی
لغو
forgo
cancel
