announce

base info - اطلاعات اولیه

announce - اعلام

verb - فعل

/əˈnaʊns/

UK :

/əˈnaʊns/

US :

family - خانواده
announcement
اعلامیه
announcer
گوینده
unannounced
اعلام نشده
google image
نتیجه جستجوی لغت [announce] در گوگل
description - توضیح

  • گفتن رسمی به مردم در مورد چیزی، به ویژه در مورد یک برنامه یا تصمیم


  • گفتن چیزی، به ویژه چیزی که دیگران آن را دوست ندارند، با صدای بلند و مطمئن

  • to give information to people using a loudspeaker or microphone, especially at an airport or railway station


    برای دادن اطلاعات به افراد با استفاده از بلندگو یا میکروفون، به ویژه در فرودگاه یا ایستگاه راه آهن


  • برای معرفی یک برنامه در تلویزیون یا رادیو


  • چیزی را به اطلاع مردم برسانید یا در مورد چیزی به طور رسمی به مردم بگویید


  • برای نشان دادن اینکه قرار است اتفاقی بیفتد

  • to state officially or make known publicly


    به طور رسمی اعلام کند یا به اطلاع عموم برساند

  • He then sunk his head into his hand as the ensuing guilty verdicts were announced.


    سپس با اعلام احکام مجرمیت، سرش را در دستانش فرو برد.

  • Hutchison plans to announce an endorsement shortly before the March 12 Texas primary.


    هاچیسون قصد دارد کمی قبل از برگزاری انتخابات مقدماتی تگزاس در 12 مارس، حمایت خود را اعلام کند.

  • The winner of the award will be announced at a dinner at the Sheraton Hotel.


    برنده این جایزه در یک شام در هتل شرایتون معرفی می شود.

  • They announced plans to close 11 factories.


    آنها برنامه هایی را برای بستن 11 کارخانه اعلام کردند.

  • He called its performance standards intolerable and announced plans to privatise it.


    او استانداردهای عملکرد آن را غیرقابل تحمل خواند و از برنامه هایی برای خصوصی سازی آن خبر داد.

  • The Company announced profits of about $400 million.


    این شرکت حدود 400 میلیون دلار سود اعلام کرد.

  • But prices at the pumps remained unchanged, enabling oil companies to announce record profits.


    اما قیمت‌ها در پمپ‌ها بدون تغییر باقی ماند و شرکت‌های نفتی را قادر ساخت تا سودهای بی‌سابقه‌ای را اعلام کنند.

  • The Spanish government announced that it would invest over $14,000 million in the Latin American region.


    دولت اسپانیا اعلام کرد که بیش از 14000 میلیون دلار در منطقه آمریکای لاتین سرمایه گذاری خواهد کرد.

  • The government has announced the date of the next election.


    دولت تاریخ انتخابات بعدی را اعلام کرده است.

  • A man's voice announced the departure of the L.A. bus.


    صدای مردی از حرکت اتوبوس لس آنجلس خبر داد.

  • They announced their engagement last year but have still not set a date for their wedding.


    آنها سال گذشته نامزدی خود را اعلام کردند، اما هنوز تاریخی برای عروسی خود تعیین نکرده اند.

  • The Prime Minister has just announced there is to be a General Election next month.


    نخست وزیر به تازگی اعلام کرده است که انتخابات عمومی در ماه آینده برگزار می شود.

example - مثال
  • He officially announced his intention to resign at today's press conference.


    وی در نشست خبری امروز رسما اعلام کرد که قصد استعفا دارد.

  • They haven't formally announced their engagement yet.


    آنها هنوز به طور رسمی نامزدی خود را اعلام نکرده اند.

  • A ring at the doorbell announced Jack's arrival.


    صدای زنگ در ورود جک را اعلام کرد.

  • We are pleased to announce that all five candidates were successful.


    ما خوشحالیم که اعلام کنیم هر پنج نامزد موفق شدند.

  • It was announced that new speed restrictions would be introduced.


    اعلام شد که محدودیت‌های سرعت جدیدی اعمال خواهد شد.

  • The company announced its decision to the public in March.


    این شرکت تصمیم خود را در ماه مارس برای عموم اعلام کرد.

  • The government yesterday announced to the media plans to create a million new jobs.


    دولت دیروز به رسانه ها اعلام کرد که قصد دارد یک میلیون شغل جدید ایجاد کند.

  • She was announced as the winner at last night's ceremony.


    او در مراسم دیشب به عنوان برنده اعلام شد.

  • Has our flight been announced yet?


    آیا پرواز ما هنوز اعلام نشده است؟

  • The winners will be announced in reverse order.


    برندگان به ترتیب معکوس اعلام خواهند شد.

  • ‘Now boarding flight 897, destination Seattle,’ the loudspeaker announced.


    بلندگو اعلام کرد: اکنون سوار بر پرواز 897، مقصد سیاتل.

  • They announced that the flight would be delayed.


    آنها اعلام کردند که پرواز با تاخیر انجام می شود.

  • ‘I've given up smoking,’ she announced.


    او اعلام کرد: «سیگار را ترک کردم.

  • She announced that she'd given up smoking.


    او اعلام کرد که سیگار را ترک کرده است.

  • Would you announce the guests as they arrive? (= call out their names, for example at a formal party)


    آیا میهمانان را به محض ورود اعلام می کنید؟ (= نام آنها را صدا بزنید، مثلاً در یک مهمانی رسمی)


  • برای اعلام جنگ

  • The painting was declared to be a forgery.


    این نقاشی تقلبی اعلام شد.

  • He has already stated his intention to run for election.


    او پیش از این اعلام کرده بود که قصد دارد در انتخابات شرکت کند.

  • During our meeting he indicated his willingness to cooperate.


    در دیدار ما، وی تمایل خود را برای همکاری اعلام کرد.

  • They haven’t formally announced their engagement yet.


    این شرکت با افتخار از عرضه طیف جدید خودروهای خود خبر داد.

  • The company proudly announced the launch of its new range of cars.


    ما انتظار داریم تا اواخر این هفته جزئیات این طرح را اعلام کنیم.

  • We expect to announce details of the plan later this week.


    ما متأسفیم که مرگ رئیس خود، آلفرد ساید باتوم را اعلام می کنیم.

  • We regret to announce the death of our chairman Alfred Sidebottom.


    او به جمعیت اعلام کرد که جنگ تمام شده است.

  • He announced to the crowd that the war was over.


    آنها در روزنامه محلی خبر مرگ مادرشان را دادند.

  • They announced the death of their mother in the local paper.


    او برنده مسابقه را به مخاطبان هیجان زده اعلام کرد.

  • She announced the winner of the competition to an excited audience.


    نخست وزیر اعلام کرده است که هزینه های عمومی در سال آینده افزایش خواهد یافت.


  • اولین چند برگ در ناودان آغاز پاییز را اعلام کرد.

  • The first few leaves in the gutter announced the beginning of autumn.


    او دوشنبه گذشته استعفای خود را اعلام کرد.

  • She announced her resignation last Monday.


    آگهی های عروسی یک هفته پس از ازدواج آنها پست شد.

  • Wedding announcements were mailed a week after their marriage.


synonyms - مترادف
  • proclaim


    اعلام


  • پخش

  • broadcast


    انتشار


  • عمومی انگلستان

  • publiciseUK


    عمومی کردن ایالات متحده

  • publicizeUS


    برقراری ارتباط


  • فاش کردن

  • disclose


    را اعلام کند

  • promulgate


    آشکار ساختن


  • تبلیغات

  • divulge


    قاصد

  • advertise


    تبلیغ کردن

  • herald


    بگو

  • advertize


    شیپور


  • blazon

  • trumpet


    پست

  • blazon


    گزارش


  • رهایی


  • اعلام کردن


  • اعلام کند

  • enunciate


    به اشتراک بگذارند

  • annunciate


    حالت

  • impart


    گردش کند


  • آتش

  • circulate


    صدا

  • blaze


    فریاد زدن

  • disseminate


    پلاکارد


  • فلاش

  • blare


  • placard


  • flash


antonyms - متضاد
  • conceal


    پنهان کردن، پوشاندن

  • suppress


    سرکوب کردن


  • دفن کردن


  • پنهان شدن

  • withhold


    خودداری کنید


  • نگه دارید


  • نگاه داشتن


  • گوش بده

  • refrain


    خودداری

  • repress


    راز


  • سرپوش گذاشتن


  • عقب نگه دارید


  • صدا در نیاوردن تا

  • hush up


    عقب بایست


  • ساکت باش


  • بطری کردن


  • راز رو نگه دار


  • پوشش


  • ترشح کنند


  • انکار

  • secrete


    مبهم


  • حاوی

  • obscure


    سانسور


  • خفه کردن

  • censor


    رد کردن

  • stifle


    بررسی


  • ماسک


  • مهار کند


  • پتو

  • inhibit



لغت پیشنهادی

intervention

لغت پیشنهادی

parent

لغت پیشنهادی

anglophone