announce
announce - اعلام
verb - فعل
UK :
US :
اعلامیه
گوینده
اعلام نشده
گفتن رسمی به مردم در مورد چیزی، به ویژه در مورد یک برنامه یا تصمیم
گفتن چیزی، به ویژه چیزی که دیگران آن را دوست ندارند، با صدای بلند و مطمئن
to give information to people using a loudspeaker or microphone, especially at an airport or railway station
برای دادن اطلاعات به افراد با استفاده از بلندگو یا میکروفون، به ویژه در فرودگاه یا ایستگاه راه آهن
برای معرفی یک برنامه در تلویزیون یا رادیو
چیزی را به اطلاع مردم برسانید یا در مورد چیزی به طور رسمی به مردم بگویید
برای نشان دادن اینکه قرار است اتفاقی بیفتد
به طور رسمی اعلام کند یا به اطلاع عموم برساند
سپس با اعلام احکام مجرمیت، سرش را در دستانش فرو برد.
هاچیسون قصد دارد کمی قبل از برگزاری انتخابات مقدماتی تگزاس در 12 مارس، حمایت خود را اعلام کند.
برنده این جایزه در یک شام در هتل شرایتون معرفی می شود.
آنها برنامه هایی را برای بستن 11 کارخانه اعلام کردند.
He called its performance standards intolerable and announced plans to privatise it.
او استانداردهای عملکرد آن را غیرقابل تحمل خواند و از برنامه هایی برای خصوصی سازی آن خبر داد.
این شرکت حدود 400 میلیون دلار سود اعلام کرد.
اما قیمتها در پمپها بدون تغییر باقی ماند و شرکتهای نفتی را قادر ساخت تا سودهای بیسابقهای را اعلام کنند.
The Spanish government announced that it would invest over $14,000 million in the Latin American region.
دولت اسپانیا اعلام کرد که بیش از 14000 میلیون دلار در منطقه آمریکای لاتین سرمایه گذاری خواهد کرد.
دولت تاریخ انتخابات بعدی را اعلام کرده است.
صدای مردی از حرکت اتوبوس لس آنجلس خبر داد.
آنها سال گذشته نامزدی خود را اعلام کردند، اما هنوز تاریخی برای عروسی خود تعیین نکرده اند.
نخست وزیر به تازگی اعلام کرده است که انتخابات عمومی در ماه آینده برگزار می شود.
وی در نشست خبری امروز رسما اعلام کرد که قصد استعفا دارد.
آنها هنوز به طور رسمی نامزدی خود را اعلام نکرده اند.
صدای زنگ در ورود جک را اعلام کرد.
ما خوشحالیم که اعلام کنیم هر پنج نامزد موفق شدند.
اعلام شد که محدودیتهای سرعت جدیدی اعمال خواهد شد.
این شرکت تصمیم خود را در ماه مارس برای عموم اعلام کرد.
دولت دیروز به رسانه ها اعلام کرد که قصد دارد یک میلیون شغل جدید ایجاد کند.
او در مراسم دیشب به عنوان برنده اعلام شد.
آیا پرواز ما هنوز اعلام نشده است؟
برندگان به ترتیب معکوس اعلام خواهند شد.
بلندگو اعلام کرد: اکنون سوار بر پرواز 897، مقصد سیاتل.
آنها اعلام کردند که پرواز با تاخیر انجام می شود.
او اعلام کرد: «سیگار را ترک کردم.
او اعلام کرد که سیگار را ترک کرده است.
Would you announce the guests as they arrive? (= call out their names, for example at a formal party)
آیا میهمانان را به محض ورود اعلام می کنید؟ (= نام آنها را صدا بزنید، مثلاً در یک مهمانی رسمی)
برای اعلام جنگ
این نقاشی تقلبی اعلام شد.
او پیش از این اعلام کرده بود که قصد دارد در انتخابات شرکت کند.
در دیدار ما، وی تمایل خود را برای همکاری اعلام کرد.
این شرکت با افتخار از عرضه طیف جدید خودروهای خود خبر داد.
ما انتظار داریم تا اواخر این هفته جزئیات این طرح را اعلام کنیم.
ما متأسفیم که مرگ رئیس خود، آلفرد ساید باتوم را اعلام می کنیم.
او به جمعیت اعلام کرد که جنگ تمام شده است.
آنها در روزنامه محلی خبر مرگ مادرشان را دادند.
او برنده مسابقه را به مخاطبان هیجان زده اعلام کرد.
نخست وزیر اعلام کرده است که هزینه های عمومی در سال آینده افزایش خواهد یافت.
اولین چند برگ در ناودان آغاز پاییز را اعلام کرد.
او دوشنبه گذشته استعفای خود را اعلام کرد.
آگهی های عروسی یک هفته پس از ازدواج آنها پست شد.
proclaim
اعلام
پخش
broadcast
انتشار
عمومی انگلستان
publiciseUK
عمومی کردن ایالات متحده
publicizeUS
برقراری ارتباط
فاش کردن
disclose
را اعلام کند
promulgate
آشکار ساختن
تبلیغات
divulge
قاصد
advertise
تبلیغ کردن
herald
بگو
advertize
شیپور
blazon
trumpet
پست
blazon
گزارش
رهایی
اعلام کردن
اعلام کند
enunciate
به اشتراک بگذارند
annunciate
حالت
impart
گردش کند
آتش
circulate
صدا
blaze
فریاد زدن
disseminate
پلاکارد
فلاش
blare
placard
flash
conceal
پنهان کردن، پوشاندن
suppress
سرکوب کردن
دفن کردن
پنهان شدن
withhold
خودداری کنید
نگه دارید
نگاه داشتن
گوش بده
refrain
خودداری
repress
راز
سرپوش گذاشتن
عقب نگه دارید
صدا در نیاوردن تا
hush up
عقب بایست
ساکت باش
بطری کردن
راز رو نگه دار
پوشش
ترشح کنند
انکار
secrete
مبهم
حاوی
obscure
سانسور
خفه کردن
censor
رد کردن
stifle
بررسی
ماسک
مهار کند
پتو
inhibit
