parent
parent - والدین
noun - اسم
UK :
US :
پدر یا مادر یک شخص یا حیوان
چیزی که چیزهای دیگری از همان نوع تولید می کند
شرکتی که صاحب یک شرکت یا سازمان کوچکتر است
از کودک خود مراقبت کنید و به او کمک کنید تا به خوبی رشد کند و یاد بگیرد که چگونه رفتار کند
if one company is the parent of another it owns at least half the shares in the other company and has control over it
اگر یک شرکت مادر شرکت دیگری باشد، حداقل نیمی از سهام شرکت دیگر را در اختیار دارد و بر آن کنترل دارد.
a mother or father of a person or an animal or someone who looks after a person in the same way that a parent does
مادر یا پدر یک شخص یا حیوان یا کسی که از یک شخص به همان شیوه ای که والدین مراقبت می کنند مراقبت می کند.
شرکتی که مالک یک یا چند شرکت دیگر است
تا کودک را به عنوان والدین خود بزرگ کنند
شخصی که فرزندی به دنیا می آورد یا بزرگ می کند
والد نیز هر حیوان یا گیاهی است که دیگری را تولید کند.
→ شرکت مادر
مارگارت به 13 والدین نشان می دهد که چگونه چیزهایی درست کنند و آنها به فرزندان خود نشان می دهند.
برای من طبیعی بود که پدر و مادری داشته باشم که کار می کردند و به فرزندانشان فداکار بودند.
یک بار، پس از دو هفته غیبت، مدیر مدرسه با والدینش برخورد کرد.
دوست دارم یه وقتایی با پدر و مادرم ملاقات کنی
شرکت مادر این شرکت هواپیمایی، AMR Corp، در 9 ماه اول 115 میلیون دلار ضرر کرده است.
All these children are mutant children of the same parent differing from their parent with respect to one gene each.
همه این کودکان فرزندان جهش یافته از یک والدین هستند و هر کدام از نظر یک ژن با والدین خود متفاوت هستند.
Panic-stricken parents, their faces twisted in fear ran to the school and frantically searched for their sons or daughters.
والدین وحشت زده در حالی که چهره هایشان از ترس پیچ خورده بود به سمت مدرسه دویدند و دیوانه وار به دنبال پسران یا دختران خود می گشتند.
با این حال والدین بیش از هر چیز به آن شرایط کاری مناسب نیاز دارند تا بخواهند به خوبی والدین خود را پرورش دهند.
او هنوز با پدر و مادرش زندگی می کند.
سو و بن به تازگی پدر و مادر شده اند.
ممکن است پدر و مادر خوب بودن سخت باشد.
پدر و مادر خوانده او (= کسانی که به طور قانونی او را به عنوان فرزند خود پذیرفته اند)
It's not easy being a foster parent (= who looks after a child for a period of time without legally adopting him/her) to these children.
برای این بچهها بودن (= که برای مدتی بدون پذیرش قانونی از کودک مراقبت میکند) آسان نیست.
والدین بیولوژیکی/تولد او (= والدین طبیعی، نه آنهایی که فرزندخوانده یا فرزندخوانده می شوند)
اما یک پدر و مادر تنها با دو فرزند است.
گزینه های بیشتر مراقبت از کودک و مرخصی با حقوق بیشتر، زندگی والدین شاغل را بهبود می بخشد.
پرنده/درخت والد
بانک مادر و شرکت های تابعه آن
این شرکت فرعی در نهایت از شرکت مادر پیشی گرفت و آن را تصاحب کرد.
این مطالعه نشان داد که کودکان با والدین درگیر در مدرسه بهتر عمل می کنند.
آنها به تازگی پدر و مادر مغرور یک نوزاد دختر شده اند.
آنها ممکن است والدین بیولوژیکی من نباشند، اما من آنها را مادر و پدر واقعی خود می دانم.
والدین نگران اطلاعات بیشتری در مورد ایمنی این محصولات می خواهند.
زنان بیشتر و بیشتر از کودکان خردسال و والدین مسن مراقبت می کنند.
او در مونتانا از پدر و مادر مهاجر یونانی به دنیا آمد.
همه آنها فرزندان والدین مطلقه هستند.
نسل والدین من نگران این نبودند که بچه هایشان را جلوی تلویزیون بنشینند.
او هر کریسمس را در خانه پدر و مادرش می گذراند.
برای والدین و معلمان مهم است که با هم کار کنند.
من این آخر هفته برای اولین بار با والدین ریچارد ملاقات خواهم کرد.
کلرادو در حال حاضر با کمبود والدین سرپرست مواجه است.
شرکت فرعی سهامی را منتشر کرده است که توسط شرکت اصلی آن تضمین شده است.
انتظار می رود شرکت مادر امسال 50 میلیون دلار برای تبلیغات هزینه کند.
فکر می کنم پدر و مادرش خیلی خوب بود.
گراهام حدود 65 فرزند خوانده را تربیت کرده و 11 نفر از آنها را به فرزندی پذیرفته است.
A lot of adoptive families are second-time-around families, people who've parented before and realize they can do it.
بسیاری از خانوادههای فرزندخوانده خانوادههایی هستند که برای بار دوم زندگی میکنند، افرادی که قبلاً پدر و مادر شدهاند و متوجه شدهاند که میتوانند این کار را انجام دهند.
پدر و مادر او در نیویورک زندگی می کنند.
parental guidance
راهنمایی والدین
تازه ازدواج کردهاند، اکنون باید با واقعیتهای سخت والدین روبرو شوند.
begetter
بهتر
procreator
مولد
progenitor
اجداد
folks
مردم
guardian
نگهبان
sire
آقا
genitor
ژنتیکال
rents
اجاره ها
والد بیولوژیکی
'rents
والد تولد
والد مشترک
co-parent
فرزندخوانده
foster-parent
نا مادری - نا پدری
step-parent
والد تنها
lone parent
والد مجرد
