manner
manner - شیوه
noun - اسم
UK :
US :
روشی که در آن چیزی انجام می شود یا اتفاق می افتد
روشی که در آن شخص با افراد دیگر رفتار می کند یا با آنها صحبت می کند
روشی که در آن کاری انجام می شود
به سبک چیزی
the usual way in which you behave towards other people or the way you behave on a particular occasion
روش معمولی که در آن با افراد دیگر رفتار می کنید یا رفتاری که در یک موقعیت خاص دارید
روش های مودبانه رفتار با دیگران و رفتار در جمع
یک نوع
the usual way in which you behave toward other people or the way you behave on a particular occasion
روش معمولی که با دیگران رفتار می کنید یا رفتاری که در یک موقعیت خاص دارید
If the state acts in a manner not designed to promote social solidarity then Duguit argued, this must be resisted.
دوگیت استدلال کرد که اگر دولت به گونهای عمل میکند که برای ارتقای همبستگی اجتماعی طراحی نشده است، در آن صورت، باید در مقابل این امر مقاومت کرد.
سارا از رفتار پرشور خواهرش اخم کرد اما آرام آرام او را به جامعه تعقیب کرد.
مرد جوانی با رفتاری کمی خجالتی و بی دست و پا
کاری که آنها اکنون انجام می دهند این است که به این روش نیمه کاره با بالا بردن آنت به 70 به خطر بیفتند.
او با رفتار تجاری خود همه را تحت تأثیر قرار داد.
دکتر رفتاری آرام و دوستانه داشت.
There was something spontaneous and lively in his manner of speaking that made whatever he was saying sound even better.
چیزی خودجوش و پر جنب و جوش در نحوه صحبت کردن او وجود داشت که باعث می شد هر چه می گفت بهتر به نظر برسد.
او به عنوان یک کوکی سخت اختصاصی، کالاها را به شیوه ای چشمگیر تحویل داده است.
او رفتار بسیار دلپذیری دارد.
رفتار راننده بسیار غیر دوستانه بود.
روشی که در عین حال جدی است.
In what manner the ensuing sacrifice and suffering benefits the protagonists is never satisfactorily explained.
هرگز به طور رضایت بخشی توضیح داده نمی شود که فداکاری و رنج بعدی به چه شکلی برای قهرمانان فایده دارد.
داشتن اخلاق خوب/بد
این رفتار بدی است که با دهان پر صحبت کنید.
او ادب ندارد (= بسیار بد رفتار می کند).
او حداقل می تواند رفتار خوبی داشته باشد تا به من اطلاع دهد که نمی تواند شرکت کند.
این کودکان باید برخی از آداب را یاد بگیرند.
حالا بشین بخور و به اخلاقت فکر کن!
او به شیوه ای تجاری پاسخ داد.
تمامی مطالبات باید به صورت تخصصی و به موقع تسویه شود.
نحوه اعلام این تصمیم بسیار تاسف بار بود.
چشم به روشی مشابه دوربین عمل می کند.
رفتاری پرخاشگرانه/دوستانه/آرام داشتن
رفتارش مودبانه اما خونسرد بود.
او رفتاری تهدیدآمیز با مادرش داشت.
اخلاق و آداب اجتماعی قرن هفدهم
مشکل را می توان به هر طریقی حل کرد.
او از تعامل با افراد مختلف لذت می برد.
نقاشی به شیوه رافائل
همه این دیدگاه ها به نوعی به هم مرتبط هستند.
او با زندگی در املاک وفق داد که گویی با شیوه تولد.
چه کسی می تواند چنین کار وحشتناکی انجام دهد؟
پدر و مادرت به تو ادب یاد ندادند؟
بی اخلاقی او وحشتناک است.
من از او بدم می آمد اما آداب و رسوم خود را می دانستم بنابراین به سؤال او پاسخ دادم.
ببخشید داشتم اخلاقم رو فراموش میکردم آیا می توانم به شما یک نوشیدنی پیشنهاد کنم؟
خیره شدن به مردم اخلاق خوبی نیست.
قبوض انرژی به صورت شفاف محاسبه می شود.
پسماندهای شیمیایی باید به شیوه ای مسئولانه از نظر زیست محیطی دفع شوند.
فایل ها به گونه ای تصادفی ذخیره شده اند که یافتن آنها غیرممکن است.
او به هیچ وجه به او گفت که اقدامات او غیرقابل قبول است.
او رفتار بسیار مشکوکی داشت.
تمام تلاشم را کردم تا رفتار مناسبی داشته باشم.
سبک
روش
مسیر
رویکرد
فرم
حالت
به معنای
means
روند
تمرین
سیستم
تکنیک
روال
روش شناسی
خط
methodology
چسب
سفارشی
tack
استراتژی
رگ
modus
دستور آشپزی
تاکتیک ها
vein
شیوه عمل
چگونه
tactics
طرح
modus operandi
خط مشی
دوره
تاکتیک
سازوکار
disorganisationUK
سازماندهی بریتانیا
disorganizationUS
بی سازمانی ایالات متحده
ignorance
جهل
neglect
بی توجهی
بی نظمی
blockage
انسداد
زنگ تفريح
بخش
تفاوت
واقعیت
cog
چرخ دنده
