mode
mode - حالت
noun - اسم
UK :
US :
روش یا سبک خاصی از رفتار، زندگی یا انجام کاری
روش خاصی که در آن یک ماشین یا قطعه ای از تجهیزات می تواند کار کند
یکی از سیستم های مختلف تنظیم نت در موسیقی، مانند ماژور و مینور در موسیقی غربی
راه یا وسیله ای برای انجام کاری
روشی که یک ماشین در هنگام انجام یک کار خاص عمل می کند
عددی که اغلب در مجموعه ای از اعداد ظاهر می شود
روشی برای عملکرد، زندگی یا رفتار
عدد یا مقداری که اغلب در یک مجموعه خاص ظاهر می شود
(مخصوصاً لباس) در یک زمان خاص شیک پوش باشد
an arrangement of half steps and whole steps (= differences in sound) in an octave (= series of eight notes)
چیدمان نیم قدم و کل گام (= تفاوت در صدا) در یک اکتاو (= سری هشت نت)
عدد یا مقداری که بیشتر در مجموعه ای از اعداد یا مقادیر خاص ظاهر می شود
راهی برای انجام کاری
یکی از چندین روشی که یک ماشین یا دستگاه کار می کند
a person's or organization's condition or way of behaving at a particular time because of the situation they are in
وضعیت یا نحوه رفتار یک فرد یا سازمان در یک زمان خاص به دلیل موقعیتی که در آن قرار دارد
در اواخر قرن بیستم، ما انتخاب های بیشتری در مورد شیوه های زندگی داریم.
تکنیک های ترکیبی را در حال حرکت انجام دهید تا بتوانید به طور موثر در حالت عقب نشینی و همچنین پیشروی کار کنید.
Perform combination techniques on the move so that you are able to work effectively in a retreating as well as an advancing mode.
به خصوص امسال که به ندرت باران باریده است و همه هفت روز هفته در حالت کامل ورزشی هستند.
Especially this year when it has scarcely rained, and everyone is in full athletic mode seven days a week.
کامپایلر بهینه شده دارای یک گزینه حالت ترکیبی برای برنامه هایی است که روی جعبه های 80486 و Pentium و همچنین حالت فقط Pentium اجرا می شوند.
The optimized compiler has a blended mode option for applications that will run on 80486 and Pentium boxes as well as a Pentium-only mode.
تسلط حالت غالب باید مشروع باشد.
این خودرو دارای حالت رانندگی اقتصادی است.
در حال استفاده، بیشتر حالت های نوردهی را امتحان کردم.
استعاره مکانیسم ساختاری غالب رمان ها است، رونویسی تلطیف شده از آگاهی حالت داستانی آنها.
Metaphor is the dominant structuring mechanism of the novels, stylized transcription of consciousness their fictional mode.
آهنهای سنگی که حدود 2 درصد از کل ریزشها را تشکیل میدهند، نزدیک به آهنها در حالت منشاء هستند.
Closely related to the irons in mode of origin are stony-irons, which make up about 2 percent of all falls.
آژانسهایی که با نخبگان تجاری و شرکتها سروکار دارند، نسبت به آژانسهایی که با اقشار فقیر سروکار دارند، تمایل بیشتری به استفاده از حالت تعاونی دارند.
The agencies dealing with business and corporate elites tend to employ a more co-operative mode than those dealing with the poor.
برای قرار دادن VCR در حالت ضبط، ضبط و پخش را به طور همزمان فشار دهید.
خطوط هوایی تجاری کمترین میزان تصادف را در بین تمام روش های حمل و نقل دارند.
Commercial airlines have the lowest accident rate of all transportation modes.
یک روش ارتباطی
یک شیوه رفتار
environment-friendly modes of transport
روش های حمل و نقل سازگار با محیط زیست
دوربین را به حالت خودکار تبدیل کنید.
از این بازی کامپیوتری می توانید در حالت دو نفره نیز استفاده کنید.
در حالت تعطیلات باشید
یک ویدیوی پاپ ساخته شده توسط کارگردانی که واقعاً حالت را درک می کند
major/minor mode
حالت اصلی/فرعی
راه اصلی زندگی آنها شکار است.
سعی کنید از روش های دیگر سازماندهی استفاده کنید.
پیاده روی روش مورد علاقه او برای سفر بود.
همه در یک حالت دسته بندی می شوند.
سعی کنید از این طرز فکر خارج شوید.
در دوران فئودالیسم، شیوه تولید غالب بر مالکیت زمین استوار بود.
اکثر دوربین های دیجیتال دارای حالت خودکار هستند.
از حالت دریافت به حالت انتقال بروید.
دستگاه در حالت تعلیق خود است.
تلفن در حالت استندبای یک ساعت را نمایش می دهد.
آنها در حال حاضر در حالت بحران هستند.
او ادامه داد، اما در حالتی نه چندان تهاجمی.
او قصد تغییر لباس خود را نداشت.
نظر شما در مورد نحوه لباس پوشیدن او چیست؟
هر بخش در این شرکت شیوه کار خود را دارد.
راه آهن وسیله حمل و نقل مهمی برای اقتصاد است.
گوشی خود را به حالت بی صدا تغییر دهید.
دامنهای کوتاه در دهه 60 بسیار مد بودند.
معلمان خوب دانش آموزان خود را وارد حالت یادگیری می کنند.
هر بخش روش کار خود را دارد.
دوچرخه هنوز هم یک روش مهم حمل و نقل در پکن است.
فکس روش اصلی ارتباط ما بود تا اینکه ایمیل آمد.
آیا کامپیوتر خود را یک شبه در حالت آماده به کار رها می کنید؟
روش
مسیر
رویکرد
سیستم
شیوه
سبک
تکنیک
methodology
روش شناسی
روند
تمرین
به معنای
فرم
means
طرح
روال
سفارشی
سازوکار
دوره
کانال ها
قانون
channels
رگ
وضعیت
vein
حالت
modus
کیفیت
کتاب
ژانر. دسته
نوع
وضعیت بدن
genre
مرتب سازی
posture
disorganisationUK
سازماندهی بریتانیا
disorganizationUS
بی سازمانی ایالات متحده
ignorance
جهل
neglect
بی توجهی
بی نظمی
واقعیت
departure
عزیمت، خروج
unstylishness
بی شیک بودن
mismanagement
سوء مدیریت
disagreement
اختلاف نظر
gracelessness
بی لطفی
blockage
انسداد
زنگ تفريح
بخش
بودن
تفاوت
cog
چرخ دنده
