especially

base info - اطلاعات اولیه

especially - بخصوص

adverb - قید

/ɪˈspeʃəli/

UK :

/ɪˈspeʃəli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [especially] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Teenagers are very fashion conscious, especially girls.


    نوجوانان به خصوص دختران بسیار شیک پوش هستند.

  • I love Rome, especially in the spring.


    من عاشق رم هستم، مخصوصاً در بهار.


  • ماشین بسیار کوچک است، به خصوص اگر بچه دارید.

  • I got up early especially.


    مخصوصا زود بیدار شدم

  • I made it especially for you.


    مخصوص شما درست کردم

  • The vehicle was designed especially for use in the desert.


    این وسیله نقلیه به ویژه برای استفاده در بیابان طراحی شده است.

  • A plentiful supply of water is especially important in summer.


    تامین آب فراوان به ویژه در تابستان اهمیت دارد.

  • especially useful/interesting


    به خصوص مفید/جالب

  • Children are expected to obey their parents at all times.This is especially true of girls.


    از کودکان انتظار می رود که همیشه از والدین خود اطاعت کنند. این امر به ویژه در مورد دختران صادق است.

  • I wasn't feeling especially happy that day.


    آن روز احساس خوشحالی خاصی نداشتم.

  • ‘Do you like his novels?’ ‘Not especially.’


    «آیا رمان‌های او را دوست دارید؟» «به‌خصوص نه.»

  • This case emphasizes/highlights the importance of honest communication between managers and employees.


    این مورد بر اهمیت ارتباط صادقانه بین مدیران و کارکنان تاکید می کند.

  • Effective communication skills are essential/crucial/vital.


    مهارت های ارتباط موثر ضروری / حیاتی / حیاتی هستند.

  • It should be noted that this study considers only verbal communication. Non-verbal communication is not dealt with here.


    لازم به ذکر است که این پژوهش فقط ارتباط کلامی را مد نظر قرار داده است. در اینجا به ارتباط غیرکلامی پرداخته نمی شود.

  • It is important to remember that/An important point to remember is that non-verbal communication plays a key role in getting your message across.


    مهم است که به یاد داشته باشید که / نکته مهمی که باید به خاطر بسپارید این است که ارتباطات غیرکلامی نقش کلیدی در انتقال پیام شما دارد.

  • Communication is not only about the words you use but also your body language and especially/above all the effectiveness with which you listen.


    ارتباط فقط در مورد کلماتی که استفاده می کنید نیست، بلکه زبان بدن شما و، به ویژه/بالاتر از همه، اثربخشی که با آن گوش می دهید نیز هست.

  • I would like to draw attention to the role of listening in effective communication.


    من می خواهم توجه را به نقش گوش دادن در ارتباط موثر جلب کنم.

  • Choose your words carefully: in particular avoid confusing and ambiguous language.


    کلمات خود را با دقت انتخاب کنید: به ویژه از زبان گیج کننده و مبهم خودداری کنید.

  • Finally and perhaps most importantly, you must learn to listen as well as to speak.


    در نهایت، و شاید مهمتر از همه، شما باید یاد بگیرید که گوش دهید و همچنین صحبت کنید.

  • Far too many people especially young people are sleeping on the streets.


    بسیاری از مردم، به ویژه جوانان، در خیابان ها می خوابند.

  • We've made a lot of progress especially considering that we only had about 13 weeks to do it all.


    ما پیشرفت زیادی کرده‌ایم، مخصوصاً با توجه به اینکه فقط 13 هفته فرصت داشتیم تا همه این کارها را انجام دهیم.


  • این امر ممکن است کشور را در معرض مشکلات مالی در آینده قرار دهد، به ویژه با توجه به عدم اطمینان در مورد قیمت نفت.

  • More research needs to be done, especially since it was a small study.


    تحقیقات بیشتری باید انجام شود، به خصوص که یک مطالعه کوچک بود.

  • She loves all sports, especially swimming.


    او عاشق همه ورزش ها به خصوص شنا است.

  • I especially like sweet things.


    من به خصوص چیزهای شیرین را دوست دارم.

  • a course specially designed to meet your needs


    دوره ای که برای رفع نیازهای شما طراحی شده است

  • She has her clothes specially made in Paris.


    او لباس هایش را به طور خاص در پاریس ساخته است.

  • I bought this especially/​specially for you.


    من این را مخصوصا/ویژه برای شما خریدم.

  • It is especially/​specially important to remember this.


    یادآوری این موضوع به ویژه/به ویژه مهم است.

  • She's not especially interested in sport.


    او علاقه خاصی به ورزش ندارد.

  • I love Australian wines, especially the white wines.


    من عاشق شراب های استرالیایی، به خصوص شراب های سفید هستم.

synonyms - مترادف
  • specially


    مخصوصا


  • به ویژه


  • خیلی


  • فوق العاده

  • uncommonly


    غیر معمول

  • exceptionally


    استثنایی

  • extraordinarily


    غیرعادی

  • unusually


    اضافی


  • قابل توجه

  • remarkably


    به طرز وحشتناکی

  • awfully


    بطور باور نکردنی

  • incredibly


    به طور خاص

  • peculiarly


    واقعا


  • اشکارا

  • signally


    به صورت منفرد

  • singularly


    منحصر به فرد

  • terribly


    مجزا

  • uniquely


    عمده

  • distinctly


    به طور مشخص

  • majorly


    درست

  • markedly


    به طور جدی

  • notably


    به طرز قابل توجهی

  • outstandingly


    شگفت آور


  • به طور آشکار


  • به طور قطعی

  • strikingly


    به طور برجسته

  • amazingly


    بسیار زیاد

  • conspicuously


  • decidedly


  • eminently


  • enormously


antonyms - متضاد

  • مقدار کمی

  • negligibly


    بطور ناچیز

  • nominally


    به صورت اسمی


  • اندکی


  • تاحدی

  • broadly


    به طور گسترده

  • commonly


    معمولا


  • به طور معمول

  • ordinarily


    کاملا


  • نسبتا


  • بسیار


  • به طور نسبی


  • قابل عبور


  • منصفانه

  • passably


    منطقی


  • مقداری

  • moderately


    به صورت مقایسه ای

  • reasonably


    در حاشیه


  • یک جور هایی

  • comparatively


    متوسط

  • marginally


    پسندیدن

  • kinda


    کمی

  • mediumly


    ایش


  • تا حدی


  • یک سایه

  • a bit


  • ish






لغت پیشنهادی

bellowing

لغت پیشنهادی

quarrel

لغت پیشنهادی

portray