especially
especially - بخصوص
adverb - قید
UK :
US :
used to emphasize that something is more important or happens more with one particular thing than with others
برای تأکید بر اینکه چیزی در یک چیز خاص مهمتر است یا بیشتر اتفاق می افتد تا با چیزهای دیگر استفاده می شود
به درجه ای خاص یا بسیار بیشتر از حد معمول
برای یک شخص خاص، هدف و غیره
used when you want to emphasize that something concerns or affects one person or thing more than others or is true about a particular situation more than others
زمانی استفاده می شود که می خواهید تأکید کنید چیزی بیشتر از دیگران به یک فرد یا چیز مربوط می شود یا بر آن تأثیر می گذارد یا در مورد یک موقعیت خاص بیش از دیگران صادق است.
بخصوص
especially – used before or after a noun. Often used in the phrases anyone/anything/anywhere in particular and someone/something/somewhere in particular
به خصوص - قبل یا بعد از اسم استفاده می شود. اغلب در عبارات any/anything/anywhere به طور خاص و Some/something/somehere خاص استفاده می شود
برای گفتن کسی یا چیزی استفاده می شود، مثال مهمی از چیزی است که شما در مورد آن صحبت می کنید
برای تاکید بر اینکه چیزی مهمتر از همه چیزهایی است که ذکر کردید استفاده می شود
بیشتر از هر چیز یا هر کس دیگری
خیلی زیاد؛ بیشتر از حد معمول یا بیشتر از افراد یا چیزهای دیگر
به دلیل خاصی
(used to emphasize the importance of one thing among others of its type or to point to one thing among others) very; particularly
(برای تأکید بر اهمیت یک چیز در میان چیزهای دیگر یا برای اشاره به یک چیز در میان چیزهای دیگر استفاده می شود) بسیار; به ویژه
It is also known that in some central nervous system neurones, second messengers especially cyclic AMPcontrol membrane electrical activity.
همچنین مشخص شده است که در برخی از نورون های سیستم عصبی مرکزی، پیام رسان های دوم به ویژه AMP حلقوی فعالیت الکتریکی غشاء را کنترل می کنند.
اتحادها، به هر حال، باید علیه برخی، به ویژه اتحادهای دفاعی، هدایت شوند.
This is a style of wheat beer that I especially enjoy with its teasing counterpoint of tartness and chocolate-malt sweetness.
این یک سبک از آبجو گندم است که من به خصوص از آن لذت می برم، با نقطه مقابل آن از تلخی و شیرینی شکلاتی-مالت.
مخصوصاً به دنبال فریز مجسمه ها در طبقه بالایی باشید.
The graveyard especially is a good place to examine the strange and beautiful gravestones characteristic of old Basque burial grounds.
این قبرستان به ویژه مکان خوبی برای بررسی سنگ قبرهای عجیب و زیبای مشخصه دفن قدیمی باسک است.
He was 24, a young age for a priest especially one who had failed to finish training in two seminaries.
او 24 ساله بود، سن جوانی برای یک کشیش، به ویژه کشیشی که نتوانسته بود در دو حوزه علمیه تحصیل کند.
خانواده ها، به ویژه آنهایی که فرزندان خردسال دارند، از این برنامه بهره مند می شوند.
Everyone's excited about the trip especially Wendy.
همه در مورد سفر هیجان زده هستند، به خصوص وندی.
با احتیاط رانندگی کنید، به خصوص با این همه مه.
Politicians, unlike actors and especially writers, know that their opinions have to be sold, that they must please.
سیاستمداران، بر خلاف بازیگران و به ویژه نویسندگان، میدانند که عقایدشان باید فروخته شود، که باید راضی کنند.
Teenagers are very fashion conscious, especially girls.
نوجوانان به خصوص دختران بسیار شیک پوش هستند.
I love Rome, especially in the spring.
من عاشق رم هستم، مخصوصاً در بهار.
ماشین بسیار کوچک است، به خصوص اگر بچه دارید.
مخصوصا زود بیدار شدم
I made it especially for you.
مخصوص شما درست کردم
این وسیله نقلیه به ویژه برای استفاده در بیابان طراحی شده است.
تامین آب فراوان به ویژه در تابستان اهمیت دارد.
especially useful/interesting
به خصوص مفید/جالب
از کودکان انتظار می رود که همیشه از والدین خود اطاعت کنند. این امر به ویژه در مورد دختران صادق است.
I wasn't feeling especially happy that day.
آن روز احساس خوشحالی خاصی نداشتم.
«آیا رمانهای او را دوست دارید؟» «بهخصوص نه.»
This case emphasizes/highlights the importance of honest communication between managers and employees.
این مورد بر اهمیت ارتباط صادقانه بین مدیران و کارکنان تاکید می کند.
Effective communication skills are essential/crucial/vital.
مهارت های ارتباط موثر ضروری / حیاتی / حیاتی هستند.
It should be noted that this study considers only verbal communication. Non-verbal communication is not dealt with here.
لازم به ذکر است که این پژوهش فقط ارتباط کلامی را مد نظر قرار داده است. در اینجا به ارتباط غیرکلامی پرداخته نمی شود.
It is important to remember that/An important point to remember is that non-verbal communication plays a key role in getting your message across.
مهم است که به یاد داشته باشید که / نکته مهمی که باید به خاطر بسپارید این است که ارتباطات غیرکلامی نقش کلیدی در انتقال پیام شما دارد.
Communication is not only about the words you use but also your body language and especially/above all the effectiveness with which you listen.
ارتباط فقط در مورد کلماتی که استفاده می کنید نیست، بلکه زبان بدن شما و، به ویژه/بالاتر از همه، اثربخشی که با آن گوش می دهید نیز هست.
من می خواهم توجه را به نقش گوش دادن در ارتباط موثر جلب کنم.
کلمات خود را با دقت انتخاب کنید: به ویژه از زبان گیج کننده و مبهم خودداری کنید.
در نهایت، و شاید مهمتر از همه، شما باید یاد بگیرید که گوش دهید و همچنین صحبت کنید.
بسیاری از مردم، به ویژه جوانان، در خیابان ها می خوابند.
ما پیشرفت زیادی کردهایم، مخصوصاً با توجه به اینکه فقط 13 هفته فرصت داشتیم تا همه این کارها را انجام دهیم.
This might expose the country to financial problems in the future especially given the uncertainty over oil prices.
این امر ممکن است کشور را در معرض مشکلات مالی در آینده قرار دهد، به ویژه با توجه به عدم اطمینان در مورد قیمت نفت.
تحقیقات بیشتری باید انجام شود، به خصوص که یک مطالعه کوچک بود.
She loves all sports, especially swimming.
او عاشق همه ورزش ها به خصوص شنا است.
I especially like sweet things.
من به خصوص چیزهای شیرین را دوست دارم.
دوره ای که برای رفع نیازهای شما طراحی شده است
او لباس هایش را به طور خاص در پاریس ساخته است.
من این را مخصوصا/ویژه برای شما خریدم.
یادآوری این موضوع به ویژه/به ویژه مهم است.
She's not especially interested in sport.
او علاقه خاصی به ورزش ندارد.
I love Australian wines, especially the white wines.
من عاشق شراب های استرالیایی، به خصوص شراب های سفید هستم.
specially
مخصوصا
به ویژه
خیلی
فوق العاده
uncommonly
غیر معمول
exceptionally
استثنایی
extraordinarily
غیرعادی
unusually
اضافی
قابل توجه
remarkably
به طرز وحشتناکی
awfully
بطور باور نکردنی
incredibly
به طور خاص
peculiarly
واقعا
اشکارا
signally
به صورت منفرد
singularly
منحصر به فرد
terribly
مجزا
uniquely
عمده
distinctly
به طور مشخص
majorly
درست
markedly
به طور جدی
notably
به طرز قابل توجهی
outstandingly
شگفت آور
به طور آشکار
به طور قطعی
strikingly
به طور برجسته
amazingly
بسیار زیاد
conspicuously
decidedly
eminently
enormously
مقدار کمی
negligibly
بطور ناچیز
nominally
به صورت اسمی
اندکی
تاحدی
broadly
به طور گسترده
commonly
معمولا
به طور معمول
ordinarily
کاملا
نسبتا
بسیار
به طور نسبی
قابل عبور
منصفانه
passably
منطقی
مقداری
moderately
به صورت مقایسه ای
reasonably
در حاشیه
یک جور هایی
comparatively
متوسط
marginally
پسندیدن
kinda
کمی
mediumly
ایش
تا حدی
یک سایه
ish
