operate
operate - عمل کنند
verb - فعل
UK :
US :
عامل
تعاونی
عملیاتی
عدم همکاری
همکاری کردن
به صورت عملیاتی
به صورت تعاونی
برای استفاده و کنترل یک ماشین یا تجهیزات
اگر ماشینی به روشی خاص کار کند، به آن روش کار می کند
اگر یک کسب و کار یا سازمان در مکان یا روش خاصی فعالیت می کند، در آن مکان یا روش کار می کند
برای کنترل یک کسب و کار یا سازمان
اگر سیستم، فرآیند یا سرویسی کار می کند، یا اگر شما آن را اجرا می کنید، کار می کند
بریدن به بدن کسی به منظور ترمیم یا برداشتن قسمتی که آسیب دیده است
برای انجام کار خود یا تلاش برای رسیدن به اهداف به روشی خاص
اگر سربازان یا افسران پلیس در منطقه ای فعالیت می کنند، در آن منطقه کار می کنند
روی چیزی اثر گذاشتن
اگر یک ماشین، کارخانه و غیره به روشی خاص کار کند، به همین شکل کار می کند
اگر یک کسب و کار، سیستم و غیره به روشی خاص عمل می کند، به آن روش کار می کند
if a business system etc operates in or from a particular place it is based there or offers goods or services from there
اگر یک تجارت، سیستم و غیره در یک مکان خاص یا از یک مکان خاص فعالیت می کند، در آنجا مستقر است یا از آنجا کالا یا خدمات ارائه می دهد
اگر شخص یا سازمانی یک کسب و کار، سیستم و غیره را اداره می کند، آن را مدیریت کرده و به کار می اندازد
(باعث) کار کردن، در عمل بودن یا تأثیر گذاشتن
to cut a body open for medical reasons in order to repair, remove or replace an unhealthy or damaged part
برای باز کردن بدن به دلایل پزشکی به منظور ترمیم، برداشتن یا جایگزینی یک قسمت ناسالم یا آسیب دیده
کار کردن یا کاری کردن چیزی، در عمل بودن یا تأثیرگذاری
برای باز کردن بدنه به منظور ترمیم، برداشتن یا جایگزینی یک قسمت ناسالم یا آسیب دیده
برای استفاده یا کنترل تجهیزات یا ماشین یا کاری کردن چیزی
اگر یک کسب و کار، سیستم و غیره به روش خاصی عمل کند، در آن راه کار می کند یا استفاده می شود
برای انجام تجارت در یک مکان خاص یا از آن
برای مدیریت یک کسب و کار، خدمات و غیره و به کار انداختن آن
کورتولدز از اوایل سال 1991 یک دفتر نمایندگی در جاکارتا دارد.
Kaohsiung operates a system whereby employees can offer operational advice regarding improvements to production methods.
کائوسیونگ سیستمی را اجرا می کند که به موجب آن کارکنان می توانند مشاوره عملیاتی در مورد بهبود روش های تولید ارائه دهند.
کنترل از راه دور دستی کارکرد دستگاه را نیز آسان می کند.
همانطور که از نام آن پیداست، مالکیت انحصاری متعلق به یک فرد واحد است و اداره می شود.
آنها از کنار یک میکسر سیمانی که توسط دو مرد با لباس های گرد و غبار کار می شد، رد شدند.
اگر دستگاه کار نمی کند، ساخت و ساز خود را بررسی کنید.
این شرکت رستوران های فست فود را در بیش از 60 کشور جهان راه اندازی می کند.
Screenview یک شرکت کوچک است که از یک انبار تبدیل شده در روستایی در نزدیکی نورویچ فعالیت می کند.
در لندن، بریستول، لیورپول و منچستر، تجارت به روشی مشابه عمل می کند.
Olivetti در تمام بازارهای بزرگ کامپیوتر در جهان فعالیت می کند.
اکثر فریزرهای خانگی در دمای زیر 18- درجه سانتیگراد کار می کنند.
پنل های خورشیدی فقط می توانند در زیر نور خورشید کار کنند.
برخی از افراد تنها تحت فشار می توانند به خوبی عمل کنند.
چه مهارت هایی برای کار با این ماشین آلات مورد نیاز است؟
آنها از یک دوربین از راه دور استفاده می کنند.
در صورت آتش سوزی می توان درب ها را به صورت دستی کار کرد.
این شرکت هواپیمایی در حال حاضر به 25 کشور پرواز دارد.
تا سال گذشته، این زنجیره دارای 388 فروشگاه در 47 ایالت بود.
He started and operated a successful technology business.
او یک تجارت فناوری موفق را راه اندازی و راه اندازی کرد.
این شرکت خدمات حمل و نقل عمومی را در سراسر جهان انجام می دهد.
یک سرویس جدید در اواخر شب اکنون در حال فعالیت است.
آنها قصد دارند از یک دفتر جدید در ادینبورگ کار کنند.
خرده فروشان در محیطی سریع کار می کنند.
این کسب و کار به صورت تعاونی فعالیت می کند.
ما مستقل از شرکت های خواهر خود کار می کنیم.
The regulation operates in favour of married couples.
این مقررات به نفع زوج های متاهل عمل می کند.
او معتقد است که نیروهای شوم در حال عملیات هستند.
فرانسه سیستم وام های یارانه ای به کشاورزان لبنیات را اجرا می کند.
Surgeons operated last night.
جراحان دیشب عمل کردند.
باید چشم هایش را عمل کنیم.
روز بعد او را عمل کردند.
نیروها از پایگاه های شمال در حال عملیات هستند.
تجهیزات به درستی کار نمی کرد.
این دستگاه می تواند به مدت 15 ساعت به طور مداوم با قدرت کامل کار کند.
دستگاه های تهویه مطبوع اتاق باید بر روی سطح صاف نصب شوند تا بتوانند کارآمد باشند.
اگر فشار هیدرولیک از بین برود، مکانیزم خرابی ایمن روی فلایویل ها کار می کند.
سیستم های سرمایشی و گرمایشی فقط بین ساعات اوج کاری 10 صبح تا 3 بعد از ظهر کار خواهند کرد.
تسمه های فولادی برای عملکرد روان به روان کننده نیاز داشتند.
ما بررسی های ایمنی را انجام می دهیم و مطمئن می شویم که فلزیاب به درستی کار می کند.
When the system is operating the output is 4 kilowatts of cold or 5.3 kilowatts of heat for every kilowatt of electricity.
هنگامی که سیستم کار می کند، خروجی 4 کیلووات سرما یا 5.3 کیلووات گرما برای هر کیلووات برق است.
مردم زمانی که در حالت رقابتی کمتر کار می کنند، بهتر یاد می گیرند.
کار کردن
عمل کنید
تابع
انجام دادن
برو
اجرا کن
behave
رفتار كردن
درخواست دادن
ایستادن
گرفتن
activate
فعال کردن
پیشرفت
click
کلیک
مشغول کردن
hum
زمزمه
ادامه دهید
پیش رفتن
رول
در حال بهره برداری باشد
be operative
عملیاتی باشد
در عمل باشد
در تجارت باشد
در حال اجرا باشد
در حالت کار باشد
در کمیسیون باشد
نتیجه بگیرید
get results
تیک دور
tick away
نتیجه ای ایجاد کند
خدمت
پاسخ دادن
شکست
falter
لنگیدن
halt
مکث
stall
غرفه
متوقف کردن
رها کردن
abstain
خودداری کنند
شروع
cease
دست کشیدن
مصرف کردن
ايجاد كردن
نزول کردن
از بین رفتن
discontinue
افسون کننده
disenchant
بی ناموسی آمریکا
dishonorUS
dishonourUK
dishonourUK
دادن
تردید کنید
مانع شود
hesitate
نگه دارید
hinder
بیکار
چشم پوشی
idle
از دست دادن
حفظ
بی توجهی
نادیده گرفتن
دريافت كردن
neglect
خودداری
refrain
