proceed
proceed - ادامه دهید
verb - فعل
UK :
US :
ادامه دادن به انجام کاری که قبلاً برنامه ریزی شده یا شروع شده است
ادامه
برای حرکت در یک جهت خاص
برای ادامه دادن به کاری که شروع شده است
تا طبق برنامه ادامه پیدا کند
برای انجام کاری بعد از انجام کار دیگری
برای حرکت به جلو یا حرکت در یک جهت خاص
برای شروع یا ادامه یک عمل یا فرآیند
ادامه دادن نیز به معنای حرکت به جلو یا سفر در یک جهت خاص است
Contract drafting and negotiation Contract drafting can generally proceed concurrently with due diligence.
تهیه پیش نویس قرارداد و مذاکره تهیه پیش نویس قرارداد معمولاً می تواند همزمان با دقت لازم انجام شود.
من قصد داشتم همانطور که بحث کرده بودیم ادامه دهم.
به گفته این روزنامه، مذاکرات به آرامی پیش می رود.
Contract negotiations are proceeding smoothly.
مذاکرات قرارداد به آرامی پیش می رود.
The silicon ingots are highly perfect single crystals and on the atomic scale the cutting has to proceed through breaking bonds.
شمش های سیلیکون تک بلورهای بسیار عالی هستند و در مقیاس اتمی، برش باید از طریق شکستن پیوندها انجام شود.
و او به طور کاملاً متقاعدکننده ای همین کار را انجام داد.
ژنرال جدید ساینده درخواست استرلینگ را کنار زد و به سخنرانی او پرداخت.
Unfortunately they allowed his notice to expire without further action and proceeded to recruit new employees.
متأسفانه آنها اجازه دادند که مهلت او بدون اقدام بعدی منقضی شود و اقدام به جذب کارمندان جدید کردند.
کار روی تونل جدید بسیار خوب پیش می رود.
They are anxious to proceed with the program and reap the economic payoffs it promises on both sides of the border.
آنها مشتاق هستند که برنامه را ادامه دهند و از سود اقتصادی آن در هر دو طرف مرز بهره ببرند.
ما مطمئن نیستیم که آیا همچنان می خواهیم به فروش ادامه دهیم یا خیر.
Work is proceeding slowly.
کار به کندی پیش می رود.
او دستورالعملهای مفصلی را در مورد بهترین راه برای ادامه کار گذاشت.
او برنامه های خود را بیان کرد و سپس به توضیح بیشتر آنها پرداخت.
او که گفت گرسنه نیست، سپس اقدام به سفارش یک وعده غذایی سه وعده کرد.
راهپیمایان به آرامی در خیابان پیش رفتند.
مسافران رم باید برای سوار شدن به دروازه 32 بروند.
من به وکیل خود دستور می دهم که نسبت به تهیه پیش نویس قراردادها اقدام کند.
او تصمیم گرفت که به درمان ادامه ندهد.
من توصیه های شما را به خاطر می آورم و مطابق آن عمل می کنم.
لازم است با احتیاط اقدام شود.
شورا باید بر اساس رای گیری پیش برود.
نمی توان به این پروژه اجازه ادامه داد.
بدون هیچ سوالی، به جلو رفت.
سری تکون دادم و از پله ها بالا رفتم.
در امتداد جاده بوتلی حرکت کنید.
به دفترش برگشت.
در تقاطع بعدی به راست بپیچید و از دهکده عبور کنید.
سپس این دانشآموزان به سمت مناصب رهبری در جهان حرکت میکنند.
وکلای او تصمیم گرفته اند به این پرونده ادامه ندهند.
آماده سازی جشنواره هم اکنون به آرامی پیش می رود.
او نشست و از تعطیلات اسکی خود به من گفت.
او به من گفت که رژیم گرفته است و سپس به خوردن یک بشقاب چیپس ادامه داد!
مسافران مادرید باید برای سوار شدن به دروازه 26 بروند.
پروژه ساختمان به آرامی در حال انجام است.
شما باید از یک وکیل راهنمایی بخواهید که چگونه ادامه دهید.
تابلوهای هشدار میگفتند با احتیاط ادامه دهید.
ادغام طبق برنامه در حال انجام است و باید تا ماه جولای تکمیل شود.
It is not yet clear whether the private investor has decided to proceed with a formal bid for the budget airline.
هنوز مشخص نیست که آیا سرمایه گذار خصوصی تصمیم به پیشنهاد رسمی برای شرکت هواپیمایی ارزان قیمت گرفته است یا خیر.
proceed carefully/quickly/slowly
با دقت/سریع/آهسته ادامه دهید
پیشرفت
پیش رفتن
برو
حرکت
ادامه هید
بیا
سرعت
عبور
fare
کرایه
گرفتن
hie
سلام
سفر
march
مارس
مسافرت رفتن
wend
وند
forge ahead
پیشروی
ادامه دادن
به جلو حرکت کن
حرکت کن
حرکت در امتداد
فشار دهید
فشار بر روی
برو جلو
ادامه
راه خود را باز کن
حرکت کردن
کرک کردن
به حرکت ادامه دهید
keep moving
در رفتن
جلو افتادن
متوقف کردن
halt
مکث
cease
دست کشیدن
discontinue
ماندن
تردید کنید
hesitate
ایستادن
صبر کن
قهقرایی
اقامت کردن
retrogress
موقعیت
عقب نشینی
عقب نشینی کند
retreat
متوقف شود
recede
توقف کنید
بیا استراحت کن
بالا بکش
سرجاتون بمونین
دوباره فکر کن
سوء مدیریت
نزول کردن
mismanage
پارک
به بن بست برسد
بدتر شدن
زنگ تفريح
deteriorate
از دست دادن
شکست
نگه دارید
خزیدن
کاهش می یابد
crawl