scholarship

base info - اطلاعات اولیه

scholarship - بورس تحصیلی

noun - اسم

/ˈskɑːlərʃɪp/

UK :

/ˈskɒləʃɪp/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [scholarship] در گوگل
description - توضیح

  • مبلغی که توسط یک سازمان آموزشی به کسی داده می شود تا هزینه تحصیل او را بپردازد

  • the knowledge work or methods involved in serious studying


    دانش، کار یا روش های مربوط به مطالعه جدی


  • مطالعه جدی و دقیق


  • مبلغی که توسط یک مدرسه، کالج، دانشگاه یا سازمان دیگر برای پرداخت هزینه تحصیل یک فرد با توانایی زیاد اما پول کم داده می شود.

  • the qualities, methods, or achievements of a scholar


    ویژگی ها، روش ها یا دستاوردهای یک محقق

  • A scholarship is also money given to someone to help pay for that person's education.


    بورسیه همچنین پولی است که به شخصی برای کمک به پرداخت هزینه تحصیل آن شخص داده می شود.

  • Kent was a scholarship student at the Pillow and was working backstage when she first saw the company.


    کنت یک دانشجوی بورسیه در Pillow بود و وقتی برای اولین بار شرکت را دید، پشت صحنه کار می کرد.

  • I attended the University of Houston on an athletic scholarship.


    من با بورسیه ورزشی در دانشگاه هیوستون شرکت کردم.

  • We're very proud of the five students from this school who were awarded scholarships.


    ما به پنج دانش آموز این مدرسه که بورسیه تحصیلی دریافت کردند بسیار افتخار می کنیم.

  • The company has a small number of college scholarships to offer to employees' children.


    این شرکت تعداد کمی بورسیه تحصیلی برای ارائه به فرزندان کارمندان دارد.

  • Admitted to Mills College on a full scholarship she graduated Phi Beta Kappa without a penny of help from her parents.


    او که با بورسیه تحصیلی کامل در کالج میلز پذیرفته شد، بدون کمک والدینش از فی بتا کاپا فارغ التحصیل شد.

  • Burns's book is a work of great scholarship.


    کتاب برنز اثری علمی است.

  • Contacted Saturday, he said he wanted to set up a multipurpose account to sponsor the King scholarships and office functions.


    او که روز شنبه با او تماس گرفت، گفت که می‌خواهد یک حساب کاربری چند منظوره برای حمایت از بورسیه‌های تحصیلی پادشاه و کارکردهای دفتر ایجاد کند.

  • At 9, he became a boy soprano, beginning a six-year music scholarship in a cathedral choir.


    در 9 سالگی، او یک سوپرانو پسر شد و یک بورس تحصیلی شش ساله موسیقی را در یک گروه کر کلیسای جامع آغاز کرد.

  • He did not delay boringly on points of scholarship.


    او در زمینه های تحصیلی به طور ملال آور معطل نمی شد.


  • این فهرست از سه نوع بورس تحصیلی قطعاً باید سبک های ترجیحی بسیاری از افراد، شاید خود من را نادیده بگیرد.

  • However popular the school might be at any moment many of the students were needy and on scholarship.


    هر چقدر هم که مدرسه در هر لحظه محبوب باشد، بسیاری از دانش آموزان نیازمند و بورسیه بودند.

  • The Foundation's goals include providing scholarships for gifted young students.


    اهداف این بنیاد شامل ارائه بورسیه تحصیلی برای دانشجویان جوان با استعداد است.

  • Depending upon the size of these scholarships, some parents pay no school fees at all.


    بسته به اندازه این بورسیه ها، برخی از والدین هیچ هزینه ای برای مدرسه پرداخت نمی کنند.

  • Travel news comes in the shape of a report from one of the winners of the Hugh Stewart travel scholarship.


    اخبار سفر به شکل گزارشی از یکی از برندگان بورسیه سفر هیو استوارت منتشر می شود.

example - مثال
  • She won a scholarship to study at Stanford.


    او برنده بورسیه تحصیلی در استنفورد شد.

  • He went to drama school on a scholarship.


    او با بورسیه به مدرسه نمایش رفت.

  • a magnificent work of scholarship


    یک کار علمی باشکوه

  • She was awarded a scholarship to Columbia University.


    به او بورسیه تحصیلی دانشگاه کلمبیا اعطا شد.

  • The Fund awards four scholarships every year.


    صندوق هر ساله چهار بورسیه اعطا می کند.

  • Two of the boys are on football scholarships.


    دو تا از پسرها بورسیه فوتبال هستند.

  • Oxford became one of the great centres of medieval scholarship.


    آکسفورد به یکی از مراکز بزرگ مطالعات قرون وسطی تبدیل شد.

  • Her two books maintain the highest standards of scholarship.


    دو کتاب او بالاترین استانداردهای تحصیلی را حفظ می کنند.

  • He wrote in the tradition of German scholarship.


    او به سنت دانش پژوهی آلمانی نوشت.


  • یک کار علمی بزرگ

  • He got/won a scholarship to Harvard.


    او بورسیه دانشگاه هاروارد را گرفت/برنده شد.

  • Paula went to the Royal College of Music on a scholarship.


    پائولا با بورسیه تحصیلی به کالج سلطنتی موسیقی رفت.

  • Recent scholarship has addressed this scientific issue.


    مطالعات اخیر به این موضوع علمی پرداخته است.

synonyms - مترادف

  • اعطا کردن

  • endowment


    وقف

  • subsidy


    یارانه

  • stipend


    کمک هزینه


  • جایزه

  • bursary


    بورسیه

  • allowance


    معاونت


  • پرداخت


  • معاشرت

  • bursarship


    نمایشگاه

  • fellowship


    وام


  • دانشجویی


  • کمک مالی

  • studentship


    مشارکت


  • اهدا

  • subvention


    احسان


  • جزوه

  • donation


    صدقه

  • benefaction


    تخصیص

  • handout


    سالیانه

  • alms


    استحقاق

  • reward


    حاضر

  • allotment


    خیریه

  • allocation


    پاداش

  • annuity


    هدیه

  • appropriation


  • entitlement




  • gratuity



antonyms - متضاد
  • ignorance


    جهل

  • illiteracy


    بی سوادی

  • illiterateness


    عجز

  • inability


    سوء تفاهم

  • misunderstanding


    حماقت

  • stupidity


    بی اطلاعی

  • unawareness


    بی گناهی

  • innocence


    ناآشنایی

  • unfamiliarity


    عدم روشنگری

  • unenlightenment


    شب خوابی

  • benightedness


    ضرورت

  • nescience


    عدم درک

  • incomprehension


    بی توجهی

  • obliviousness


    بی خبری

  • cluelessness


    گنگ بودن

  • dumbness


    چگالی

  • denseness


    ساده لوحی

  • naivete


    عدم آگاهی


  • کج بودن

  • obtuseness


    بی هوشی

  • unintelligence


    بی شواهدی

  • witlessness


    کمبود هوش


  • کمبود اموزش


  • بی تجربگی

  • inexperience


    تیرگی

  • dimness


    سادگی

  • foolishness


    بی فکری

  • simplicity


    بی مغزی

  • mindlessness


  • idiocy


  • brainlessness


لغت پیشنهادی

boyishness

لغت پیشنهادی

glitch

لغت پیشنهادی

onslaught