scholar
scholar - محقق
noun - اسم
UK :
US :
یک فرد باهوش و تحصیلکرده
کسی که در مورد یک موضوع خاص اطلاعات زیادی دارد، به خصوص موضوعی که یک موضوع علمی نیست
کسی که برای تحصیل در مدرسه یا کالج بورسیه تحصیلی دریافت کرده است
فردی که یک موضوع را با جزئیات زیاد مطالعه می کند، به خصوص در دانشگاه
کسی که باهوش است یا در یادگیری از طریق مطالعه خوب است
فردی با دانش زیاد، معمولاً در مورد یک موضوع خاص
A scholar is also a student who has been given a college or university scholarship (= money to pay for studies).
دانش پژوه نیز دانش آموزی است که به او بورس تحصیلی کالج یا دانشگاه (= پول برای پرداخت هزینه تحصیل) داده شده است.
شوهرش، کالوین استو، وزیر و محقق بود.
Biblical scholars
علمای کتاب مقدس
The booklet provides full translations, and an excellent introduction by the doyen of Handel scholars, Winton Dean.
این کتابچه ترجمههای کامل و مقدمهای عالی توسط وینتون دین، محقق هندل ارائه میدهد.
Later scholars contented themselves with trying to find an abstract basis on which gender might turn out to be logical after all.
محققان بعدی خود را به تلاش برای یافتن مبنایی انتزاعی که بر اساس آن جنسیت ممکن است منطقی باشد، بسنده کردند.
However legal scholars and noted criminal attorneys have warned against drawing any quick conclusions.
با این حال، محققان حقوقی و وکلای جنایی برجسته نسبت به نتیجه گیری سریع هشدار داده اند.
Other scholars, however believed that the effects of the Thera eruption would have been widely felt.
با این حال، محققان دیگر معتقد بودند که اثرات فوران ترا به طور گسترده ای احساس می شد.
یک محقق رودز
Still the Astropath would remember and some scholar on the Governor's staff might construe the meaning.
با این حال، اخترشناس به یاد می آورد، و برخی از محققین در هیئت فرمانداری ممکن است معنی را تفسیر کنند.
While I hold these scholars and practitioners in the highest regard I have not relied exclusively on their work.
در حالی که من برای این علما و متخصصان بیشترین احترام را قائل هستم، منحصراً بر کار آنها تکیه نکرده ام.
For quite a long time scholars have attempted to discover exactly what effects television has on our young.
مدتهاست که محققان تلاش کردهاند تا بفهمند تلویزیون دقیقا چه تأثیری بر جوانان ما دارد.
یک محقق کلاسیک
او برجسته ترین عالم در رشته خود بود.
یک محقق رودز
من هرگز چندان اهل علم نبودم.
سالهاست که دانشمندان ادبی در این مورد بحث کردهاند.
او برجسته ترین عالم در رشته خود است.
یک محقق روشنگری
an eminent German scholar
یک محقق برجسته آلمانی
یک محقق کلاسیک/تاریخ
دکتر مایلز یک محقق برجسته تاریخ روسیه بود.
دیوید هرگز چندان اهل علم نبوده است.
pupil
شاگرد
دانشجو
learner
یادگیرنده
schoolboy
بچه مدرسه ای
schoolgirl
دختر مدرسه ای
schoolchild
دانش آموز
follower
دنباله رو
disciple
کارآموز
trainee
هم مدرسه ای
schoolkid
ارشد
schoolmate
سرپرست
همکلاسی
tutee
جوان
classmate
شمع شویی
وابسته
candlewaster
پارتیزان
adherent
رای دهنده
partisan
حامی
votary
متصدی
تبدیل
acolyte
فداکار
اپیگون
devotee
مومن
epigone
مدافع
votarist
رسول
believer
نگهدارنده
مسیحی
partizan
apostle
upholder
proselyte
nonstudent
غیر دانشجو
معلم
schoolteacher
معلم مدرسه
tutor
معلم خصوصی
schoolmaster
مدیر مدرسه
مربی
pedagogueUK
pedagogUK
pedagogUS
pedagogUS
educationist
کارشناس آموزشی
schoolmistress
خانم مدرسه
استاد
mentor
مرشد
مدرس
اصلی
lecturer
مشاور انگلستان
مشاور ایالات متحده
counsellorUK
مشاور
counselorUS
advisor