operator
operator - اپراتور
noun - اسم
UK :
US :
عامل
تعاونی
عملیاتی
عدم همکاری
همکاری کردن
به صورت عملیاتی
به صورت تعاونی
کسی که روی تابلوی تلفن کار می کند، می توانید برای کمک با او تماس بگیرید
کسی که ماشین یا قطعه ای را اداره می کند
شخص یا شرکتی که یک تجارت خاص را اداره می کند
کسی که با متقاعد کردن افراد به کمک یا موافقت با آنها در دستیابی به چیزهایی خوب است
کسی که با ماشین یا قطعه ای کار می کند
کسی که روی تابلوی تلفن کار میکند، وقتی مشکلی دارید میتوانید برای کمک تماس بگیرید
کسی که کارش استفاده و کنترل ماشین یا وسیله نقلیه است
شرکتی که نوع خاصی از تجارت را انجام می دهد
شخصی که به ارتباط افراد در یک سیستم تلفن کمک می کند
کسی که در برخورد با مردم و بدست آوردن آنچه از یک موقعیت می خواهد مهارت دارد
a symbol that does something to a number or quantity in a calculation. For example in 7 + y, the symbol + is the operator
نمادی که برای یک عدد یا مقدار در یک محاسبه کاری انجام می دهد. به عنوان مثال، در 7 + y، نماد + عملگر است
کسی که چیزی را به کار می اندازد یا چیزی را عملی می کند
اپراتور نیز شخصی است که روی تابلوی تلفن کار می کند
usually disapproving An operator is a person who is often successful but seems too intelligent or speaks and acts too quickly and may not always be honest
معمولاً مخالفت می کند اپراتور فردی است که اغلب موفق است اما بیش از حد باهوش به نظر می رسد یا خیلی سریع صحبت می کند و عمل می کند و ممکن است همیشه صادق نباشد.
کسی که کارش استفاده و کنترل ماشین، وسیله نقلیه یا قطعه ای از تجهیزات است
شرکتی که نوع خاصی از تجارت را اداره می کند
شخصی که افراد را در یک سیستم تلفن متصل می کند
فردی که با افراد یا مشکلات به شیوه ای هوشمندانه برخورد می کند، به ویژه برای منافع خود
سپس قایق توسط اپراتورها مورد آزمایش قرار می گیرد و نظرات آنها بررسی می شود.
اپراتور مهدکودک
When the end of the column was over the steel baseplate, the crane operator lowered it slowly into position.
هنگامی که انتهای ستون بالای صفحه فولادی قرار داشت، اپراتور جرثقیل آن را به آرامی در موقعیت خود پایین آورد.
an elevator operator
یک اپراتور آسانسور
Keith, a general operator at Associated Octel's plant in Ellesmere Port is thrilled to see his brother back home.
کیت، یک اپراتور عمومی در کارخانه Associated Octel در بندر Ellesmere، از دیدن برادرش به خانه هیجان زده است.
بیمهگران زندگی و اپراتورهای خانه سالمندان درآمدهای بادآورده خود را طراحی میکنند.
به همین ترتیب، سینماها فاقد اپراتور بودند و به همین دلیل سالن های کمی باز ماندند.
یک اپراتور سیاسی
The system provides operators with detailed real-time analysis of the status of all of their fleets.
این سیستم به اپراتورها تجزیه و تحلیل دقیق زمان واقعی از وضعیت همه ناوگان آنها ارائه می دهد.
برای دریافت اپراتور 0 را شماره گیری کنید.
یک اپراتور تور
اپراتور کامپیوتر/ماشین
یک اپراتور تور
یک اپراتور اتوبوس
یک اپراتور قطار که خدمات بین لندن و اسکاتلند را انجام می دهد
100 را شماره گیری کنید و اپراتور را بخواهید.
یک اپراتور صاف / نرم / زیرک
یک اپراتور کامپیوتر
او خود را به عنوان یک اپراتور زیرک در مذاکرات دستمزد نشان داده است.
برای اپراتور شماره گیری یا صفر را فشار دهید.
او یک اپراتور صاف است.
اپراتور دوربین / جرثقیل / لیفتراک
این سیستم به شما امکان می دهد مستقیماً با اپراتور مرکز تماس صحبت کنید.
اپراتور کابل/تلفن همراه/هتل
این شرکت مالک و مجری چندین ایستگاه رادیویی است.
یک اپراتور تابلو برق
او به عنوان اپراتور 911 با اداره پلیس سینسیناتی کار می کرد.
او خود را به عنوان یک اپراتور باهوش در مذاکرات دستمزد نشان داده است.
راننده
mechanic
مکانیک
operative
عامل
کارگر
machinist
ماشین کار
مهندس
دست
conductor
رهبر ارکستر
handler
کنترل کننده
technician
تکنسین
operant
حافظ ماشین
machine minder
کارمند ماهر
skilled employee
متخصص
کارفرما
controller
مصنوع
mech
مناسب تر
practitioner
کاربر
افسر مهندسی
artificer
کارشناس
fitter
کارگر ماهر
mechanician
skilled worker