replaceable

base info - اطلاعات اولیه

replaceable - قابل تعویض

adjective - صفت

/rɪˈpleɪsəbl/

UK :

/rɪˈpleɪsəbl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [replaceable] در گوگل
description - توضیح
  • that can be replaced


    که قابل تعویض است

example - مثال
  • a replaceable liner


    یک آستر قابل تعویض

  • Possessions are replaceable—your family isn’t.


    دارایی ها قابل تعویض هستند - خانواده شما قابل تعویض نیستند.

  • Don't worry - all that stolen stuff is replaceable.


    نگران نباشید - همه چیزهای دزدیده شده قابل تعویض هستند.

  • electronic devices intended to run off replaceable batteries


    دستگاه های الکترونیکی که برای تخلیه باتری های قابل تعویض در نظر گرفته شده اند

synonyms - مترادف
  • dispensable


    غیر قابل مصرف

  • unnecessary


    غیر ضروری

  • inessential


    بی نیاز

  • needless


    زائد

  • redundant


    زیادی

  • superfluous


    بی تفاوتی

  • unneeded


    بلا استفاده

  • unessential


    بیش از اندازه

  • gratuitous


    ناموجه

  • nonessential


    بی اهمیت

  • useless


    ناچیز

  • excessive


    جزئی

  • unwarranted


    قابل پرش

  • unrequired


    قابل جابجایی

  • unimportant


    لازم نیست

  • trivial


    ناخواسته


  • نامیده شده برای

  • skippable


    مازاد بر نیازها

  • removable


    قابل مصرف

  • non-essential


    بی ارزش

  • not required


    اختیاری

  • uncalled-for


    غیر مرتبط

  • uncalled for


    قابل اجتناب

  • surplus to requirements


    بیهوده

  • expendable


    نکته دیگر اینکه

  • worthless


  • optional


  • irrelevant


  • avoidable


  • futile



antonyms - متضاد
  • irreplaceable


    غیر قابل تعویض

  • indispensable


    ضروری


  • لازم است


  • ضروری است

  • needful


    مورد نیاز

  • needed


    مورد نیاز است

  • required


    مهم


  • حیاتی


  • مفید


  • requisite



لغت پیشنهادی

diagnostic

لغت پیشنهادی

laura

لغت پیشنهادی

obsessions