replaceable
replaceable - قابل تعویض
adjective - صفت
UK :
US :
a replaceable liner
یک آستر قابل تعویض
Possessions are replaceable—your family isn’t.
دارایی ها قابل تعویض هستند - خانواده شما قابل تعویض نیستند.
نگران نباشید - همه چیزهای دزدیده شده قابل تعویض هستند.
electronic devices intended to run off replaceable batteries
دستگاه های الکترونیکی که برای تخلیه باتری های قابل تعویض در نظر گرفته شده اند
dispensable
غیر قابل مصرف
unnecessary
غیر ضروری
inessential
بی نیاز
needless
زائد
redundant
زیادی
superfluous
بی تفاوتی
unneeded
بلا استفاده
unessential
بیش از اندازه
gratuitous
ناموجه
nonessential
بی اهمیت
useless
ناچیز
excessive
جزئی
unwarranted
قابل پرش
unrequired
قابل جابجایی
unimportant
لازم نیست
trivial
ناخواسته
نامیده شده برای
skippable
مازاد بر نیازها
removable
قابل مصرف
non-essential
بی ارزش
not required
اختیاری
uncalled-for
غیر مرتبط
uncalled for
قابل اجتناب
surplus to requirements
بیهوده
expendable
نکته دیگر اینکه
worthless
optional
irrelevant
avoidable
futile
