origin
origin - اصل و نسب
noun - اسم
UK :
US :
مکان یا موقعیتی که در آن چیزی شروع به وجود می کند
کشور، نژاد یا نوع خانواده ای که شخصی از آن می آید
چیز، مکان و غیره که چیزی از آن دریافت می کنید
the root of a problem is the main cause. The roots of something are the things that it was originally based on
ریشه یک مشکل علت اصلی است. ریشه های چیزی چیزهایی است که در ابتدا بر اساس آن بنا شده است
جایی که چیزی برای اولین بار شروع به وجود کرد
جایی که برای اولین بار چیزی مهم شروع شد - عمدتاً در عبارات زیر استفاده می شود
یک ایده، پیشنهاد و غیره که از آن یک بحث، فرآیند یا پروژه می تواند توسعه یابد
از چیزی که قبلا وجود داشته است، توسعه یافته است
از چیز دیگری به عنوان پایه استفاده کنید
to come from a particular place group or situation especially one that existed a long time ago. Originate is more formal than come from
آمدن از یک مکان، گروه یا موقعیت خاص، به ویژه موقعیتی که مدت ها پیش وجود داشته است. مبدا رسمی تر از آن است که از آن آمده باشد
توسعه از یک ایده یا باور
to come from something especially by means of a long or complicated process – often used about words coming from another language
برخاستن از چیزی، به ویژه از طریق یک فرآیند طولانی یا پیچیده - اغلب در مورد کلماتی که از زبان دیگری می آیند استفاده می شود
توسعه از چیزی که مدت ها پیش وجود داشته است
از یک زمان یا رویداد خاص گذشته یا از چیزی که مدت ها پیش وجود داشته است آمده است
موقعیت، مکان یا جوهری که چیزی از آن ناشی می شود
کشور یا مکانی که کالا از آنجا آمده است
آغاز یا علت چیزی
used to describe the particular way in which something started to exist or someone started their life
برای توصیف روش خاصی استفاده می شود که در آن چیزی شروع به وجود کرد یا شخصی زندگی خود را شروع کرد
جایی که یک نفر متولد شد
جایی که یک شی ساخته شده است
انتهای عضله متصل به استخوان که در هنگام استفاده از عضله حرکت نمی کند
چیزی که چیزی از آن می آید یا جایی که شروع شده است
منشاء یک شخص کشوری است که شخص از آن آمده است
The origin is the zero point on a number line (= drawing that represents all the numbers that exist), or the point where the horizontal and vertical lines on a graph (= drawing) cross.
مبدا نقطه صفر در یک خط عددی (= نقاشی که نشان دهنده تمام اعداد موجود است)، یا نقطه ای است که خطوط افقی و عمودی روی یک نمودار (= نقاشی) تلاقی می کنند.
جایی که چیزی از آن ساخته یا آمده است
جایی که یک شخص در آن متولد شده است
Others have been acquired from other sources, although the exact origins of some of these remain somewhat obscure.
برخی دیگر از منابع دیگر به دست آمده اند، اگرچه منشأ دقیق برخی از آنها تا حدودی مبهم است.
Nine percent of the city's population is of Hispanic origin.
نه درصد از جمعیت شهر اسپانیایی تبار هستند.
این غذای ساده و در عین حال پیچیده، ریشه در رم دارد.
مراسم امروز نسخه مدرن سنتی است که ریشه در قرون وسطی دارد.
ایدز در دهه 1980 گسترش یافت، اما هیچ کس از منشأ آن مطمئن نیست.
منشأ حیات روی زمین
منشأ این کلمه مبهم است.
بیشتر سرفه ها منشأ ویروسی دارند (= ناشی از ویروس).
کلمه بورلسک در اصل ایتالیایی است.
نامه ای با منشا مشکوک
This particular custom has its origins in Wales.
این رسم خاص ریشه در ولز دارد.
او از اصالتی فروتن به ثروتی عظیم رسیده است.
مردم آلمانی الاصل
کودکان با اقوام مختلف
کشور مبدا یک شخص (= جایی که آنها متولد شده اند)
او اصالتاً لندنی است.
خانواده آنها میتوانند ریشههای خود را به فتح نورمنها ردیابی کنند.
صرف نظر از منشاء ملی، آنها در حس تعلق به سرزمینی مشترک هستند.
Population genetics owes its origin to Francis Galton.
ژنتیک جمعیت منشأ خود را مدیون فرانسیس گالتون است.
این توسعه منشأ فوری خود را در بحث با مدیریت داشت.
منشأ این اختلاف در نبرد ویکفیلد بود.
برچسب کشور مبدا را به شما می گوید.
خاستگاه گدانسک به قرن دهم برمی گردد.
این سنگ منشا آتشفشانی دارد.
اصطلاح سیاه چاله منشأ بسیار جدیدی دارد.
نقاشی با منشأ ناشناخته
لهجه او به خاستگاه طبقه کارگر او خیانت کرد.
خانواده او اصالتا پرتغالی هستند.
این نام منشا احتمالی آفریقایی را نشان می دهد.
این کتاب در مورد منشاء جهان است.
کودکی ناخوشایند او منشأ مشکلات بعدی او در زندگی بود.
منشأ این گفته چیست؟ (= از کجا آمده است؟)
داستان ریشه های مبهم دارد (= هیچ کس نمی داند چگونه شروع شد).
او اصالتاً آفریقای شمالی است.
کشور مبدا شما چیست؟
مبل در اصل فرانسوی بود.
منبع
شروع
تولد
شروع کنید
ایجاد
dawning
سپیده دم
genesis
روایت آفرینش در انجیل
راه اندازی
بهار
emergence
خروج، اورژانس
inception
گهواره
cradle
افتتاح
inauguration
پیدایش
origination
ابتدا
outset
ریشه ها
roots
سر چشمه
fountainhead
ریشه
germ
چشمه اصلی
mainspring
زادگاه
birthplace
دریافت، آبستنی
commencement
فونت
conception
آغاز
dawn
علیت
font
چشمه
beginnings
علم اشتقاق لغات
causality
سر
fount
onset
causation
etymology
نتیجه
پایان
termination
خاتمه دادن
بستن
completion
تکمیل
ending
پایان یافتن
تمام کردن
closing
بسته شدن
consummation
به کمال رساندن
culmination
اوج گیری
closure
بسته
windup
باد کردن
cessation
توقف
wind-up
اثر
wrap-up
مرگ
امگا
متوقف کردن
پایانی
omega
هدف
برآمدگی
finale
epilogUS
epilogueUK
بودن
بتن
outgrowth
انقضاء
demise
epilogUS
epilogueUK
expiration