totally
totally - کاملا
adverb - قید
UK :
US :
به صورت کامل
به طور کامل یا شدید
کاملا موافقم
I agree totally.
واضح است که تنها نشانه کاملاً کافی از محتوای یک سند، متن سند به طور کامل است.
Clearly the only totally adequate indication of the content of a document is the text of the document in its entirety.
این اقدام عجیبی از سوی کسی بود که کاملاً متقاعد شده بود که حق با اوست.
تونل ها هرگز به طور کامل تخریب نشدند و هرگز خالی نشدند.
آنها یک توپ کاملاً متفاوت از موم هستند.
لس آنجلس با نیویورک کاملا متفاوت است.
او کاملاً توصیه من را نادیده گرفت.
تمام یخ ها کاملاً آب شده بود.
کاملاً از بین رفته بود.
این چیزی که شما می گویید کاملاً مسخره است.
جای تعجب نیست که یک بار، او کاملا درگیر شده بود.
آنها از فرهنگ های کاملاً متفاوتی می آیند.
من هنوز کاملاً متقاعد نشده ام که او می داند چه کار می کند.
این رفتار کاملا غیر قابل قبول است.
او کاملا ما را نادیده گرفت.
تمرکز کامل روی کاری که انجام می دهید بسیار مهم است.
‘She's so cute!’ ‘Totally!’ (= I agree)
«او خیلی بامزه است!» «کاملاً!» (= موافقم)
این یک تجربه کاملاً عالی است.
من کاملا با شما موافقم.
این یک تجربه کاملاً جدید برای من خواهد بود.
قبول دارم که کاملا اشتباه کردم.
وای خدای من، اصلاً انتظار نداشتم تو را اینجا ببینم.
شوهر دوم او کاملاً با مارک متفاوت است.
این کتاب با کتاب قبلی او کاملاً متفاوت است.
به صورت کامل
به طور کامل
thoroughly
کاملا
utterly
در مجموع
به طور جامع
بدون قید و شرط
wholly
بی وقفه
از صمیم قلب
altogether
با صدای بلند
consummately
بدون صلاحیت
comprehensively
بدون محدودیت
unconditionally
همه
unmitigatedly
تمیز
wholeheartedly
مرده
soundly
خوب
downright
سریع
تخت
unqualifiedly
پر شده
unrestrictedly
فقط
شاقول
شدید
بدون شک
heartily
plumb
stark
undisputedly
partially
تا اندازه ای
تا حدی
incompletely
به طور ناقص
نیم
halfway
نیمه راه
بخش
تاحدی
inadequately
به طور ناکافی
در بخش
تا حدودی
moderately
نسبتا
به طور نسبی
comparatively
به صورت مقایسه ای
اندکی
partway
کاملا
ایش
بسیار
ish
منطقی
تکه تکه
reasonably
قابل عبور
piecemeal
منصفانه
passably
مقداری
به ندرت
به سختی
scarcely
در حاشیه
تقریبا
marginally
به اندازه کافی
به صورت کسری
insufficiently
fractionally
