contention
contention - مشاجره
noun - اسم
UK :
US :
عقیده محکمی که کسی بیان می کند
مشاجره و اختلاف بین مردم
اختلاف نظر ناشی از استدلال های مخالف
نظری که در یک استدلال بیان شده است
قادر/ناتوان برای دستیابی یا بردن چیزی، به ویژه در ورزش
disagreement resulting from opposing arguments
عمل رقابت به منظور برنده شدن در چیزی یا دستیابی به موقعیت رهبری
اما برخی از اختلافات او اغراق آمیز به نظر می رسد.
یکی از زمینه های اصلی مناقشه، درخواست برای گشودن مناطق وحشی به روی حفاری نفت و گاز است.
اینکه دقیقا چند سال مورد بحث است.
بحث دیگر بحث مالی است.
موضوع اصلی بحث در حال حاضر این نیست که آیا، بلکه تا چه زمانی یک نیروی کوچک شده باید باقی بماند یا خیر.
ادعای خوانده این است که بین قانون عمومی و خصوصی تفاوت وجود دارد.
می توانستم مشاجره را در صورت چروکیده اش ببینم.
این مشاجره چهار سال ادامه داشت و دلیل اصلی آن پیک بود.
یکی از زمینه های بحث، در دسترس بودن مراقبت مهد کودک است.
خصوصی سازی خدمات بهداشتی همچنان محل بحث است.
هیچ اختلافی بین این دو گروه وجود ندارد.
ادعای موکل ما این است که آتش سوزی تصادفی بوده است.
من آن ادعا را رد می کنم.
جایی که برای تعطیلات برویم همیشه محل اختلاف خانواده ماست.
اکنون تنها سه تیم برای کسب عنوان قهرمانی رقابت می کنند.
جگوارها اکنون خارج از رقابت هستند.
دنباله دارها از رقابت های پلی آف حذف شدند.
ادعای اصلی او این است که کارکنان باید آموزش بهتری ببینند.
هیچ مدرکی برای حمایت از ادعای او وجود ندارد.
سه نفر دیگر در رقابت جدی برای دریافت جایزه باقی مانده بودند.
تیم آنها همچنان برای قهرمانی رقابت دارد
There's a lot of contention about that issue - for every person firmly in favour, there's someone fiercely against it.
اختلافات زیادی در مورد آن موضوع وجود دارد - برای هر فردی که قاطعانه طرفدار آن است، کسی به شدت مخالف آن است.
این موضوع حل شده است - دیگر مورد بحث نیست.
این ادعای او این است که اگر می خواهید وزن کم کنید ورزش مهمتر از رژیم غذایی است.
این باخت آنها را از رقابت برای پلی آف امسال خارج می کند.
امتناع آنها از امضای معاهده همچنان منبع اختلاف بین دو کشور است.
این ادعای او این است که اگر می خواهید وزن کم کنید، ورزش تقریباً به اندازه رژیم غذایی مهم است.
نام های بزرگ به آرامی در مسابقات از رقابت خارج شدند.
چشم انداز
نظر
declaration
اعلام
assertion
ادعا
باور
thesis
پایان نامه
مطالبه
بحث و جدل
بیانیه
اندیشه
affirmation
تایید
فرضیه
موقعیت
avowal
اقرار
حرفه
postulation
ایستادن
allegation
مورد
asseveration
درخواست
ارسال
توضیح
plea
شارژ
submission
اعلامیه
پیش بینی
اعتراض
pronouncement
پیشرفت
announcement
نگهداری
predication
تئوری
contestation
advancement
maintaining
affection
محبت
توجه
denial
انکار
friendliness
دوستی
مهربانی
kindness
اثبات
واقعیت
عقب نشینی
retreat
ابراز همدردی
sympathy
حقیقت
حسن نیت
تبرئه
exculpation
آنتی تز
antithesis
یقین - اطمینان - قطعیت
certainty
