sustainable
sustainable - پایدار
adjective - صفت
UK :
US :
می تواند بدون آسیب رساندن به محیط زیست ادامه دهد
قادر به ادامه برای مدت طولانی
آنقدر قوی است که برای مدت طولانی به وجود یا اتفاق افتادن ادامه دهد
قادر به ادامه در یک دوره زمانی
causing, or made in a way that causes, little or no damage to the environment and therefore able to continue for a long time
ایجاد یا ساخته شده به گونه ای که باعث آسیب ناچیز یا بدون آسیب به محیط زیست شود و بنابراین می تواند برای مدت طولانی ادامه یابد.
قابل حفظ یا ادامه دادن است
قادر به ادامه در همان سطح برای یک دوره زمانی
using methods that do not harm the environment so that natural resources are still available in the future
استفاده از روش هایی که به محیط زیست آسیبی نمی رساند تا منابع طبیعی در آینده همچنان در دسترس باشند
کدام صنایع از این مجموعه پایدار خواهند بود؟
Traditional agricultural methods employed by the local people are highly sustainable.
روش های سنتی کشاورزی که توسط مردم محلی به کار گرفته می شود بسیار پایدار است.
سبزهای سیاسی آن را به عنوان تأییدی بر عدم پایداری جامعه صنعتی در نظر گرفتند.
عقیده مد روز توسعه پایدار این نوع تفکر را تحت تأثیر قرار می دهد.
The Toronto Protocol is entitled: Public Transport -- a major contributor to liveable communities and sustainable development.
پروتکل تورنتو با عنوان: حمل و نقل عمومی - کمک کننده اصلی در جوامع قابل زندگی و توسعه پایدار است.
رشد اقتصادی پایدار
تمام چوب های استفاده شده در مبلمان ما دارای گواهی است که می گوید از جنگل های پایدار می آید
The Queensland Conservation Council accepts that grants are needed to encourage sustainable land management.
شورای حفاظت از کوئینزلند می پذیرد که کمک های مالی برای تشویق مدیریت پایدار زمین مورد نیاز است.
اینها سوالاتی را مطرح می کند: گردشگری پایدار چیست؟
sustainable forest management
مدیریت پایدار جنگل
an environmentally sustainable society
یک جامعه زیست محیطی پایدار
این نوع کشاورزی به سادگی دیگر پایدار نیست.
رشد اقتصادی پایدار
Unfortunately this level of output is not sustainable.
متأسفانه، این سطح از خروجی پایدار نیست.
این نوع رژیم غذایی افراطی برای مدت طولانی پایدار نیست.
راه حل های ارائه شده در حال حاضر باید پایدار باشد.
A large international meeting was held with the aim of promoting sustainable development in all countries.
نشست بزرگ بین المللی با هدف ارتقای توسعه پایدار در همه کشورها برگزار شد.
این وب سایت مد پایدار را از طریق مبادله تشویق می کند.
شتاب رشد احتمالا تا سال آینده پایدار خواهد بود.
ما به تضمین پایداری سیستم تامین اجتماعی خود متعهد هستیم.
بازاریابی نقش کلیدی در برنامه یک شرکت برای توسعه کسب و کار پایدار دارد.
این سوال که چگونه می توان به رشد پایدار بلندمدت در ارزش سهامداران دست یافت، دوباره مطرح می شود.
برند اخلاقی 10 درصد از سود را برای حمایت از توسعه پایدار اهدا می کند.
sustainable communities/energy sources
جوامع پایدار/منابع انرژی
defensible
قابل دفاع
tenable
قابل تحمل
defendable
قابل توجیه
justifiable
قابل نگهداری
maintainable
قوی
قابل پشتیبانی
supportable
رسوخ ناپذیر
impregnable
قابل اعتماد
reliable
قابل اجرا
viable
معتبر
credible
محتمل
plausible
گویا
rational
صدا
قابل اثبات
vindicable
قابل ضمانت
warrantable
قادر به نگه داشتن آب
قابل قبول
acceptable
معقول
قابل بخشش
workable
منطقی
excusable
مشروع
logical
قابل گذشت
قابل بحث
condonable
قابل درک
arguable
مناسب
valid
مجاز
understandable
درست
sensible
permissible
untenable
غیر قابل دفاع
indefensible
ناپایدار
unsustainable
غیر قابل پشتیبانی
insupportable
غیر قابل توجیه
undefendable
سفسطه امیز
unjustifiable
غیر منطقی
unsupportable
بی اعتبار
fallacious
قابل رد
illogical
غیر موجه
invalid
بی اساس
irrational
معیوب
refutable
سست
unjustified
غیر قابل قبول
baseless
مضحک
defective
بدون احساس
faulty
چرند
flimsy
ناقص
groundless
لرزان
implausible
درستنما
preposterous
نامناسب
senseless
ضعیف
unfounded
unreasonable
absurd
flawed
inadmissible
shaky
specious
unsound
ill-founded
