windfall
windfall - بادآورده
noun - اسم
UK :
US :
مقداری پول که به طور غیر منتظره به دست می آورید
یک تکه میوه که از درخت افتاده است
مقدار پولی که شخص یا کسب و کار به طور غیر منتظره به دست می آورد
مقدار پولی که به طور غیرمنتظره ای برنده می شوید یا از شخصی دریافت می کنید
یک تکه میوه که از درخت به پایین پرتاب شده است
مقدار پولی که به طور غیر منتظره دریافت می کنید
Mazzocchi said taxes to buy insurance for the uninsured would be a windfall for the insurance industry.
مازوکی گفت که مالیات برای خرید بیمه برای افراد غیر بیمه شده برای صنعت بیمه یک درآمد بادآورده خواهد بود.
این ادغام می تواند به معنای سود بادآورده 2.2 میلیارد دلاری برای سهامداران باشد.
Meanwhile for the transnational companies that dominate the global coffee economy the slump in coffee prices is generating windfall gains.
در همین حال، برای شرکتهای فراملیتی که بر اقتصاد جهانی قهوه تسلط دارند، افت قیمت قهوه سودهای بادآوردهای ایجاد میکند.
But for those with guts, some of the highest yields around can be found here -- and even an occasional windfall.
اما برای کسانی که جرات دارند، برخی از بالاترین بازدهی در اطراف را می توان در اینجا یافت -- و حتی گاه به گاه سود بادآورده ای.
Would the Minister find it acceptable if the same sort of windfall profits were made by the beneficiaries of the sell-offs?
آیا وزیر آن را قابل قبول میداند که سودهای بادآورده مشابهی از سوی ذینفعان فروشها حاصل شود؟
Voice over For growers across Herefordshire, Worcestershire and Gloucestershire the extra demand for apples is truly an unexpected windfall.
برای تولیدکنندگان در سراسر هرفوردشایر، ووسسترشر و گلوسسترشر، تقاضای اضافی برای سیب واقعاً یک درآمد غیرمنتظره است.
Building societies were converting into banks, insurance companies were changing their status the air was thick with windfalls.
جوامع ساختمانی در حال تبدیل به بانک بودند، شرکت های بیمه وضعیت خود را تغییر می دادند، هوا غلیظ از درآمدهای بادآورده بود.
این بیمارستان به طور ناگهانی 300000 پوند درآمد داشت.
windfall profits
سودهای بادآورده
زمانی که پسر عموی مرد عموی خود را از دست داد، او یک درآمد غیرمنتظره داشت.
زمین پر از اموال بادآورده شده بود.
سرمایه گذاران هر کدام 3000 پوند درآمد بادآورده دریافت کردند.
The government is hoping to collect a windfall tax (= extra tax on a large unexpected company profit) from British Electric.
دولت امیدوار است مالیاتی بادآورده (= مالیات اضافی بر سود غیرمنتظره بزرگ شرکت) از British Electric دریافت کند.
من تمایل دارم که ثروت های بادآورده را برای پرندگان بگذارم تا آنها را بچینند.
The Belridge School after receiving a financial windfall, purchased computers for all students and teachers.
مدرسه بلیج پس از دریافت پول بادآورده، کامپیوترهایی را برای همه دانش آموزان و معلمان خریداری کرد.
سرمایه گذاران هر کدام 5000 دلار درآمد بادآورده دریافت کردند.
این شرکت سرمایه گذاری از یک سرمایه نقدی برای سهامداران به ارزش 650 میلیون دلار پرده برداری کرد.
کارکنان ایستادند تا سودهای بادآورده قابل توجهی را از گزینه های سهام بدست آورند.
jackpot
برنده تمام پولها
bonanza
ثروت
پرداخت
payout
سود
جایزه
bonus
سود سهام
dividend
جزوه
handout
پیروزی
پیدا کردن
سس
gravy
سکه هایی از بهشت
سود غیر منتظره
unexpected gain
پول از بهشت
هدیه ای از طرف خدایان
گلدان طلا در انتهای رنگین کمان
حق بیمه
premium
حاضر
امتیاز
perk
مقتضی
perquisite
پاداش
gratuity
شیرین کننده
sweetener
هدیه
آلو
plum
رایگان
freebie
مشارکت
ارائه
offering
نمونه مجانی
پرزی
prezzie
اهدا
donation
هدیه رایگان
affliction
مصیبت
bane
نابودی
curse
لعنت
فاجعه
evil
بد
misfortune
بد شانسی
plague
طاعون
scourge
بلا
infelicity
بی گناهی
misadventure
ماجراجویی
mischance
بدبختی
mishap
مشکل
ناملایمات
سختی
adversity
عقب گرد
tribulation
تراژدی
hardship
دشواری
calamity
آزمایش
catastrophe
فوت کردن، دمیدن
setback
مسئله
بار
وای
معکوس
تصادف
شکست
misery
woe
reverse
