tragedy
tragedy - تراژدی
noun - اسم
UK :
US :
یک رویداد بسیار غم انگیز، که مردم را شوکه می کند زیرا شامل مرگ می شود
چیزی که بسیار غم انگیز و غیر ضروری به نظر می رسد زیرا چیزی هدر می رود، گم می شود یا آسیب می بیند
نمایشنامه یا کتابی جدی که بهویژه با مرگ شخصیت اصلی، غمانگیز تمام میشود
این نوع بازی یا کتاب
یک رویداد یا موقعیت بسیار ناراحت کننده، به ویژه رویدادی که با مرگ یا رنج همراه است
نمایشنامه ای در مورد مرگ یا رنج با پایانی غم انگیز یا به طور کلی این نوع نمایش
یک رویداد یا موقعیت بسیار ناراحت کننده، به ویژه یکی شامل مرگ یا رنج
تراژدی نیز موقعیت یا نتیجه ای بد است
In the theater a tragedy is a serious play that ends with the death or suffering of the main character
تراژدی در تئاتر نمایشی جدی است که با مرگ یا رنج شخصیت اصلی به پایان می رسد
تراژدی آنها برای کل ملت ما است.
زندگی کوتاه این دختر با فاجعه ای همراه بود.
ادیپ یکی از معروف ترین شخصیت های تراژدی یونانی است.
فاجعه واقعی این است که شهر دیگر ارکستر نخواهد داشت.
Shakespeare's tragedies
تراژدی های شکسپیر
چه بزرگوار عضو Staffordshire، South در مورد فاجعه ای که در برابر ما آشکار می شود، گفت که درست است.
The story went that after the tragedy Godolphin had retired to his country estate and never again ventured beyond its perimeters.
ماجرا از این قرار بود که پس از این فاجعه، گودولفین به املاک کشور خود بازنشسته شد و دیگر هرگز از محدوده آن خارج نشد.
Area police who were coordinating the tragedy coverage issued a statement following complaints from some of the families.
پلیس منطقه که پوشش خبری فاجعه را هماهنگ می کرد، در پی شکایت برخی از خانواده ها بیانیه ای صادر کرد.
The Fairley family considered that they dealt with their tragedy very well because both children afterwards showed no signs of trauma.
خانواده فیرلی معتقد بودند که با تراژدی خود به خوبی کنار آمدند، زیرا هر دو کودک پس از آن هیچ نشانهای از تروما نشان ندادند.
There is no clear professional accountability when tragedies occur although there are some signs of it emerging.
هیچ پاسخگویی حرفه ای روشنی در هنگام وقوع تراژدی وجود ندارد، اگرچه نشانه هایی از ظهور آن وجود دارد.
با افزایش عنصر عاطفی در کمدی، کمدی با تراژدی ارتباط نزدیک تری پیدا می کند.
بدترین فاجعه تاریخ پروازهای فضایی
این یک تراژدی است که او اینقدر جوان مرد.
وقتی پسرشان با ماشین برخورد کرد و کشته شد، فاجعه ای برای خانواده رقم خورد.
کل ماجرا به فاجعه ختم شد.
بازرسان در حال جستجوی لاشه هواپیما هستند تا علت این فاجعه را بیابند.
Shakespeare’s tragedies
تراژدی های شکسپیر
Greek tragedy
تراژدی یونانی
تراژدی های انتقام جویی در انگلستان دوره الیزابت بسیار رایج بود.
او فاجعه را دیده بود.
تعطیلی کارخانه یک فاجعه برای کل جامعه است.
خلبان زمانی که موفق به جلوگیری از سقوط هواپیما شد، از وقوع یک فاجعه جلوگیری کرد.
حمله هیتلر به لهستان به تراژدی جنگ جهانی دوم منجر شد.
زندگی او تحت تأثیر سختی و مصیبت شخصی قرار گرفت.
اندکی پس از نقل مکان، تراژدی رخ داد - پسرشان در یک تصادف کشته شد.
این یک تراژدی است (که) بسیاری از جوانان قادر به یافتن شغل نیستند.
از تراژدی های شکسپیر می توان به «هملت»، «شاه لیر» و «اتللو» اشاره کرد.
In Greek tragedy the role of the chorus is to express the audience's reactions to what is happening in the play.
در تراژدی یونانی، نقش گروه کر بیان واکنش های تماشاگر نسبت به اتفاقاتی است که در نمایش می گذرد.
رانندگی بی احتیاطی او به تراژدی ختم می شد.
این یک تراژدی است (که) بسیاری از کودکان قادر به دریافت آموزش مناسب نیستند.
calamity
فاجعه
catastrophe
بد شانسی
ناملایمات
misfortune
تحول ناگهانی
adversity
ماجراجویی
cataclysm
مصیبت
misadventure
بدبختی
affliction
بلایت
mishap
افتضاح
blight
ویرانی
debacle
فوت کردن، دمیدن
devastation
عقب گرد
شوکه شدن
setback
آزمایش
فراز و نشیب
آخر الزمان
tribulation
بیمار
vicissitude
عذاب
apocalypse
آزاردهنده
ناامیدی
agony
پریشانی
bummer
جراحت
disappointment
در زدن
distress
درد
معکوس
غمگینی
mischance
misery
reverse
sadness