second
second - دومین
N/A - N/A
UK :
US :
شخص دوم، چیز، رویداد و غیره پس از نفر اول می آید
the position in a competition or scale that comes after the one that is the best most successful etc
موقعیت در یک رقابت یا مقیاس که بعد از بهترین، موفق ترین و غیره قرار می گیرد
مثال دیگری از همان چیز، یا نمونه ای دیگر علاوه بر نمونه ای که دارید
یک واحد برای اندازه گیری زمان 60 ثانیه در یک دقیقه وجود دارد
یک دوره زمانی بسیار کوتاه
one of the 60 parts into which a minute of an angle is divided. It can be shown as a symbol after a number. For example 78° 52′ 11″ means 78 degrees 52 minutes 11 seconds.
یکی از 60 قسمتی که یک دقیقه زاویه به آن تقسیم می شود. می توان آن را به عنوان نماد پس از یک عدد نشان داد. برای مثال، 78 درجه و 52 دقیقه و 11 اینچ یعنی 78 درجه و 52 دقیقه و 11 ثانیه.
کسی که به کسی در مبارزه کمک می کند، به خصوص در بوکس یا در گذشته، یک دوئل
پایه دوم
بعدی بعد از اولی
قبل از افزودن اطلاعات به آنچه قبلاً گفته اید استفاده می شود
برای حمایت رسمی از پیشنهادی که توسط شخص دیگری در یک جلسه ارائه شده است
فرستادن کسی برای انجام کار دیگری برای مدت کوتاهی
نیمه دوم، سه ماهه و غیره سال مالی
to officially support a suggestion idea etc made by another person at a formal meeting so that it can be discussed or voted on
حمایت رسمی از یک پیشنهاد، ایده و غیره که توسط شخص دیگری در یک جلسه رسمی ارائه شده است تا بتوان در مورد آن بحث یا رأی گیری کرد.
ترتیبی دهد که یک کارمند برای مدتی در سازمان دیگری کار کند
بلافاصله بعد از اولین و قبل از هر دیگری
the position in which a person finishes a race or competition if they finish immediately behind the winner
موقعیتی که در آن یک فرد یک مسابقه یا مسابقه را به پایان می رساند، اگر بلافاصله پس از برنده به پایان برسد
دوم برای نشان دادن اینکه فقط یک چیز بهتر، بزرگتر و غیره از چیزی که ذکر شد استفاده می شود
یکی دیگر
از هر دو زمان ممکن فقط یک بار اتفاق می افتد
بعد از اول و قبل از بقیه
برای معرفی دومین مورد در لیستی از چیزهایی که می خواهید بگویید یا بنویسید استفاده می شود
یک واحد زمان کوتاه که برابر با 60 دقیقه است
به محض
شخص یا چیز دومی که باید انجام داد یا چیزی بود، یا شخص یا چیز دومی که ذکر شد
مقدار اضافی غذا که بعد از خوردن اولین مقدار داده می شود
کوچکترین واحدی که برای اندازه گیری زاویه استفاده می شود
محصولی که به دلیل آسیب دیده بودن یا نبودن آن ارزان به فروش می رسد
شخصی که مراقب کسی است که در یک مسابقه بوکس یا در گذشته در یک دوئل (= مبارزه سازمان یافته) می جنگد.
a person who takes care of someone who is fighting in a boxing competition or in the past in a duel (= organized fight)
در یک وسیله نقلیه، دنده ای که قدرت را با سرعت محدود ترکیب می کند و هنگام افزایش یا کاهش سرعت استفاده می شود
in a vehicle the gear that combines power with limited speed and is used when increasing or reducing speed
آیا کارلا فرزند اول است یا دوم؟
این دومین بار است که در این زمستان آنفولانزا گرفتم.
امروز دوم اسفند است.
جایزه اول دو هفته در باربادوس و جایزه دوم آخر هفته در رم است.
جونز در پرش طول مقام دوم را به دست آورد.
St Petersburg is Russia's second (biggest/largest) city.
سنت پترزبورگ دومین (بزرگترین/بزرگترین) شهر روسیه است.
ذخایر نفت عراق پس از عربستان سعودی در رتبه دوم قرار دارد.
او اغلب به عنوان مرلین مونرو دوم توصیف می شود.
شما واقعاً باید از این فرصت نهایت استفاده را ببرید، زیرا شانس دومی نخواهید داشت.
ریچارد و لیز خانه دومی در کوهستان دارند.
به چیزی که می گوید توجه کنید زیرا برای بار دوم توضیح نمی دهد.
ما تصمیم گرفتیم این کنفرانس را هر دو سال یک بار برگزار کنیم.
رابرتسون برنده مسابقه شد و کامرون دوم شد/ آمد/به پایان رسید.
In this business money comes first and principles come a very poor second (= they are much less important).
در این تجارت، پول در درجه اول قرار می گیرد و اصول در درجه دوم بسیار ضعیف قرار می گیرند (= اهمیت بسیار کمتری دارند).
There are two good reasons why we can't do it. First we can't afford it and second we don't have time.
دو دلیل خوب وجود دارد که چرا نمی توانیم این کار را انجام دهیم. اول اینکه ما توان مالی نداریم و دوم اینکه وقت نداریم.
60 ثانیه در یک دقیقه وجود دارد.
این رایانه ها میلیون ها دستورالعمل را در ثانیه پردازش می کنند.
سیستم جدید می تواند یک تماس تلفنی را در کسری از ثانیه ردیابی کند.
بیا، عجله کن! فقط/فقط یک ثانیه خواهم بود - باید پنجره را ببندم.
دومی داری پل؟ من نیاز دارم با شما صحبت کنم.
یک ثانیه طول نمی کشد (= خیلی سریع خواهد بود).
قبل از تلاش مجدد، چند/چند ثانیه صبر کنید.
لحظه ای که او را دیدم، می دانستم که قرار است ستاره شود.
این دومین تست از چهار تست است.
آیا کسی چند ثانیه بستنی دوست دارد؟
در یک درجه 3600 ثانیه وجود دارد.
شما باید (پایین/بالا) را به دوم تغییر دهید.
این پیشنهاد با پیشنهاد رئیس باشگاه و توسط منشی مطرح شد.
من می توانم از یک نوشیدنی استفاده کنم. من آن را دوم خواهم کرد (= با شما موافقم)!
در جریان این اختلاف، بسیاری از افسران پلیس از وظیفه راهنمایی و رانندگی به خدمات زندان اعزام شدند.
او در نیمه دوم تنها 2 شوت از 11 ضربه را از دست داد.
بعد
ذیل
متعاقب
succeeding
موفق شدن
ensuing
سال دوم
sophomore
مستقیم بعد از
دنبال کردن بعد از
بعدی
بالا آمدن
روی یورتمه سواری
coming up
بعد ها
بعدی به ترتیب
بعد از اولین
جایگزین
دیگر
اولین
preceding
قبلی
