frame
frame - قاب
noun - اسم
UK :
US :
a structure made of wood metal plastic etc that surrounds something such as a picture or window and holds it in place
سازه ای ساخته شده از چوب، فلز، پلاستیک و غیره که اطراف چیزی مانند تصویر یا پنجره را احاطه کرده و آن را در جای خود نگه می دارد.
ساختار یا قسمت های اصلی تکیه گاه یک مبلمان، وسیله نقلیه یا شیء دیگر
شکل کلی که توسط استخوان های بدن یک فرد شکل می گیرد
قسمت فلزی یا پلاستیکی یک عینک که لنز را نگه می دارد
ایده های اصلی، حقایق و غیره که چیزی بر اساس آنها است
an area of film that contains one photograph or one of the series of separate photographs that make up a film or video
ناحیه ای از فیلم که شامل یک عکس یا یکی از مجموعه عکس های جداگانه ای است که یک فیلم یا ویدیو را تشکیل می دهد
بخشی کامل در بازی های اسنوکر یا بولینگ
یکی از حوزه هایی که یک صفحه وب به آن تقسیم می شود
اطراف چیزی را با چیز دیگری احاطه کنند تا جذاب به نظر برسد یا به وضوح دیده شود
برای قرار دادن یک تصویر در ساختاری که آن را محکم نگه دارد
to deliberately make someone seem guilty of a crime when they are not guilty by lying to the police or in a court of law
با دروغ گفتن به پلیس یا در دادگاه، عمداً کسی را مجرم جلوه دادن در حالی که مجرم نیست
برای طرح ریزی دقیق روشی که قرار است یک سوال بپرسید، بیانیه ای ارائه دهید و غیره
برای سازماندهی و توسعه یک طرح، سیستم و غیره
حاشیه ای که تصویر، در یا پنجره را احاطه کرده و از آن پشتیبانی می کند
ساختار پلاستیکی یا فلزی که یک جفت عینک را در کنار هم نگه می دارد
ساختار اصلی یک ساختمان، وسیله نقلیه یا قطعه ای از مبلمان که سایر قسمت ها به آن اضافه می شوند
a wooden or plastic triangle used to put the balls into position at the start of a game such as snooker
مثلث چوبی یا پلاستیکی که برای قرار دادن توپ ها در محل شروع یک بازی مانند اسنوکر استفاده می شود.
اندازه و شکل بدن یک نفر
طرز فکر یا احساس کسی در مورد چیزی در یک زمان خاص
مجموعه ای از ایده ها یا حقایق پذیرفته شده توسط شخص که رفتار، نظرات یا تصمیمات او را توضیح می دهد.
یک دوره بازی در برخی بازی ها، مانند اسنوکر و بولینگ
یک دوره بازی در یک بازی بیسبال که در طی آن یک تیم با ضربه زدن به توپ (= ضربه زدن به توپ)
one of the pictures on a strip of photographic film or one of the single pictures that together form a television or cinema film
یکی از تصاویر روی نوار فیلم عکاسی، یا یکی از عکس های منفرد که با هم یک فیلم تلویزیونی یا سینمایی را تشکیل می دهند.
برای بیان چیزی که کلمات خود را با دقت انتخاب کنید
to make a person seem to be guilty of a crime when they are not by producing facts or information that are not true
با ارائه حقایق یا اطلاعاتی که درست نیست، به نظر برسد که یک شخص مرتکب جرمی شده است، در حالی که مجرم نیست.
برای درست کردن حاشیه دور یک عکس و غیره و اغلب شیشه جلوی آن
ایجاد لبه برای چیزی به روشی جذاب
حاشیه ای که تصویر، آینه و غیره را محصور و پشتیبانی می کند.
ساختاری که قطعات یک جسم را در موقعیت خود نگه می دارد و از آنها پشتیبانی می کند
بدن یک فرد وقتی به اندازه یا ساختار آن اشاره می شود
برنامه ریزی دقیق یا سازماندهی ایده ها، پیشنهادها، روش ها و غیره به روشی خاص
یک قاب عکس/عکس
aluminium window frames
قاب پنجره آلومینیومی
من می خواهم چارچوب در را سفید رنگ کنم.
به چارچوب در تکیه داد.
عکس در قاب طلایی
یک قاب دوچرخه
چارچوب تخت از چوب کاج ساخته شده است.
قاب یک هواپیما / یک ماشین / یک دوچرخه
In the 1920s, federal office buildings were typically built with steel frames encased in concrete or granite.
در دهه 1920، ساختمانهای اداری فدرال معمولاً با قابهای فولادی که در بتن یا گرانیت محصور شده بودند ساخته میشدند.
gold-rimmed frames
قاب هایی با حاشیه طلا
داشتن یک قاب کوچک / باریک / بزرگ
تخت از چارچوب شش فوتی او کوتاهتر بود.
امیدواریم در این دوره به ادبیات در چارچوب بافت اجتماعی و تاریخی آن نگاه کنیم.
فریم اول را به راحتی برد.
ما مسابقه خود را بردیم، بنابراین هنوز در چارچوب قهرمانی هستیم.
او همیشه در چارچوب قتل بود.
او یک قاب کاملا کوچک دارد.
مردی با هیکل لاغر و ورزشی
یک قاب عکس
فکر می کنم به عینکی با فریم بزرگتر نیاز دارم.
قاب خواهرم خیلی بزرگتر از من است.
مهمترین چیز این است که با روحیه مثبت وارد امتحان شوید.
How can Christians and atheists ever come to understand each other when their frames of reference are so different?
چگونه مسیحیان و ملحدان می توانند یکدیگر را درک کنند در حالی که چارچوب مرجع آنها بسیار متفاوت است؟
او دو فریم بعدی را از دست داد.
آنها چهار ران در فریم بالا (= نیمه اول اینینگ) به ثمر رساندند.
East Carolina responded in the bottom frame (= the second half of the inning) with a run to tie the game 3-3.
کارولینای شرقی در فریم پایین (= نیمه دوم اینینگ) با دویدن پاسخ داد تا بازی به تساوی 3-3 برسد.
اگر پرسشها دقیقتر تنظیم میشد، مصاحبه سازندهتر بود.
او مدعی شد که توسط پلیس فریب خورده است.
من به این فکر می کنم که آن عکس را قاب کنم.
مدل موی جدید او صورت او را به شیوه ای بسیار جذاب تر فریم می کند.
عکس او را در یک قاب نقره ای گذاشت.
ساختار
chassis
شاسی
چارچوب
edifice
عمارت
بدن
casing
پوشش
infrastructure
زیر ساخت
پوسته
cadre
کادر
skeleton
اسکلت
armature
آرماتور
bodywork
بدنه
فرم
پایه
framing
کادر بندی
scaffolding
داربست
substructure
زیرسازی
حمایت کردن
configuration
پیکربندی
ساخت و ساز
scaffold
هالک
hulk
صحنه
خرپا
truss
پارچه
معماری
architecture
بدنە ضد آب شناور
hull
سازمان ایالات متحده
organizationUS
سازمان انگلستان
organisationUK
برپایی
setup
ترتیب
centreUK
مرکز انگلستان
centerUS
مرکز ایالات متحده
disorganisationUK
سازماندهی بریتانیا
disorganizationUS
بی سازمانی ایالات متحده
داخل
interior
داخلی
وسط
افتتاح
بدن
هسته
مرکزی
باز کن
شروع کنید
mainland
سرزمین اصلی
منطقه
minimum
کمترین
قلمرو