bistro

base info - اطلاعات اولیه

bistro - اغذیه فروشی و مشروب فروشی

noun - اسم

/ˈbiːstrəʊ/

UK :

/ˈbiːstrəʊ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bistro] در گوگل
description - توضیح

  • یک رستوران یا بار کوچک

  • a small informal restaurant or bar especially one in France or one in a French style


    یک رستوران یا بار غیررسمی کوچک، به خصوص یکی در فرانسه یا یکی به سبک فرانسوی

  • The atmosphere is that of a village with antique shops, delightful pubs, tea shops and bistros.


    فضای روستایی با عتیقه‌فروشی‌ها، میخانه‌های لذت‌بخش، چای‌فروشی‌ها و رستوران‌های کوچک است.

  • Big screen coverage guaranteed the small cellar bistro was packed.


    پوشش صفحه نمایش بزرگ تضمین می‌کرد که انبار کوچک اغذیه فروشی کوچک بسته بندی شده است.

  • Stay out of Chinatown, away from all those South of Market bistros with black windows.


    از محله چینی‌ها دور باشید، از همه رستوران‌های کوچک South of Market با پنجره‌های سیاه دور شوید.

  • Skippers bistro Off-beat but well worth seeking out.


    Skippers bistro غیرضروری است اما ارزش جستجو را دارد.

  • There was a small bistro near the television studios which suited her perfectly.


    یک اغذیه فروشی کوچک در نزدیکی استودیوهای تلویزیونی وجود داشت که کاملاً مناسب او بود.

  • A few minutes later we were seated at a corner table in the small bistro which I had known for several years.


    چند دقیقه بعد پشت میز گوشه ای در اغذیه فروشی کوچکی که چندین سال می شناختمش نشستیم.

  • The second point being that Placide was awaiting me there in that bistro.


    نکته دوم این بود که Placide آنجا در آن رستوران منتظر من بود.

  • We were eating breakfast together in the bistro of the Hotel le Royal.


    با هم در رستوران هتل لو رویال مشغول خوردن صبحانه بودیم.

example - مثال
synonyms - مترادف

  • باشگاه

  • nightspot


    لکه شب

  • nightclub


    کلوپ شبانه

  • niterie


    نیتری

  • cabaret


    کاباره

  • nitery


    کافه

  • cafe


    جاده خانه

  • roadhouse


    بار

  • bar


    میخانه

  • pub


    رستوران

  • tavern


    بودگا


  • براسری

  • bodega


    سالن استراحت

  • brasserie


    باشگاه شام

  • lounge


    بار شراب

  • supper club


    دیسکو


  • نقطه شب

  • disco


    دیسکوتک


  • شیرجه رفتن

  • discotheque


    شب

  • dive


    مخفیگاه

  • café


    نقطه داغ

  • nightery


    مفصل

  • hideaway


    هانکی تونک


  • نقطه


  • سخنگو

  • honky-tonk


    کازینو


  • بویت

  • speakeasy


  • casino


  • boîte


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

offsetting

لغت پیشنهادی

profits

لغت پیشنهادی

injure