resort

base info - اطلاعات اولیه

resort - رفت و آمد مکرر

noun - اسم

/rɪˈzɔːrt/

UK :

/rɪˈzɔːt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [resort] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • seaside/mountain resorts


    استراحتگاه های ساحلی/کوهستانی

  • They spent a month at a fashionable ski resort in Switzerland.


    آنها یک ماه را در یک پیست اسکی شیک در سوئیس گذراندند.


  • یک تفرجگاه توریستی محبوب


  • یک استراحتگاه محبوب برای تعطیلات

  • the resort town of Byron Bay


    شهر تفریحی بایرون بی

  • destination resorts such as Atlantis in the Bahamas


    استراحتگاه های مقصد مانند آتلانتیس در باهاما

  • There are hopes that the conflict can be resolved without resort to violence.


    این امید وجود دارد که مناقشه بدون توسل به خشونت حل شود.

  • Strike action should be regarded as a last resort when all attempts to negotiate have failed.


    اقدام اعتصابی باید به عنوان آخرین راه حل در نظر گرفته شود، زمانی که تمام تلاش ها برای مذاکره با شکست مواجه شده است.

  • In the last resort (= in the end) everyone must decide for themselves.


    در آخرین راه (= در نهایت) هرکس باید برای خودش تصمیم بگیرد.


  • یک استراحتگاه توریستی


  • یک استراحتگاه تعطیلات

  • a seaside/beach resort


    استراحتگاه ساحلی/ساحلی


  • یک پیست اسکی

  • He got hold of the money legally, without resort to violence.


    او پول را به طور قانونی و بدون توسل به خشونت به دست آورد.

  • He developed popular tourist resorts, including Caneel Bay on St John and Mauna Kea Hotel in Hawaii.


    او استراحتگاه های توریستی محبوبی از جمله خلیج Caneel در سنت جان و هتل Mauna Kea در هاوایی ایجاد کرد.

  • a seaside/beach/ski resort


    یک پیست ساحلی/ساحل/اسکی

  • A resort to more autocratic measures could be disastrous.


    توسل به اقدامات خودکامه تر می تواند فاجعه بار باشد.

  • Diplomacy ought to be our first resort.


    دیپلماسی باید اولین راه حل ما باشد.

  • I'm not advocating detention as a first resort.


    من از بازداشت به عنوان اولین راه حل دفاع نمی کنم.


  • به عنوان آخرین راه حل، پس انداز کنندگان همیشه می توانند یک ISA را با بانک یا جامعه ساختمان فعلی خود باز کنند.

  • Experts say warning labels are a last resort when a hazard can't be designed out of a product.


    کارشناسان می گویند که برچسب های هشدار آخرین راه حل زمانی هستند که نمی توان خطری را خارج از یک محصول طراحی کرد.

synonyms - مترادف
  • retreat


    عقب نشینی


  • نقطه

  • haunt


    خالی از سکنه

  • refuge


    پناه

  • hideaway


    مخفیگاه

  • hideout


    پناهگاه

  • haven


    پورلیو

  • purlieu


    پاتوق

  • hangout


    میعادگاه

  • rendezvous


    بندر UK

  • harbourUK


    بندر ایالات متحده

  • harborUS


    مرکز ایالات متحده

  • centerUS


    مرکز انگلستان

  • centreUK


    لانه

  • nest


    آبگرم

  • spa


    گلدان عسل

  • honeypot


    اردوگاه


  • پارک


  • زمین پایکوبی

  • stomping ground


    زمین مهر زنی

  • stamping ground


    مرکز تعطیلات

  • holiday centre


    مرکز توریستی

  • tourist centre


    تله توریستی

  • tourist trap


    محل تعطیلات


  • مقصد تعطیلات

  • holiday destination


    مزرعه چربی


  • محل آبیاری


  • محل ملاقات

  • watering place



  • den


antonyms - متضاد

  • دائمی

  • blockage


    انسداد

  • obstruction


    مانع

  • hindrance


    متوقف کردن


  • جراحت


لغت پیشنهادی

revved

لغت پیشنهادی

book

لغت پیشنهادی

bookings