legend
legend - افسانه
noun - اسم
UK :
US :
یک داستان معروف قدیمی، اغلب در مورد افراد شجاع، ماجراها، یا رویدادهای جادویی
کسی که به دلیل مهارت فوق العاده در انجام کاری مشهور و تحسین شده است
کلماتی که در جایی مثلا روی یک تابلو نوشته شده است
کلماتی که یک تصویر یا نقشه را توضیح می دهند
بسیار خوب - به ویژه توسط جوانان استفاده می شود
a very old story or set of stories from ancient times, or the stories, not always true that people tell about a famous event or person
داستان یا مجموعه ای از داستان های بسیار قدیمی از دوران باستان، یا داستان هایی که همیشه درست نیستند، که مردم درباره یک رویداد یا شخص معروف می گویند.
شخصی بسیار مشهور و مورد تحسین، معمولاً به دلیل توانایی آنها در یک منطقه خاص
the words written on or next to a picture map coin, etc. that explain what it is about or what the symbols on it mean
کلماتی که روی یا در کنار یک تصویر، نقشه، سکه و غیره نوشته شده و توضیح می دهد که درباره چیست یا نمادهای روی آن به چه معناست.
an old story or set of stories from ancient times, or the stories that people tell about a famous event or person
یک داستان قدیمی یا مجموعه ای از داستان های دوران باستان، یا داستان هایی که مردم درباره یک رویداد یا شخص معروف می گویند
کسی که بسیار مشهور و تحسین برانگیز است، معمولاً به دلیل توانایی در یک زمینه خاص
the words written on or next to a picture map coin, etc., that explain what it is about or what the symbols on it mean
کلماتی که روی یا در کنار یک تصویر، نقشه، سکه و غیره نوشته شده است، که توضیح می دهد درباره چیست یا نمادهای روی آن به چه معناست.
افسانه ها حاکی از آن است که سارا هلن، که در سال 1913 درگذشت، زنده در داخل یک تابوت سربی بسته شد.
در میان طرفداران موسیقی مکزیکی، فرناندز یک اسطوره است.
این مرد یک افسانه در اطراف گیاه است.
جوی، اسطوره ای در بین طرفداران موتورسواری در اولستر، همیشه مرد مردم بوده است.
خان ده سال در صدر این رشته قرار داشت و در ورزش خود یک اسطوره بود.
داستان های او درباره آن شب به افسانه تبدیل شد.
برای شروع این رویداد، او از افسانه تناسب اندام جک لالان دعوت کرد تا با مدل ها همراه شود.
اسطوره راک اند رول الویس پریسلی
رسانه ها نتوانستند در برابر ترکیب اسطوره ورزشی نشست پاپ مقاومت کنند.
جزئیات زخم در افسانه جدول 1 آورده شده است.
طبق افسانه، بودیدارما در جریان یک مراقبه بسیار طولانی به خواب رفت.
افسانه شاهزاده والیانت
افسانه رابین هود
طبق افسانه، کل قلعه به دریا شسته شده است.
این فیلم بر اساس افسانه رابین هود ساخته شده است.
قهرمانان افسانه یونانی
افسانه ها می گویند که دریاچه توسط اشک های یک خدا شکل گرفته است.
یک اسطوره جاز/صفحه نمایش/ورزشی
او در طول زندگی خود یک اسطوره بود.
بسیاری از اسطوره های زنده گلف در حال بازی بودند.
یک اسطوره در دنیای موسیقی
ستاره های سینما که تبدیل به اسطوره های زنده می شوند
او افسانه سوارکار شبح را برای ما تعریف کرد.
Legend has it that the Bridge of Sighs got its name from the cries of prisoners being led across it.
افسانه ها حاکی از آن است که پل آه ها نام خود را از فریادهای زندانیانی که از روی آن عبور می کردند، گرفته است.
افسانه می گوید که جنگل نفرین شده است.
این جزیره از دیرباز موضوع افسانه ها بوده است.
افسانه منشأ فراطبیعی او همچنان زنده است.
داستان بخشی از افسانه باستانی شاه آرتور است.
داستان چگونگی نجات او قبلاً به افسانه تبدیل شده است.
در افسانه ها و اساطیر سلتیک همیشه داستان هایی از غول های انسانی وجود داشته است.
افسانه هایی در مورد وایکینگ ها
اسطوره ها و افسانه های مکزیک
این رقص بر اساس چندین افسانه هندو بود.
او در حال نوشتن پایان نامه ای در مورد افسانه و اساطیر ایرلندی است.
افسانه می گوید (= مردم می گویند) که او همیشه چکمه های خود را در رختخواب می پوشید.
این مسابقه به افسانه تنیس خواهد رفت (= همیشه در یادها خواهد ماند).
اسطوره جاز الا فیتزجرالد زمانی در این بار آواز می خواند.
افسانه Cajun نشان می دهد که تمساح های سفید نمادی از رفاه هستند.
Louis Armstrong is a jazz legend.
لویی آرمسترانگ یک اسطوره جاز است.
اسطوره
fable
افسانه
saga
حماسه
داستان
folklore
فرهنگ عامه
lore
اسطوره شناسی
mythology
اسطوره ها
mythos
روایت
سنت
فانتزی
افسانه ای
epic
داستان عاشقانه
داستان عامیانه
داستان سنتی
legendry
نخ
romance
پوشش
fairy tale
افسانه شهری
سنت عامیانه
داستان بلند
mythus
اسطوره شهری
تاریخ شفاهی
yarn
داستان جلد
تمثیل
oral history
allegory
parable
non-fiction
غیر داستانی
حقیقت
واقعیت
verity
واقعی بودن
ملموس بودن
actuality
ماده
factuality
اساسی بودن
tangibility
صحت
حقیقت گرایی
substantiality
اصل
actualness
زندگی واقعی
veracity
جهان واقعی
truism
واقع گرایی
axiom
تراژدی
تاریخ
جهل
nonfiction
مادی بودن
realism
مستند
ignorance
materiality
documentary
