behavioral

base info - اطلاعات اولیه

behavioral - رفتاری

N/A - N/A

bɪˈheɪ.vjɚ.əl

UK :

https://dictionary.cambridge.orgN/A

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [behavioral] در گوگل
description - توضیح
  • US spelling of behavioural


    املای ایالات متحده از رفتاری

  • expressed in or involving behavior


    بیان شده یا شامل رفتار است

  • →  behavioural


    → رفتاری

example - مثال
  • Emotional and behavioral problems were most prevalent in school-aged children.


    مشکلات عاطفی و رفتاری در کودکان سنین مدرسه بیشتر بود.

synonyms - مترادف

  • اجتماعی

  • comportmental


    بخش بندی

  • developmental


    رشدی

  • habitual


    معمولی

  • interactive


    در ارتباط بودن

  • praxeological


    کنشی

  • etiquettical


    آداب معاشرت

  • expressional


    بیانی

  • physiological


    فیزیولوژیکی

  • reactionary


    ارتجاعی

  • attitudinal


    نگرشی

  • manneristic


    منشی

  • outward


    بیرونی


  • کاربردی

  • communicative


    ارتباطی


  • رسمی

  • modal


    معین

  • seemly


    به ظاهر

  • stylistic


    سبک

  • tonal


    تونال

antonyms - متضاد

  • درونی؛ داخلی

لغت پیشنهادی

aphasia

لغت پیشنهادی

facsimiles

لغت پیشنهادی

assembly