word - لغت

aerobatic || هوازی

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˌeə.rəˈbæt.ɪk

UK :

ˌer.oʊˈbæt̬.ɪk

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [aerobatic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aerobatic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aerobatic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aerobatic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aerobatic] در گوگل

description - توضیح

  • involving difficult changes in position while flying.


    شامل تغییرات دشوار در موقعیت در هنگام پرواز است.

example - مثال

  • Steerable. aerobatic kites require a rigid frame for top performance.


    قابل هدایت بادبادک های هوازی برای عملکرد عالی به یک قاب سفت و سخت نیاز دارند.

  • We saw an entertaining aerobatic display that included loops and rolls.


    ما یک صفحه نمایش هوازی سرگرم کننده را دیدیم که شامل حلقه ها و رول ها بود.

  • He operates an aerobatic flight school to indulge his daredevil hobby.


    او یک مدرسه پرواز هوازی راه اندازی می کند تا سرگرمی جسورانه خود را انجام دهد.

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد