baying

base info - اطلاعات اولیه

baying - baying

N/A - N/A

beɪ

UK :

beɪ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [baying] در گوگل
description - توضیح
  • present participle of bay


    فاعل فاعل از خلیج

  • (of dogs and wolves) to make a long deep cry repeatedly


    (از سگ ها و گرگ ها) تا مرتباً یک گریه طولانی و عمیق درآورد

example - مثال
synonyms - مترادف
  • howling


    زوزه کشیدن

  • yelping


    فریاد زدن

  • barking


    پارس کردن

  • crying


    گریان

  • yowling


    یقه زدن

  • yapping


    زوزه

  • wailing


    غرش

  • roaring


    غرغر کردن

  • growling


    مشتاق

  • keening


    غوغایی

  • ululating


    خرخر کردن

  • snarling


    بافته کردن

  • bellowing


    فریاد زدن ایالات متحده

  • woofing


    clamouringUK

  • clamoringUS


    داد زدن

  • clamouringUK


    جیغ زدن

  • yipping


    راف کردن

  • shouting


    تعظیم

  • yelling


    شلیک کردن

  • screaming


    ناله کردن

  • bawling


    جستجو کردن

  • ruffing


  • bowwowing


  • shrieking


  • hooting


  • groaning


  • questing


  • outcrying


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

asexuality

لغت پیشنهادی

victory

لغت پیشنهادی

beastie