falling

base info - اطلاعات اولیه

falling - افتادن

N/A - N/A

ˈfɑː.lɪŋ

UK :

ˈfɔː.lɪŋ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falling] در گوگل
description - توضیح
  • If something is falling, it is becoming lower in size amount or strength


    اگر چیزی در حال سقوط باشد، از نظر اندازه، مقدار یا قدرت کمتر می شود

example - مثال
  • falling birth/interest rates


    کاهش نرخ تولد/ بهره

  • falling standards


    سقوط استانداردها

synonyms - مترادف
  • dropping


    انداختن

  • decreasing


    در حال کاهش

  • diminishing


    کاهش می یابد

  • dwindling


    رو به کاهش است

  • descending


    نزولی

  • plunging


    غوطه ور شدن

  • dipping


    فرو بردن

  • lessening


    کاهش

  • sinking


    غرق شدن

  • deteriorating


    رو به وخامت است

  • declining


    کشویی

  • sliding


    تضعیف شدن

  • weakening


    سقوط شدید

  • plummeting


    پایین آوردن

  • lowering


    غلت زدن

  • tumbling


    در حال فروپاشی

  • abating


    فروکش کردن

  • collapsing


    لیز خوردن

  • ebbing


    فروکش می کند

  • slipping


    در حال فرو ریختن

  • subsiding


    حل و فصل

  • crumbling


    سرنگونی

  • settling


    متلاطم

  • toppling


    کاهش می دهد

  • tottering


    کوچک شدن

  • reducing


    محو شدن

  • shrinking


    رو به زوال

  • fading


    سقوط

  • waning


    کاهش ارزش

  • slumping


  • depreciating


antonyms - متضاد
  • improving


    در حال بهبود


  • افزایش می یابد

  • rising


    رو به افزایش

  • burgeoning


    جوانه زدن

  • booming


    پررونق


  • در حال رشد

  • expanding


    در حال گسترش

  • accelerating


    شتاب گرفتن

  • escalating


    تشدید می شود

  • intensifying


    تشدید کننده


  • در حال توسعه

  • climbing


    سنگ نوردی

  • swelling


    تورم


  • ساختمان

  • proliferating


    در حال تکثیر

  • broadening


    گسترش دادن

  • multiplying


    در حال ضرب کردن

  • mushrooming


    قارچ زایی

  • maturing


    بالغ شدن

  • amplifying


    تقویت کننده

  • mounting


    نصب

  • crescive


    شکاف دار

  • widening


    گسترده شدن

  • advancing


    پیشبرد

  • snowballing


    گلوله برفی

  • heightening


    بالا بردن

  • accumulating


    انباشته شدن

  • thriving


    پر رونق

  • flourishing


    شکوفا شدن

  • augmenting


    افزایش

  • accentuating


    برجسته کردن

لغت پیشنهادی

hot-air balloon

لغت پیشنهادی

bestowing

لغت پیشنهادی

diego