apiary

base info - اطلاعات اولیه

apiary - زنبورستان

noun - اسم

/ˈeɪpieri/

UK :

/ˈeɪpiəri/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [apiary] در گوگل
description - توضیح

  • محلی که مردم در آن زنبور عسل نگهداری می کنند، به خصوص مجموعه ای از کندوها که برای تهیه عسل نگهداری می شوند

example - مثال
  • The apiary was nearby; half a dozen hives faced south down the slope.


    زنبورستان در همان نزدیکی بود. نیم دوجین کندو رو به جنوب پایین شیب بود.

synonyms - مترادف
  • beehive


    کندوی عسل

  • hive


    کندو

  • skep


    شک کردن

  • honeycomb


    شانه عسل

  • comb


    شانه کردن

  • colony


    مستعمره

  • swarm


    ازدحام

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

foibles

لغت پیشنهادی

easel

لغت پیشنهادی

vital