arithmetically

base info - اطلاعات اولیه

arithmetically - به صورت حسابی

adverb - قید

/ˌærɪθˈmetɪkli/

UK :

/ˌærɪθˈmetɪkli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [arithmetically] در گوگل
description - توضیح
  • in a way that involves adding, subtracting (= removing a number or amount), multiplying, or dividing numbers


    به نحوی که شامل جمع، تفریق (= حذف یک عدد یا مقدار)، ضرب یا تقسیم اعداد باشد.

example - مثال
  • Students can attack the problem arithmetically.


    دانش آموزان می توانند به صورت حسابی به مسئله حمله کنند.

  • Arithmetically, the presidential race remains close.


    از نظر محاسباتی، رقابت ریاست جمهوری همچنان نزدیک است.

synonyms - مترادف
  • mathematically


    از نظر ریاضی

  • algebraically


    از نظر جبری

  • numerically


    به صورت عددی

  • statistically


    از نظر آماری

  • geometrically


    از نظر هندسی

  • trigonometrically


    به صورت مثلثاتی

  • topologically


    از نظر توپولوژیکی

  • algorithmically


    به صورت الگوریتمی

  • analytically


    به صورت تحلیلی

  • computationally


    از نظر محاسباتی

  • measurably


    قابل اندازه گیری

  • quantitatively


    کمی

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

hotel

لغت پیشنهادی

handled

لغت پیشنهادی

gizmo