biannually

base info - اطلاعات اولیه

biannually - هر دو سال یکبار

N/A - N/A

baɪˈæn.ju.ə.li

UK :

baɪˈæn.ju.ə.li

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [biannually] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The registry is updated biannually on 1 January and 1 July.


    رجیستری هر دو سال یکبار در 1 ژانویه و 1 ژوئیه به روز می شود.

  • The Committee meets biannually.


    کمیته هر دو سال یکبار تشکیل جلسه می دهد.

  • The fair has been held biannually since the 1980s.


    این نمایشگاه از دهه 1980 هر دو سال یک بار برگزار می شود.

synonyms - مترادف
  • semiannually


    نیمه سالانه

  • twice-a-year


    دوبار در سال

  • twice-yearly


    دو بار در سال

  • half-yearly


    به صورت نیم ساله

  • six-monthly


    شش ماهه

  • semiyearly


    به صورت نیمه سالانه

  • at six-monthly intervals


    در فواصل شش ماهه

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

propellant

لغت پیشنهادی

attired

لغت پیشنهادی

bloodied