birdlike

base info - اطلاعات اولیه

birdlike - پرنده مانند

N/A - N/A

ˈbɝːd.laɪk

UK :

ˈbɜːd.laɪk

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [birdlike] در گوگل
description - توضیح
  • looking or behaving similar to a bird


    شبیه پرنده به نظر می رسد یا رفتار می کند

example - مثال
  • He was a little birdlike man with a pointed nose and darting eyes.


    او مردی بود پرنده مانند با بینی نوک تیز و چشمان پرتاب.

synonyms - مترادف
  • dainty


    خوش طعم

  • delicate


    ظریف

  • petite


    ریزه


  • اندک

  • small-boned


    استخوان ریز

antonyms - متضاد
  • heavyset


    سنگین

  • chunky


    درشت

  • thickset


    ضخیم ست

  • stout


    چاق و چله

  • plump


    چاق

  • stocky


    تنومند

  • dumpy


    آشغال

  • stubby


    کلنگ

  • fat


    چربی

  • squat


    چمباتمه زدن

  • beefy


    گوشتی

  • corpulent


    فاسد

  • bulky


    حجیم

  • stumpy


    کلوخه

  • burly


    جامد


  • محکم

  • sturdy


    چمباتمه زده

  • hefty


    ضخیم

  • squatty


    قورمه دار


  • فشرده - جمع و جور

  • brawny


  • compact


لغت پیشنهادی

mind

لغت پیشنهادی

undetectable

لغت پیشنهادی

weirdos