ensures
ensures - تضمین می کند
N/A - N/A
UK :
US :
این شرکت هواپیمایی اقداماتی را برای اطمینان از ایمنی هواپیماهای خود انجام می دهد.
نقش پلیس این است که اطمینان حاصل کند (که) قانون رعایت می شود.
Their 2–0 victory today has ensured the Italian team a place in the Cup Final/ensured a place in the Cup Final for the Italian team.
پیروزی 2-0 آنها امروز باعث شد تیم ایتالیا در فینال جام حذفی شود/تضمین حضور در فینال جام برای تیم ایتالیایی.
provides
فراهم می کند
stipulates
تصریح می کند
specifies
مشخص می کند
demands
خواسته ها
instructs
دستور می دهد
postulates
فرضیه ها
states
ایالت ها
determines
تعیین می کند
imposes
تحمیل می کند
requires
نیاز دارد
agrees
موافق است
arranges
ترتیب می دهد
conditions
شرایط
contracts
قراردادها
designates
جزئیات
details
تضمین می کند
guarantees
اصرار دارد
insists on
سفارشات
insists upon
تجویز می کند
ordains
وعده می دهد
orders
هجی می کند
prescribes
احکام
promises
دراز می کشد
spells out
ایالات متحده را خاص می کند
decrees
تعهد می کند
lays down
برقرار می کند
particularizesUS
به عنوان شرط دارد
pledges
specificates
establishes
vetoes
وتو می کند
contradicts
تناقض دارد
denies
تکذیب می کند
endangers
به خطر می اندازد
invalidates
باطل می کند
rejects
رد می کند
repudiates
انکار می کند
bans
ممنوعیت ها
bars
میله ها
blackballs
گلوله های سیاه
censures
محکوم می کند
declines
کاهش می یابد
disallows
اجازه نمی دهد
disapproves
را تایید نمی کند
discountenances
تخفیف ها
forbids
منع می کند
interdicts
نفی می کند
negates
نیکس ها
nixes
قانون شکنان
outlaws
را رد می کند
prohibits
پایین می آورد
proscribes
rules out
turns down