ensures

base info - اطلاعات اولیه

ensures - تضمین می کند

N/A - N/A

ɪnˈʃʊr

UK :

ɪnˈʃɔːr

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ensures] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The airline is taking steps to ensure safety on its aircraft.


    این شرکت هواپیمایی اقداماتی را برای اطمینان از ایمنی هواپیماهای خود انجام می دهد.

  • The role of the police is to ensure (that) the law is obeyed.


    نقش پلیس این است که اطمینان حاصل کند (که) قانون رعایت می شود.

  • Their 2–0 victory today has ensured the Italian team a place in the Cup Final/ensured a place in the Cup Final for the Italian team.


    پیروزی 2-0 آنها امروز باعث شد تیم ایتالیا در فینال جام حذفی شود/تضمین حضور در فینال جام برای تیم ایتالیایی.

synonyms - مترادف
  • provides


    فراهم می کند

  • stipulates


    تصریح می کند

  • specifies


    مشخص می کند

  • demands


    خواسته ها

  • instructs


    دستور می دهد

  • postulates


    فرضیه ها

  • states


    ایالت ها

  • determines


    تعیین می کند

  • imposes


    تحمیل می کند

  • requires


    نیاز دارد

  • agrees


    موافق است

  • arranges


    ترتیب می دهد

  • conditions


    شرایط

  • contracts


    قراردادها

  • designates


    جزئیات

  • details


    تضمین می کند

  • guarantees


    اصرار دارد

  • insists on


    سفارشات

  • insists upon


    تجویز می کند

  • ordains


    وعده می دهد

  • orders


    هجی می کند

  • prescribes


    احکام

  • promises


    دراز می کشد

  • spells out


    ایالات متحده را خاص می کند

  • decrees


    تعهد می کند

  • lays down


    برقرار می کند

  • particularizesUS


    به عنوان شرط دارد

  • pledges


  • specificates


  • establishes


  • has as a condition


antonyms - متضاد
  • vetoes


    وتو می کند

  • contradicts


    تناقض دارد

  • denies


    تکذیب می کند

  • endangers


    به خطر می اندازد

  • invalidates


    باطل می کند

  • rejects


    رد می کند

  • repudiates


    انکار می کند

  • bans


    ممنوعیت ها

  • bars


    میله ها

  • blackballs


    گلوله های سیاه

  • censures


    محکوم می کند

  • declines


    کاهش می یابد

  • disallows


    اجازه نمی دهد

  • disapproves


    را تایید نمی کند

  • discountenances


    تخفیف ها

  • forbids


    منع می کند

  • interdicts


    نفی می کند

  • negates


    نیکس ها

  • nixes


    قانون شکنان

  • outlaws


    را رد می کند

  • prohibits


    پایین می آورد

  • proscribes


  • rules out


  • turns down


لغت پیشنهادی

foregone

لغت پیشنهادی

Japanese

لغت پیشنهادی

agreeably