slumped
slumped - سقوط کرد
adjective - صفت
UK :
US :
collapsed
فرو ریخت
fell
سقوط
felled
سقوط کرد
fallen
افتاده
dropped
کاهش یافته است
tumbled
مچاله شده
crumpled
غرق شد
sank
غرق شده
sunk
غوطه ور شد
sunken
تاسیس کرد
plunged
سرنگون شد
foundered
تن به تن
toppled
کماندار
pitched
تصادف کرد
buckled
شکست خورد
stumbled
لیز خورد
plummeted
زمین خورد
plummetted
شیرجه زد
crashed
کبوتر
flopped
لغزید
slipped
سر خورد
tripped
مبهوت
dived
دماغ شده
dove
دهانه
slid
پرتفلل
slidden
staggered
nosedived
cratered
lurched
pratfell
گل سرخ
risen
برخاسته است
پیشرفته
boomed
رونق گرفت
developed
توسعه یافته
developt
توسعه
expanded
منبسط
flourished
شکوفا شد
grew
رشد کرد
grown
رشد کرده است
افزایش یافت
prospered
رونق یافت
soared
اوج گرفت
throve
رشد کردن
thrived
صعود کرد
thriven
ساخته شده
ascended
راست شد
built
بالا رفت
straightened
went up
gone up