adamantine

base info - اطلاعات اولیه

adamantine - آدامانتین

adjective - صفت

/ˌædəˈmæntaɪn/

UK :

/ˌædəˈmæntaɪn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [adamantine] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • a wall of adamantine rock


    دیواری از سنگ آدامانتین

  • He bowed to her adamantine will.


    او در برابر وصیت نامه او سر تعظیم فرود آورد.

synonyms - مترادف
  • obstinate


    لجباز

  • wilful


    با اراده

  • unbending


    خم نشدنی

  • adamant


    تزلزل ناپذیر

  • dogged


    سرکش


  • محکم

  • headstrong


    سرسخت

  • immovable


    غیر منقول

  • implacable


    تسلیم ناپذیر

  • inflexible


    انعطاف ناپذیر

  • intransigent


    ناسازگار

  • mulish


    مولیش

  • obdurate


    مهم

  • pertinacious


    منحرف

  • perverse


    یک دنده

  • stubborn


    سازش ناپذیر

  • uncompromising


    صاحب نظر

  • unyielding


    سفت و سخت

  • opinionated


    بی امان

  • rigid


    سر گاو

  • willful


    سخت

  • unbendable


    سخت شده

  • unrelenting


    غیرقابل قبول

  • bullheaded


    اجتناب ناپذیر


  • استخوانی شده

  • hardened


    ضربه زدن

  • hardheaded


  • inconvincible


  • inexorable


  • ossified


  • pat


antonyms - متضاد
  • acquiescent


    رضایت بخش

  • agreeable


    قابل قبول

  • amenable


    قابلیت

  • compliant


    سازگار

  • complying


    رعایت کردن

  • flexible


    قابل انعطاف

  • pliable


    انعطاف پذیر

  • pliant


    تسلیم شدن

  • relenting


    رضایت دادن

  • yielding


    مطیع

  • consenting


    موافقت

  • submissive


    قابل مناقصه

  • assenting


    الحاق

  • biddable


    ناپسند

  • acceding


    مایل بودن

  • obsequious


    قابل تحمل


  • خوشحال کننده

  • tractable


    تایید کردن

  • ingratiating


    انطباق دادن

  • approving


    الزام آور

  • accommodating


    تعاونی

  • obliging


    موافق

  • cooperative


    متقاعد کننده

  • agreeing


    منفعل

  • persuadable


    تبعیض آمیز

  • passive


    پذیرش

  • deferential


    غیر مقاوم

  • accepting


    مطابقت دادن

  • nonresistant


  • unresistant


  • conforming


لغت پیشنهادی

bolder

لغت پیشنهادی

pudding

لغت پیشنهادی

auxiliary