admiringly
admiringly - با تحسین
adverb - قید
UK :
US :
همیشه با تحسین از علمای جدی صحبت می کرد.
او با تحسین به عکس او خیره شد.
زنانی که روبروی ما نشسته بودند با تحسین به جو بچه نگاه می کردند.
رقیبش با تحسین زمزمه کرد: او خوب است.
approvingly
با تایید
appreciatively
با قدردانی
positively
مثبت
favourablyUK
مطلوب انگلستان
favorablyUS
مطلوب ایالات متحده
complimentarily
به صورت رایگان
laudatorily
با ستایش
flatteringly
چاپلوسانه
goodly
خوب
congratulatorily
تبریک می گویم
friendlily
دوستانه
glowingly
درخشان
enthusiastically
با اشتیاق
praisefully
دلسوزانه
sympathetically
به طرز وحشتناکی
panegyrically
به طور تاییدی
approbatively
مداحی
eulogistically
با احترام
respectfully
حمایتی
supportively
به طور کامل
fulsomely
دلگرم کننده
encouragingly
عاشقانه
with approbation
محبت آمیز
adoringly
به گرمی
kindly
بسیار
warmly
به صورت غم انگیز
با مهربانی
به شدت
sycophantically
graciously
rapturously
adversely
منفی
disapprovingly
با مخالفت
negatively
به طور نامطلوب انگلستان
unfavourablyUK
به طور نامطلوب ایالات متحده
unfavorablyUS
تحقیرآمیز
derogatorily
انتقادی
disparagingly
به طرز تحقیرآمیزی
critically
تحقیر آمیز
degradingly
با تمسخر
pejoratively
با تحقیر
scornfully
به طرز ناپسندی
disdainfully
به طور جزئی
deprecatorily
غیر دوستانه
slightingly
به طور نامطلوب
deprecatingly
بدون قدردانی
derisorily
کوبنده
contemptuously
با نارضایتی
demeaningly
خصمانه
unfriendlily
لعنتی
unflatteringly
با سرزنش
unappreciatively
سرزنش کننده
scathingly
ناسپاسی
displeasedly
محکوم کننده
hostilely
از نظر قضاوتی
damningly
دلسرد کننده
reproachfully
reprovingly
thanklessly
condemnatorily
judgementally
discouragingly